| |
|
| |
يا مقلب القلوب والابصار اي دگرگون كننده دل ها و بينش ها يا مدبراليل و النهار اي گرداننده روزها و شب ها
يا محول الحول والاحوال اي گرداننده سال ها و سر گذشت ها حول حالنا الي احسن الحال بگردان حال ما را به نيكو ترين حال ها

وتری الارض هامدة فاذا انزلنا علیها الماء اهتزت وربت و أنبتت من کل زوج بهیج. ذلک بان الله هوالحق و انه یحیی الموتی وانه علی کل شی قدیر. (سوره حج, آیات 5 و 6)
زمین را می بینی جامد و افسرده و بی روح و بی جنبش. اما همین که آب باران بر آن می پاشیم به جنبش و حرکت در می آید و فزونی می گیرد و انواع گیاهان بهجت افزا می رویاند. این از آن جهت است که خدا حق مطلق است و نظام زنده کردن مرده ها در قبضه قدرت اوست. و اوست که بر هر چیزی قادر و تواناست.
|
|
| |
|
|
| |
|
| |
آنفلوآنزاي مرغي؛ در ابتدا بسياري فکر مي کردند که اين بيماري مختص مرغ هاست و قابل انتقال به انسان نيست! اما موضوع حادتر از اينها بود. آنفلوآنزاي بسيار خطرناک پرندگان موجب مرگ چند نفر در آسياي شرقي و آمريکا شد تا نگراني هاي بسياري در جهان بوجود آيد. اين موضوع موجب شد تا سازمان بهداشت جهاني يکي از مهمترين اولويت هاي کاري خود را به اجراي برنامه هايي براي جلوگيري از شيوع آنفلوآنزاي پرندگان قرار دهد. با رسيدن آنفلوآنزاي مرغي به کشورهاي همسايه ايران, نگراني مردم کشورمان دوچندان شد.
آنفلوآنزا از ايران رد شد در حالي که اظهارات ضد و نقيض درباره آنفلوآنزاي مرغي در ايران منتشر مي شد, خبر رسمي تاييد آن از سوي ايران اعلام شد. 25 بهمن 84 سازمان دامپزشکي کشور با صدور اطلاعيه اي وجود آنفلوآنزاي حاد پرندگان را در تالاب انزلي تاييد کرد. البته مسؤولان امر پرندگان تمام منطقه هايي را که مشکوک به آنفلوانزاي مرغي بودند معدوم کرده و موفق شدند که اين بيماري را ريشه کن کنند. تمهيدات مسؤولان در کشور موجب شد آنفلوآنزا از ايران پرواز کند و نگراني ها را نيز با خود ببرد. تشکيل ستاد ملي مبارزه با آنفلوآنزاي پرندگان, تداوم ممنوعيت شکار در تمام زيستگاه هاي حيات وحش, نگهداري طيور بومي در شرايط محصور شده, تشديد اقدام هاي امنيتي زيستي, آموزش به مردم و ... از جمله اقدامات مسؤولان بود.
مرغ محکوم به مرگ! مسؤولان کشورمان مبارزه گسترده اي بر ضد آنفلوآنزاي مرغي در ايران آغاز کرده اند. هر گونه تلف شدن و مورد مشکوک در مرغداري ها موجب مي شود که مرغ هاي آن مرغداري و اطراف آن محکوم به مرگ شوند. تا کنون نيز هيچ گونه مورد ابتلاي انسان به اين بيماري در انسان مشاهده نشده است. اما چندي پيش ناگهان برخي از روزنامه ها خبر آوردند که آنفلوآنزاي مرغي به تهران رسيده و پرندگان پارک پرديسان به آن مبتلا شده اند. دلاور نجفي معاون محيطي سازمان حفاظت محيط زيست دراين باره گفت: هيچ گونه مرگ مشکوکي در پارک پرديسان گزارش نشده بود. نمي دانيم چرا اين خبر نادرست منتشر شد؟ اما پارک پرديسان از هر گونه آنفلوآنزاي پرندگان پاک است. کامران باقري لنکراني نيز گفت: هر زمان که با مرگ و مير مشکوک پرندگان روبرو شويم از ابتدا احتمال مثبت بودن آنفلوآنزاي پرندگان را اصل قرار مي دهيم و زمان را براي پيشگيري از دست نمي دهيم . در مورد پارک پرديسان هم اينگونه رفتار کرديم و با همکاري وزارت جهاد کشاورزي, سازمان دامپزشکي و سازمان حفاظت محيط زيست بي درنگ اقدام هاي اوليه و پيشگيرانه انجام شد. اما اطلاعات حاصل از آزمايش ها منفي بوده و وجود اين بيماري را در پارک پرديسان تاييد نمي کنم. در تمام نقاط کشور نيز اين آزمايش ها منفي بوده است.
آزمايش در خارج شايد بسياري تصور کنند که مسؤولان به علت اينکه مردم نگران نشوند وجود آنفلوآنزاي پرندگان را تاييد نمي کنند و اين بيماري مهلک در ايران وجود دارد. اما جالب است بدانيد تمام نمونه هاي مشکوک علاوه بر اين که در داخل کشور آزمايش مي شوند در کشور هاي اروپايي نيز آزمايش شده و آزمايشگاه هاي آنها يک نسخه از جواب آزمايش را به ايران و نسخه ها ديگر را به سازمان بهداشت جهاني مي فرستند. در صورت مثبت بودن آزمايش ها سازمان بهداشت جهاني نتيجه را اعلام کرده و رسانه هاي جهان آن را منعکس مي کنند.
آنفلوآنزاي گربه اي! جالب است بدانيد نوعي ويروس تغيير شکل يافته آنفلوآنزاي مرغي در اندونزي منتشر شده که دست کم 100 گربه در جاکارتاي اندونزي را آلوده کرده است. مشاهده اين نوع آنفلوآنزا مسؤولان کشورهاي تايلند, هنگ کنگ, کره جنوبي و مالزي را آشفته کرده است. علت اين بيماري تغذيه گربه ها از مرغ هاي آلوده به آنفلوآنزاي پرندگان بوده است. اگر آنفلوآنزاي گربه اي مانند آنفلوآنزاي پرندگان منتشر شود بايد منتظر يک فاجعه باشيم. به دليل حساسيت کشورهاي همسايه اندونزي تا کنون آنفلوآنزاي گربه اي منتشر نشده و در اين باره نبايد نگراني داشته باشيم. آنفلوآنزاي پرندگان در کشورهاي همسايه ايران تاييد شده و بايد مراقب بود.
|
|
| |
|
|
| |
|
| |

تعداد گونه هاي پستاندار وحشي ايران 165 گونه است که تقريباً برابر تعداد کل گونه هاي پستاندار در قاره اروپاست. تعداد گونه هاي گياهي ايران حدود 8 هزار گونه برآورد شده است که حدود 22 درصد آنها بومي کشور است. همچنين 502 گونه پرنده, 174 گونه ماهي, 196 گونه خزنده و 20 گونه دوزيست در فهرست گونه هاي ثبت شده کشور ديده مي شود. امروزه تغيير کاربري اراضي کشاورزي به مناطق مسکوني, تجاوز به جنگل هاي طبيعي, تجارت حيوانات و گياهان وحشي, بهره برداري بيش از اندازه و آلودگي آبها مهمترين عوامل تهديد تنوع زيستي ايران به شمار مي روند. گونه هاي گياهي که در معرض انقراض هستند, بيشتر از تيره هاي گاو زبان, گل استکاني, ميخک, کاسني, آلاله, شب بو, سنگ آذين, سنگ آرا, ترتيزک کوهي, زردکوهي, نعناع و کرفس سفيد هستند که از گونه هاي درختي در معرض انقراض مي توان از توس نام برد. بر اساس طبقه بندي اتحاديه جهاني حفاظت از طبيعت , هم اکنون گونه هايي از جمله دوپاي فيروز, حفار ايراني به دشت در معرض خطر انقراض هستند و در ميان پستانداران پلنگ, هامستر, خفاش و نهنگ آبي درر معرض خطر انقراض هستند. گونه هاي خفاش نعل اسبي, يوزپلنگ, فک, خرس سياه, آهو, گورخر نيز جزء گونه هاي آسيب پذيرطبقه بندي شده اند و در ناي سيبري, کرکس پشت سفيد نيز جزو پرندگان به شدت در معرض خطر انقراض هستند که بايد با همکاري سازمان هاي بين المللي برنامه هاي حفاظت شده اي براي آنها به اجرا درآورد تا احيا و حيات دوباره آنها محقق شود. در اين ميان با سرشماري برخي از گونه هاي در معرض خطر انقراض نتايجي به دست آمد که به برنامه ريزي براي حفاظت از اين گونه ها کمک خواهد کرد.
|
|
| |
|
|
| |
|
| |

درياچه اروميه يک چاله طبيعي است که عرصه اي به وسعت 5 ميليون هکتار از رودخانه هاي کشور به آن منتهي می شوند, درياچه اروميه وسعتي معادل 500 هزار هکتار داردکه حوضه آبريز گسترده اي را شامل مي شود, تمام محدوده حوضه آبريز اين درياچه در کشور ايران قرار دارد و اگر اراده اي براي حل اين مشکلات زيست محيطي درياچه نياز باشد, بايد در سطح ملي عمل کند.
هم اکنون چالش اصلي درياچه اروميه کاهش حجم آبهاي ورودي به درياچه است که به نظر مي رسد تنها سدهايي که وزارت نيرو بر سر راه رودخانه هاي اين درياچه ساخته است, مقصر اصلي نيستند. بلکه از آنجا که اين سدها به منظور آبياري زمينهاي کشاورزي پايين دست ساخته شده است, بايد براي مديريت کشاورزي منطقه فکر اساسي کرد. هم اکنون شاهد نصف شدن حجم آب اين درياچه هستيم که به دنبال آن, ميزان غلظت نمک درياچه از حدود 200 گرم به 300 گرم در ليتر رسيده است که وضعيت بسيار خطرناکي دارد.
همچنين از آنجا که ميزان بقا و قدرت آرتميا به شوري هاي بالاي 200 گرم در ليتر تست نشده است, با افزايش غلظت شوري, شاهد نابودي اين گونه زيستي هستيم؛ چرا که ارزش آرتميا به تعداد تخمهاي آن است که هم اکنون از 25 تخم در هر ليتر به يک تخم در هر ليتر رسيده است. اين امر نشان دهنده افت شديد جمعيت آرتمياست که چون غذاي اصلي فلامينگو نيز هست, شاهد کاهش جمعيت فلامينگو بوده ايم. غلظت بالاي نمک باعث شده است که گروهي از پرنده ها در اطراف درياچه زمين گير شوند. زيرا درياچه با کمبود شديد آب مواجه است. متاسفانه به نظر مي رسد در اين بخش 90 درصد آبها به سمت زمين هاي کشاورزي مي روند و بخش کشاورزي بي ضابطه در حال گسترش است و به کشيده شدن شيره آبهاي زيرزميني منجر شده است. کنارگذر درياچه اروميه نيز بخش ديگري از مشکلات زيست محيطي را براي درياچه به همراه دارد. گسترش زمينهاي کشاورزي در دشتهاي پايين و تخريب جنگلها و مراتع در بالا دست باعث شده است مقدار زيادي رسوب در درياچه انباشته شود که براي بازگشت به اکوسيستم پايدار بايد عملکرد اين بخش را با اعمال حاکميت نظارت داشت. کنارگذر درياچه اروميه گردش آب درياچه را به هم مي زند؛ اما کارشناسان محيط زيست معتقدند اگر پلي با عمق 1470 متر در زمين و طول 13 متر و دو زيرگذر در شرق وغرب پل زده شود, در طرفين درياچه که عمق کمتري وجود دارد جريان آب گردش خواهد کرد و مشکلات زيست محيطي ناشي از آن کاسته خواهد شد که اين امر مستلزم توجه مسوولان و مجريان ذي ربط است؛ اما به نظر مي رسد بايد مشکلات زيست محيطي اين درياچه را با ديد ديگري بررسي کرد ...
|
|
| |
|
|
| |
|
| |
هر سال.
- آلودگي هوا مرز نمي شناسد و حتي کيلومترها دورتر از جايي که توليد مي شود, بر
کشاورزي و محيط زيست تأثير مي گذارد.
- حداقل 90 درصد آب آشاميدني مردم دنيا از منابع آبي زيرزميني به دست مي آيد, اما
همين منابع هر روز بيش از روز قبل بر اثر ايجاد آلودگي هاي زيست محيطي آلوده مي شود.
- در کشور آفريقايي اتيوپي, هر سال 100 هزار تا 200 هزار هکتار از جنگل ها از بين
مي روند, اما باز هم هنوز 200 ميليون نفر در دنيا چوب کافي براي پخت غذايشان ندارند.
|
|
| |
|
|
| |
|
| |
میانکاله , بی پرنده و بی پرواز

اهمیت میانکاله
میانکاله اولین زیستگاه سوخت گیری و تجدید قوای پرندگان مهاجری است که صدها و هزاران کیلومتر را بدون استراحت و تغذیه طی کرده اند تا به اینجا برسند. پرندگان قبل از مهاجرت, مبادرت به تغذیه فراوان می کنند. این تغذیه به ظاهر افراطی موجب تجمع چربی به نام « چربی مهاجرتی » در بدن آنان می گردد. این چربی سوخت کافی برای مهاجرت در پرواز بلاانقطاع چندین صد کیلومتری را فراهم می کند. بنابراین پرندگان وقتی به میانکاله می رسند خسته, فرسوده و گرسنه هستند. بسیاری از پرندگان از این سفر جان سالم به در نمی برند. بقیه که زنده می مانند نیاز به غذا و استراحت دارند. امنیت مهمترین عامل جلب و جذب پرندگان به این مناطق می باشد. دسته های پرندگانی که به میانکاله می آیند جوجه های خود را با خود می آورند. راه را به آنها نشان می دهند و این جوجه ها به نوبه خود, فرزندان خود را همراهی می کنند و میانکاله را به آنها معرفی می کنند. واین چنین است که نسل ها بعد از نسل پرندگان به میانکاله مهاجرت می کنند و می آیند دسته دسته و گروه گروه ولی این آمد و رفت ها تا زمانی جریان دارد که امنیت میانکاله برای پرندگان حفظ شود, ولی آیا براستی میانکاله برای پذیرفتن این مهمانها آمادگی دارد؟
ساختار میانکاله پناهگاه حیات وحش میانکاله در کل 68800 هکتار وسعت دارد و از دو اکوسیستم آبی و خشکی تشکیل شده است. اکوسیستم آبی شامل تالاب میانکاله و خلیج گرگان است که از آبگیرها, زمین های باتلاقی, جنگلی با درختچه ها و زمین های پوشیده از گز تشکیل شده است. اکوسیستم زمینی خود از تپه های شنی انارستان ها, تمشکزارها, سازیال ها و علفزار ها با مراتع گوناگون درخت و درختچه های متراکم یا پراکنده تشکیل شده است. در حفاظت از طبیعت یک اصل مهم در همه دنیا شناخته شده است. تنوع زیستگاهی موجب تنوع موجودات می شود. در مناطق آبی میانکاله, علاوه بر ماهی ها, پرندگان گوناگون آبزی زندگی می کنند که خود به چندین دسته تقسیم می شوند. در اکوسیستم های خشکی شاهد حضور پرندگان خشکزی مانند زنگوله بال و نیز دراج هستیم. جالب است بدانیم که دراج پرنده نواحی گرم و خشک ایران, مانند خوزستان است, ولی چون میانکاله زیستگاه مناسب این پرنده را در خود دارد دراج در آن زندگی و تولید مثل می کند. در اکوسیستم زمینی, پستانداران نیز فضای خود را برای زندگی حفظ کرده اند. جای پای ببر مازندران در میانکاله پیداست. سری به یادداشت های ظل السلطان, فرزند شکارچی ناصرالدین شاه می زنیم «امروز روز خوبی بود, 9 قلاده ببر در میانکاله شکار کردیم» ظاهرا" از این روزهای خوب آنقدر زیاد اتفاق افتاد که ببر مازندران نه تنها از میانکاله بلکه از کل ایران و جهان رخت بربست. اینک در میانکاله اثری از ببر, گورخر و مرال نیست. به راستی از میانکاله چه باقی مانده است؟
میانکاله امروز از زبان دکتر اسماعیل کهرم پس از 33 سال امسال دو سه روز قبل از عید قربان به میانکاله رسیدم. شب در مهمانسرای محیط زیست بودیم. ساعت 5 صبح بیرون رفتیم. حدود نیم ساعت به طرف شرق راندیم تا به لبه خلیج گرگان رسیدیم. هوا سرد بود. ولی آسمان در طرف شرق خون آلود شد. خورشید سربرآورد. کم کم قله سرفراز دماوند از دور پیدا شد. عجب شکوهی, سروکله پرندگان هم از دور پیدا شد. یک خط سفید از فلامینگوها(5000 بال), 165 بال قو و حدود 4000 بال انواع مرغابی و غازها؛ همین. ولی این تمام تصویر میانکاله نیست. با روشن شدن هوا, موسیقی متن هم شروع به نواختن کرد. صدای شلیک تفنگ های شکاری پی در پی شنیده می شد. کمتر از 2 دقیقه بین 2 تیر فاصله بود! این در حالی بود که پروانه شکار مرغابی دو سال است که صادر نشده است !!! یعنی آنچه در میانکاله می گذشت شکار بی رویه و غیر قانونی بود. تعداد پرندگان یک دهم آمار 30 سال پیش و حتی کمتر است. ولی براستی چرا؟
فردا آنچه اکنون از میانکاله باقی مانده است مراتعی است مخروبه, زمین های لم یرزع و سنگزارهای گسترده. آیا کسی می تواند وضعیت 30 سال پیش میانکاله را باور کند؟ اگر به همین منوال پیش رویم 30 سال آینده کسی باور می کند که اینجا زمانی قرقاول و دراج و حدود 12000 بال پرنده زمستان گذران می کردند؟ آینده میانکاله امروز دست ماست. همین امروز باید میانکاله را کاملا و مطلقا در دست طبیعت بگذاریم. فردا دیر است.
|
|
| |
|
|
| |
|
| |

در دنیا به طور کل 2 گونه گوزن زرد داریم: یکی گوزن زرد ایرانی و دیگری گوزن زرد اروپایی. گوزن زرد ایرانی گونه خاصی است که فقط در ایران زندگی می کند. حدود سال های 38 - 1337 به قبل فکر می کردند که کاملا" منقرض شده و از میان رفته, ولی بر اثر اتفاق, چند نفر در دز و کرخه تعدادی گوزن زرد دیدند و به ماُموران محیط زیست آن زمان اطلاع دادند. حافظان محیط زیست هم پیگیری کردند و فهمیدند که نسل گوزن زرد ایرانی منقرض نشده است.
تعداد کمی گوزن زرد در دز و کرخه وجود داشت که از سال 73 به بعد در چند نوبت از آنجا زنده گیری و به دشت ناز ساری منتقل شدند. در ابتدا فقط 5 راُس گوزن زرد وجود داشت, بعد اینها زاد و ولد کردند و تعدادشان زیاد شد.
در سال 1365 اولین انتقال از دشت ناز به جزیره اشک دریاچه ارومیه صورت گرفت که در حال حاضر جمعیتی حدود 300 راُس گوزن زرد در آنجا وجود دارد که بیشترین جمعیت گوزن زرد را تشکیل می دهند. پس از آن زنده گیری هایی صورت گرفت و گوزن ها به بخش های مختلفی منتقل شدند, مثلا" در میان کتل شیراز در دشت ارژن, محدوده محصوری درست شد و تعدادی گوزن زرد به آنجا برده شد. تعدادی هم به جزیره کیش, سیری و لاوان برده شد. 2 نوبت هم به زیستگاه اصلی شان در دز و کرخه برده شدند که متاُسفانه به دلیل عدم حفاظت و مدیریت صحیح, هیچ کدام از آنها باقی نماندند و از میان رفتند. متاُسفانه در این برنامه ها گوزن های زرد فقط تا مرحله زنده گیری و رها سازی در طبیعت مدیریت و بعد فراموش شدند.
با بررسی های صورت گرفته مشخص شد که قدرت سازگاری گوزن زرد با محیط خیلی بالاست و تنها به دلیل عدم حفاظت و حراست و در نتیجه شکار این گونه, دیگر گوزن زرد آزادی در این جنگل ها وجود ندارد. در جزیره کیش هم همین مشکل پیش آمد, تا حدود 5 سال پس از رها سازی, همچنان گزارش هایی از مشاهده این گونه می رسید, اما بعد دیگر مشاهده نشد و در آنجا هم از میان رفت.
گوزن هایی که الان در دشت ناز ساری میان کتل شیراز و جزیره اشک ارومیه هستند تغییرات عمده ای یافته اند و حداقل از لحاظ شکل ظاهری و بخصوص شکل شاخ تفاوت هایی با گوزن زرد خالص قدیمی ایرانی دارند. البته این تغییرات بسیار ضعیف است چون این گونه به دلیل شرایط زیستی متفاوت, شرایط تغذیه ای متفاوتی هم دارند, اما چون احتمالا" از لحاظ ژنتیکی با گونه و زیر گونه آمیخته نشده اند, در نتیجه تغییر عمده ای نیافته است. پس اگر آنها را در زیستگاه اصلی خودشان رها کرده و چند نسل از آنها بگذرد, همان گوزن زرد ایرانی اصیل و قدیمی خودمان را خواهیم داشت.
|
|
| |
|
|
| |
|
| |

((به جاي ماهي سيب درون تنگ بگذاريد!)) اين حرف را کساني مي زنند که مخالف مرگ بيش از 7 ميليون ماهي قرمزي هستند که قرار است در آخرين روزهاي اسفندماه امسال به مسلخ نوروزيشان بروند. چه اغلب ماهي هاي قرمز را عده اي سودجو در شرايطي غير بهداشتي پرورش مي دهند و به بازار عرضه مي کنند; آنها به بيماريهايي آلوده اند که پس از رها شدن در آبهاي جاري سبب بيماري ساير آبزيان نيز مي شوند. از داکتيلوجايروس گرفته تا کرم قلابدار ماهي و کرم چشم ماهي و انگل گوارشي استسقاء عفوني انواع بيماري هاي قارچي که جملگي پشت نقاب زيبا و قرمز آن ها پنهان است و اين انتقام مرگ خاموشي است که همه ساله ميليون ها ماهي را به کام مي کشاند.
تابوتي به نام تنگ! ماهي هاي قرمز بر اساس ساختار زيستي شان نبايد در آب تميز زندگي کنند, بلکه در آب آنان بايد لجن وجود داشته باشد و آنان از تخم حشرات استفاده مي کنند و تخم حشرات در آب هاي کثيف موجود است. اين حرف ها را دکتر مهرناز عطري مي زند. وي توانست در سال 1381 با مجاب کردن سازمان هاي محيط زيست, دامپزشکي و شهرداري تهران, سبب جمع آوري آنها از مراکز فروش سطح شهر شود. او معتقد است تنگهاي کوچک جاي مناسبي براي نگهداري ماهي هاي قرمز نيست و مي افزايد: عده اي براي تغذيه ماهي قرمزشان اقدام به خريد ماهي قرمز مي کنند, ولي از آنجا که غذاي زياد در آب ماهي مي ريزند, باعث مي شوند تا ماهي بترکد و جان سپارد.
دکتر عطري مي گويد: مردم بدون اينکه خود بخواهند و يا خبر داشته باشند, هر ساله ماهي قرمز را که موجودي لطيف, ظريف, زيبا و بي آزار است, زجر و شکنجه مي دهند. آنها نمي دانند که ماهي قرمز بر اثر ضربه اي هر چند کوچک به تنگ و يا صداي توليد شده در محيط به شدت مي ترسد و سکته مي کند.
کارشناسان محيط زيست در مورد ماهي قرمز مي گويند که اين موجود کوچک و دوست داشتني در تابستان و زمستان بايد در هواي آزاد باشد و گرماي آپارتمان ها باعث مرگ زودرس آن و عقيم شدنش مي شود. حرفي که کاملا" علمي است. اگر دقت کنيد مي بينيد ماهي هاي قرمز شما در تنگ ها و آکواريوم ها يا ته تنگ هستند و يا روي آب بي حرکتند. آنان لاغرند و يا بدنشان ورم دارد و بعد از مدتي به بيماري مبتلا مي شوند, بدنشان کمرنگ مي شود و به انواع عفونت هاي باکتريال مبتلا مي گردند که اين خود براي اطفال زيان آور و قابل سرايت است. در اين باره, دکتر عطري مي گويد: در اثر زندگي ماهي قرمز در آپارتمان و تنگ ها آنان به کرم لنگر يا آنکور مبتلا مي شوند که اين کرم ها خون ماهي قرمز را مي خورند و در بدن ماهي توليد زخم مي کنند. شايد ديده باشيد گاهي ماهي ها به سرعت دهان خود را باز و بسته کرده يا به سرعت حرکت مي کنند و خود را به تنگ مي مالند. گاهي هم بيماري کف در ماهي ها به وجود مي آيد و چيزي کف مانند روي بدن آنان را مي پوشاند.
اي کاش مردم هنگامي که سر سفره هفت سين خوشحال و شاد هستند و به هم عيدي مي دهند, نگاهي دقيق و عميق به تنگ کوچک ماهي قرمزي مي انداختند که به سختي از دست آنان در زجر و عذاب است, ماهي قرمزي که در درد متشنج است, ماهي قرمزي که به جاي 12 تا 20 سال زندگي تنها مدت کوتاهي در دست ما زندگي مي کند, ما که به دنبال تحول قلب هايمان هستيم ...
|
|
| |
|
|
| |
|
| |
در آذر ماه سال گذشته با تصویب مجلس شورای اسلامی و تایید شورای نگهبان, ایران به پروتکل کیوتو پیوست و به دولت یک سال مهلت داده شد تا مرجع صلاحیت دار ملی این پروتکل مشخص شود. سازمان حفاظت محیط زیست نیز در اول اسفند ماه امسال به عنوان مرجع صلاحیت دار برای اجرای پیمان کیوتو در ایران معرفی شد.
پیمان کیوتو چیست؟ پیمان کیوتو معاهده ای بین المللی است که هدف آن کاهش اثرات گازهای گلخانه ای از سوی کشورهای صنعتی است. دی اکسید کربن, متان, هیدروفلوروکربن, پرفلوروکربن و سولفورهگزافلوراید گازهایی است که هدف این معاهده اند. این گازها بر اساس تحقیقات انجام شده موجب گرم شدن کره زمین و تغییرات آب و هوایی می شوند. تغییرات آب و هوایی زندگی روی کره خاکی را سخت می کند. پیمان کیوتو به دنبال مذاکراتی که از سال 1992 آغاز شده بود, در سال 1997 مورد توافق قرار گرفت.
اهداف پروتکل کشورهای صنعتی به عنوان بزرگترین تولید کنندگان گازهای گلخانه ای بین سال های 2008 تا 2012 ملزم به کاهش 5 درصد از گازهای گلخانه ای نسبت به سال 1990 هستند. همچنین هر کشوری که این معاهده را می پذیرد, باید سهمی در کاهش گازهای گلخانه ای داشته باشد. به نظر می رسد کشورهای اروپایی 8 درصد و ژاپن 5 درصد از میزان فعلی تولید گازهای گلخانه ای بکاهند. همچنین بر اساس این معاهده, کشورهایی که تولید گاز گلخانه ای کمتری دارند, اجازه می یابند که مقدار تولید خود را افزایش دهند.
آیا به اهداف رسیده ایم؟ کشورهای صنعتی در مجموع از سال 1990 تا سال 2000 میزان تولید گازهای گلخانه ای را 3 درصد کاهش داده اند.پیمان کیوتو در سال 2001 و به دلیل خروج ایالات متحده امریکا از این پیمان, ضربه سختی خورد. زیرا امریکا به تنهایی تولید کننده یک چهارم گاز گلخانه ای در سطح جهان است.
پیمان کیوتو و تاُثیر آن بیشتر دانشمندان محیط زیست معتقدند که اهداف تعیین شده در پیمان کیوتو فقط به سطح مسئله می پردازد. این توافق به دنبال آن است که کشورهای صنعتی میزان تولید گازهای گلخانه ای را 5 درصد کاهش دهند, در حالی که دانشمندان محیط زیست معتقدند برای جلوگیری از تاُثیرات مخرب گرم شدن کره زمین, میزان تولید گازهای گلخانه ای باید تا 60 درصد کاهش یابد.
تجارت کاهش گازهای گلخانه ای تجارت گازها به معنی آن است که کشورها اجازه دارند میزان کاهش گازهای گلخانه ای را بخرند و یا بفروشند. کشورهایی که گاز کمتری تولید می کنند می توانند میزان تولید را به عنوان اعتبار به کشورهایی که بیشتر گاز تولید می کنند واگذار کنند. همچنین همه کشورها باید اقداماتی همچون درختکاری و حفاظت از خاک را نیز انجام دهند, که این اقدامات به جذب کردن و منتشر نشدن آن کمک می کند.
|
|
| |
|
|
| |
|
| |
شايد با شنيدن نام تالاب, نيزاري که اطراف آن را کمي آب فرا گرفته است به ذهنتان خطور کند. جايي که هيچ خاصيتي ندارد و حتي مي تواند ترسناک و خطرآفرين هم باشد. اما جالب است بدانيد که وجود تالابها در زندگي ما اهميت بسياري دارد. آيا باور مي کنيد که به خاطر از بين رفتن يک تالاب در منطقه اي از ايران, پس از مدت کوتاهي بافت انساني منطقه اي ديگر از کشورمان تغيير کرد؟
يک تالاب = 10 جنگل
ارزش اکولوژيک تالابها 10 برابر جنگل ها و 200 برابر زمينهاي زراعي ست اما تالابها با کمترين توجه مواجه اند. مرکز نظارت محيط زيست جهاني ميزان تالابهاي جهان را 570 ميليون هکتار برآورد کرده که يک ميليون و 481 هزار و 147 هکتار از آن در ايران قرار دارد.
در کشور ما 84 تالاب مهم بين المللي شناسايي شده که از ميان آنها تا کنون 33 تالاب در چارچوب 22 عنوان به ثبت رسيده است. اما آيا واقعا" اين تالابها مي تواند براي محيط زيست مهم باشد و نبود آنها براي ما ايجاد مشکل کند؟
تالابهاي زندگي بخش توليد و ذخيره سازي آب, حفظ و توسعه تنوع زيستي گياهي و جانوري, مهار سيل فرسايش, پالايش آب, کانونهاي گردشگري, تثبيت آب و هواي محلي بويژه تعديل درجه حرارت, تامين غذا و توليد فرآورده هاي شيلاتي و پرندگان, از ارزش هاي اکولوژيک و اقتصادي تالاب ما به حساب مي آيد. اما آيا اگر اين تالابها نباشند و مثلا" تثبيت آب و هواي محلي را نخواهيم, آيا مشکلي بوجود نمي آيد؟
چرا تالابها از بين مي رود؟ باقرزاده مدير کل دفتر امور تالابها به اين سوال اينگونه پاسخ مي دهد: عوامل بسياري در نابودي تالابهاست. ما مي توانيم حداقل با کاستن از آلوده کردن تالابها و کلا" محيط زيست به زنده کردن تالابها کمک زيادي کنيم. تالابهاي کشور در وضع ناگواري قرار دارد و خطر آنها را تهديد مي کند. سازمان حفاظت محيط زيست فقط وظيفه نظارتي دارد و نمي توانيم کار اجرايي انجام دهيم. سازمان ها و وزارتخانه هايي که در ارتباط مستقيم با محيط زيست قرار دارند بايد به اين هشدار توجه کنند. تنها بودجه اي که براي تالابهاي سازمان حفاظت محيط زيست در نظر گرفته شده, محدود به بودجه پژوهشي است.
چراغ قرمز
از 22 عنوان تالاب تثبيت شده در کنوانسيون تالابهاي ايران, 7 تالاب در وضع قرمز قرار دارند. اگر به اين تالابها توجه نکنيم بايد منتظر تغييرات اساسي در محيط زيست کشورمان باشيم که مي تواند در زندگي ما نيز نقش اساسي ايفا کند. مدير کل دفتر امور تالابهاي سازمان محيط زيست در اين باره مي گويد: ما تنها مي توانيم چراغ قرمز را روشن کرده و اخطار دهيم اما نمي توانيم به تنهايي محيط زيست و تالابها را که اهميت فراواني دارند نجات دهيم. همه بايد همت کنند تا قبل از فاجعه زيست محيطي تالابها را زنده نگه داريم. اگر به اين موضوع توجه نکنيم ضربات جبران ناپذيري را متحمل خواهيم شد. 13 بهمن روز جهاني تالابها نام گرفته است. چه کسي در اين روز به فکر آنها بود؟ بسياري از تالابها در چند سال گذشته زيان هاي فراواني به خود ديد. فکر مي کنيد تا 13 بهمن ماه سال آينده باز هم چراغ قرمز روشن خواهد ماند يا تالابها در مرداب فراموشي فرو خواهند رفت؟
|
|
| |
|
|
| |
|
| |
با سلام خدمت کاربران گرامی این وبلاگ جهت استفاده ی شما دوستان عزیز طراحی شده است. امیدواریم که با کمک و یاری شما دوستان بتوانیم روز به روز شاهد پیشرفت این وبلاگ باشیم. با تشکر از همراهی شما . . . منتظر پیشنهادات شما هستیم . . .
|
|
| |
|
|
|
سیاره خاکی ما زمین این اسطوره ی حرکت و پویایی برای سلامت و بقای خود نیازمند حمایت دست های توانگر ماست!
پس بیایید برای زمینی سبز و آسمانی آبی هم پیمان شویم...
|