تبليغاتX
محیط زیست_دانشگاه آزاد اهواز
 
   
     
 
 
 

دانشمندان استراليايي طي تحقيقات اخير خود در سواحل جزيره "بيز" در شمال استراليا اعلام کردند: استفاده بيش از حد از تلفن همراه، ماهواره ها و مانيتورهاي رايانه سبب بروز اختلالات در بدن کوالاهاي استراليا شده و نسل آنها را به تدريج با انقراض روبرو مي کند.
اين در حالي است که محققان دانشگاه کوئينزلند در بريسين استراليا اعلام کردند: امواج ساطع شده از تلفن هاي همراه، باتري هاي خورشيدي، باتري خودروها و ديگر وسايط الکترونيکي سبب ايجاد اختلال 30 ثانيه اي در امواج مغزي کوالاها شده و اين امر باعث سقوط کوالاها از درختان مي شود.
بيل اليس يکي از محققان دانشگاه محيط زيست کوئينزلند اعلام کرد: کوالاها که اکثر اوقات بر روي درختان بلند زندگي کرده و در همان جا به توليد نسل مي پردازند در صورت ادامه اين اختلال که توسط امواج راديويي تلفن هاي همراه به وقوع مي پيوندد رفته رفته از بين مي روند.

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

به دام افتادن فسيل زنده توسط يک ماهيگير

Coelacanthها تقريبا قديمي ترين گونه ماهي هاي جهان هستند که رکوردهاي فسيلي آنها به بيش از 350 ميليون سال قبل بر مي گردد. اوج فراواني آنها مربوط به 240 ميليون سال پيش بوده است.
تا سال 1938 تصور مي شد که Coelacanth در اوخر کرتاسه همراه با انقراض بزرگ دايناسورها از بين رفته اند. اما با کشف يک Coelacanth در جنوب آفريقا در آن سال نام آن به عنوان يک فسيل زنده در تاريخ ثبت گرديد.



کشف قورباغه اي که بدون شش تنفس مي کند

نخستين گونه از قورباغه که بدون شش تنفس مي کند در آبهاي جزيره بورنيو (Borneo) اندونزي به صورت تصادفي توسط ديويد بيکفورد استاد بيولوژي دانشگاه ملي سنگاپور کشف شد.
اگر چه پيش از اين ، دوبار نمونه ي اين قورباغه مشاهده شده بود اما به دليل نادر بودن، تلاشي براي کالبد شکافي آن صورت نگرفته بود تا در سفر اکتشافي که اين پژوهشگر به جزيره بورنيو انجام مي دهد با مشاهده چندين نمونه از اين قورباغه و انجام يک پژوهش معمول کالبدشکافي به کشف اين نکته نايل مي گردد.

....شکار و طبیعت....

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

آيا وجود ابرهاي عجيب و غريب علامت بروز يک زلزله ويرانگر است؟
اين سوالي است که محققان پس از ديدن ابرهاي خاص بالاي يک شکست فعال زمين در ايران -پيش از هر دو زلزله فاجعه بار- مشاهده کردند. اين محققان دسامبر سال 2004 در تصاوير ماهواره اي ابرهايي عجيب ديدند که صدها کيلومتر گسترده شده بود و چند ساعت متوالي در يک مکان خاص قرار داشتند و اين در حالي بود که ابرهاي اطراف آن دسته ابرهاي خاص درحال حرکت بودند. در همان زمان، تصاوير گرمايي زمين نشان داد که دما در مدت زمان شکست زمين بسيار بالاتر از حد طبيعي خودش بوده است. 22 فوريه 2005 زمين لرزه اي به بزرگي6/4 ريشتر آن منطقه را درگرفت و افراد بسياري را به کام مرگ کشاند. شصت و چهار روز بعد نيز زمين لرزه اي به قدرت 6 ريشتر آن ناحيه را لرزاند. اين محققان معتقدند که فوران گازهاي داغ از درون شکست زمين مي تواند آب موجود در ابرها را بخار کند. ايده ديگر اين است که ممکن است در اين زمان يونيزاسيون رخ دهد. محققان توضيح مي دهند وقتي سنگها فشرده مي شوند، يون هاي مثبتي در هوا تشکيل مي شود و مشکل اينجاست که اين يون ها به تشکيل بيشتر ابرها کمک مي کنند، نه پراکنده سازي آنها. بنا به گفته محققان اگر تشکيل اينگونه ابرها علامت خوبي براي تشخيص زلزله هاي بزرگ و قدرتمند باشد پس مي توانند جلوي تلفات بسياري را بگيرند.

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 
جام جم آنلاين: حيات ما انسان‌ها شديدا به كوه‌ها وابسته است، در حالي كه در چند دوره گذشته آسيب‌هاي جبران‌ناپذيري به اين سرمايه‌هاي ملي وارد آمده و متاسفانه اين اتفاق غيرمبارك همچنان ادامه دارد.
 
عنوان امسال روز جهاني كوهستان گرم شدن زمين و كوه‌هاست، چرا كه به علل مختلف گرم شدن زمين، امروز به يكي از جدي‌ترين و اساسي‌ترين بحران‌هاي بشري تبديل شده است؛ گناه بزرگي كه با زياده‌خواهي انسان‌ها و مسير نادرست آدميزاد رقم خورده و در صورت ادامه، چهره زمين را دگرگون خواهد نمود.

كنفرانس محيط زيست و توسعه سازمان ملل در سال 1992 در ريودوژانيرو در كشور برزيل برگزار شد، حاصل اين كنفرانس جهاني يك دستورالعمل جامع در رابطه با محيط زيست، در هيات دستور كار 21 است. يكي از فصول  اين دستور كار جامع به مديريت اكوسيستم‌هاي شكننده و توسعه پايدار كوهستان اختصاص دارد.

در اين فصل كوهستان‌ها در رديف اكوسيستم‌هاي آسيب‌پذير و حساس و در عين حال ارزشمند و پرفايده طبقه‌بندي شده‌اند. 10 سال پس از ريودوژانيرو در سال 2002 اجلاس جهاني توسعه پايدار در ژوهانسبورگ آفريقاي جنوبي و با حضور سران كشورها و نمايندگان تشكل‌هاي غيردولتي بسياري از ملل، تشكيل شد.

اين اجلاس دستيابي به توسعه پايدار را در دستور كار خود قرار داده بود و منجر به شكل‌گيري ساختار جديدي به نام «مشاركت بين‌المللي براي توسعه پايدار نواحي كوهستاني» شد.

هدف از تشكيل اين ساختار اتحاد بين دولت‌ها و آژانس‌هاي سازمان ملل و سازمان‌هاي غيردولتي است كه شامل تلاش براي برطرف كردن فقر و تنگدستي ساكنان در نواحي كوهستاني و امنيت غذايي جوامع كوه‌نشين، حمايت از اكوسيستم‌هاي شكننده كوهستاني جهان و حفاظت از آب شيرين، فون و فلور و تنوع زيستي كوه‌هاست و به درستي جمهوري اسلامي ايران و انجمن حفظ محيط كوهستان به عضويت اين مجموعه بين‌المللي درآمده‌اند.

هم‌اكنون يكي از عوامل تخريب محيط زيست كوهستان حضور طبيعت‌گردان در اين محيط است. طبيعت‌گردي ياEcotourism  فعاليتي است كه براساس مصوبه 1996 اتحاديه جهاني حفاظتWorld Conservation Union  چنين تعريف گرديده است: سفري مسوولانه از نظر محيط زيستي كه به منظور لذت بردن از مناطق نسبتا بكر طبيعي (و هرگونه ويژگي فرهنگي موجود در منطقه از گذشته و حال) ترتيب داده مي‌شود و باعث ترويج حفظ محيط زيست مي‌گردد. در طول اين سفر، گردشگران حداقل تاثيرات منفي را بر منابع طبيعي مي‌گذارند و مردم بومي در سود حاصل از فعاليت‌هاي اجتماعي و اقتصادي شريك مي‌شوند.

متاسفانه انجام فعاليت‌هاي طبيعت‌گردي در كشور با تعريف به عمل آمده در اتحاديه جهاني حفاظت فاصله بسيار دارد و اين موضوع جمعيت‌هاي دوستداران محيط‌زيست را نگران كرده است، چرا كه متاسفانه در قالب اين فعاليت‌ها هيچگونه طرح مديريتي براي استفاده مطلوب از پتانسيل‌ها و جاذبه‌هاي طبيعي كشور تدوين و تصويب نگرديده است.

در حال حاضر براي تورهاي طبيعت كه تعداد آنها به مرور زمان و با استقبال مردم افزايش مي‌يابد، نظام جامع مديريتي اعمال نمي‌شود و حتي استاندارد و معياري براي بهره‌وري و استفاده از اين‌گونه جاذبه‌هاي بي‌بديل وجود ندارد و حتي بيشتر جاذبه‌ها در محيط‌هاي طبيعي فاقد حريم مشخصي‌ هستند.

متوليان اجراي تورهاي طبيعت در سال‌هاي اخير، مناطق طبيعي و بسياري از مناطق كوهستاني را هدف قرار داده‌اند. گروه‌هايي كه غالبا با اصول و معيارهاي اخلاقي چگونگي بهره‌مندي از مواهب الهي طبيعت آشنا نيستند و به همين علت سعي دارند تا در حداقل زمان ممكن حداكثر بهره‌كشي را از آن داشته باشند.

بيشتر جاذبه‌هاي طبيعي در كنار رودخانه‌ها، دريا و مناطق كوهستاني قرار دارند. اين مناطق توسط افرادي كه با حساسيت‌هاي محيط زيست و معادلات آن ناآشنا هستند تخريب مي‌شوند. اين يك واقعيت تلخ است كه هم‌اكنون در طبيعت بيشتر شاهد حضور افراد علاقه‌مند اما ناآگاه به مسائل محيط زيست هستيم.

اين طيف از مردم تاكنون چگونگي برخورد با طبيعت را آموزش نديده‌اند و طبيعت را فضايي براي تخليه تمام محدوديت‌هاي محيط شهري مي‌دانند. اهميت امر آموزش در فعاليت‌هاي طبيعت‌گردي بر هيچ‌كس پوشيده نيست، مقوله آموزش، در حال حاضر حلقه مفقوده‌اي‌ است كه متوليان گردشگري كشور، كمتر توجهي به آن داشته‌اند و دليل اين ادعا رفتار نامهربانانه غالب گردشگراني است كه در مناطق طبيعي حضور مي‌يابند و اين مناطق را با هجوم غافلانه خود تخريب مي‌نمايند.

اصول آموزش درباره برخورد با طبيعت براي سنين مختلف و طبقات متنوع اجتماعي از پايين‌ترين سنين تا افراد مسن‌تر تدوين نشده است و اين موضوع بايد در اولويت سياست‌هاي متوليان گردشگري و مسئولان سازمان حفاظت محيط زيست قرار گيرد.

بديهي است، افزايش سفر به طبيعت بدون انجام برنامه‌هاي آموزشي مناسب به تخريب بيشتر محيط زيست منجر مي‌شود. استفاده از ظروف يك بار مصرف، آزادي در ورود به هرجا و ايجاد آلودگي‌هاي صوتي از جمله موارد شاخصي است كه محيط كوهستان را تهديد مي‌نمايد.

روزانه مقادير زيادي زباله در كوهستان‌هاي كشور ريخته مي‌شود. كيسه‌هاي پلاستيكي حجم زيادي از زباله رهاشده در طبيعت را به خود اختصاص داده است. اين مواد در طبيعت به سختي تحت عوامل فيزيكي و شيميايي طبيعي تجزيه مي‌شوند، ارزان بودن و در دسترس بودن آنها موجب شده تا در سطح وسيعي از آنها  براي مصارف گوناگون استفاده گردد.

متاسفانه وجود اين مواد در كوهستان يكي از شديدترين مخاطرات زيست‌ محيطي را در محيط‌هاي كوهستان ايجاد نموده است. بسياري از كشور‌ها سعي دارند تا مصرف اين مواد را محدود نمايند.

از طرفي هر جايي كه تجمع حضور مردم براساس يك جريان غيرعلمي و تنها براساس يك حركت كنترل ‌نشده و سنتي در مناطق مختلف و جاذبه‌هاي مناطق طبيعي و زيباي كشور بيشتر باشد ، افراد غيرمتخصص بيشتر براي كسب سود و درآمد و بدون نكات زيست ‌محيطي به حوزه طبيعت‌گردي وارد مي‌شوند و در كمترين زمان مي‌خواهند بيشترين استفاده را داشته باشند.

مسوولان محلي با يك سلسله اقدامات عمراني سطحي‌نگر به ايجاد امكانات در آن منطقه فكر مي‌كنند؛ اقداماتي كه غالبا بدون در نظر گرفتن ملاحظات زيست‌محيطي صورت مي‌گيرد. اين موضوع موجب شده است تا توسعه مناطق صرفا با يك سري اقدامات منفعلانه مواجه گردد و بي‌شك ادامه اين روند، سرعت تخريب مناطق را از ساخت‌وسازهاي بي‌برنامه و كنترل‌نشده افزايش خواهد داد؛ حركتي كه پايان و عاقبت خوبي را براي طبيعت رقم نخواهد زد.

موافقتنامه بين‌المللي كاتماندوي نپال در سال 2002 ميلادي درباره حفاظت از محيط زيست از جنبه‌هاي گردشگري و تورهاي طبيعت صورت گرفته است. در اين موافقتنامه، برخي از استاندارد‌هاي لازم در جهت حفاظت از محيط زيست تدوين شد.

پس از آن، كشورهاي حاضر در اين نشست، تلاش كردند تا استانداردها را تا حد امكان رعايت كنند ولي علي‌رغم تمايل مسوولان ذيربط و تشكل‌هاي مردمي نظير موسسه حفظ محيط زيست كوهستان كه فعاليت خود را در زمينه كوه‌ها از سال 1372 شروع كرده است، براي تحقق اهداف موافقتنامه، اقدامات جامعي صورت نگرفته و نظارت مناسبي نيز بر اين موضوع اعمال نگرديده است.

اگر با تمركز بيشتر به كوهستان‌ها توجه كنيم و زماني كه با معيارهاي علمي به مقايسه مناطق كوهستاني و دشت‌ها بپردازيم ويژگي‌هاي با اهميت و منحصربه‌فرد كوهستان بيشتر روشن مي‌شود. كافيست در يك مسير مشخص و هدفمند از دشت‌هاي خشك به طرف كوه‌ها حركت كنيم. در اين حالت است كه تفاوت‌ها به صورت ناگهاني و كاملا مشخص خود را نمايان مي‌سازد.

تغيير در فشار هوا، دما و رطوبت، تفاوت پوشش گياهي، رنگ‌ها و سرسبزي، تغيير در ارتفاع و ناهمواري‌ها كه جملگي نشان‌دهنده هويت خاص كوه‌هاست. از ديگر مزيت كوه‌ها آب فراوان و هواي پاك است كه مي‌توان از آنها نام برد. به دليل شكل فيزيكي و اكولوژي خاص، كوه‌ها مناطق بسيار آسيب‌پذيري هستند.

شيب و شرايط متغير آب و هوايي و تغييرات در ارتفاع باعث مي‌شود كه كوچك‌ترين دخالت در اين محيط‌ها منجر به تخريب شديد شود، قرار گرفتن كوهستان‌هاي كشورمان در منطقه خشك جهان مزيد بر علت شده و به حساسيت و آسيب‌پذيري كوه‌ها افزوده است. اگرچه ريختن زباله و ايجاد آلودگي تصويري از عوامل تاثيرگذار بر محيط كوهستان به شمار مي‌رود، اما مهم‌ترين عوامل آسيب به كوه‌ها به اين محدود نمي‌شود.

در حال حاضر عوامل خطرناك آسيب‌رسان به كوه‌ها متعدد هستند. چراي بي‌رويه دام‌ها در مناطق كوهستاني انجام مي‌شود. دام‌ها در ماه‌هاي محدودي از سال مي‌توانند در كوه‌ها و كوه پايه‌ها به چرا بپردازند كه با توجه به تعداد بسيار بيشتر جمعيت دام نسبت به مناطق چراگاهي هر ساله شاهد از بين رفتن تعداد بسياري از گونه‌هاي گياهي كمياب هستيم.

ريشه گياهان كوهي باعث تقويت خاك و ايجاد مواد معدني مي‌شود و از بين رفتن گياهان، فرسايش خاك را به همراه دارد. در نتيجه تخريب پوشش سبز كوهستان به وجود مي‌آيد كه متاسفانه نظارتي از سوي نهاد‌هاي مسوول بر اين روند صورت نمي‌گيرد.

همچنين انجام عمليات احداث جاده‌هاي غيرضروري و تخريب‌كننده در كوه‌ها يكي ديگر از راه‌هايي است كه به پوشش گياهي، جمعيت جانوري و احساس زيبايي‌شناختي كوه‌ها آسيب‌هاي غيرقابل جبران مي‌زند. در بسياري از موارد انجام اين اقدامات اگر چه دسترسي را راحت مي‌كند، ولي از طرفي بهانه حضور در منطقه را كه در واقع زيبايي‌هاي بي بديل منطقه است دستخوش تغيير و تخريب قرار مي‌دهد.

براي مثال از دير باز دماوند سمبل ايران زمين بوده است. متاسفانه جاده‌كشي‌هاي غيركارشناسانه و غير ضروري اثرات منفي شديدي بر قلب اين اثر ملي طبيعي وارد كرده است. اين در حالي است كه بايد با حفظ محيط ‌زيست كوهستان كه سرمايه‌هاي ملي محسوب مي‌شوند مسير توسعه پايدار و تعالي اقتصادي را طي نمود و تجربه نشان داده است كه رفتارهاي صورت گرفته غالبا به مثابه ضربات تيشه ايست كه به ريشه مناطق وارد مي‌آيد.

گروه‌هاي بهره‌بردار آسيب‌زنندگان به كوه‌ها تلقي مي‌شوند. اين موضوع يك پيش‌بيني غيرمنصفانه نيست متاسفانه برخي گروه‌هاي بهره‌بردار و صاحبان بنگاه‌هاي اقتصادي اين حوزه بدون توجه به قوانين، با دست درازي به طبيعت، تخريب‌هايي در كوهستان به وجود مي‌آورند كه حاصلش تخريب مراتع و جنگل‌ها، گرم شدن هوا، فرسايش خاك، جاري شدن سيل و كم شدن حاصلخيزي خاك است.

به اين مورد بايد تصميم‌گيري برخي از مديران بخش دولتي را اضافه كرد. گروهي كه بعضا علي‌رغم نيات پاك و مقدس خدمتگذاري به مردم شريف منطقه، با هدايت سرمايه‌هاي ملي و اجراي طرح‌هاي عمراني غير اصولي باعث توسعه ناموزون و مخرب مناطق مي‌شوند.

اين اقدامات قطعا در سايه نگاه نظارتي برخي از سازمان‌هاي مسوول روي مي‌دهد. ممكن است بناهايي در محيط‌هاي كوهستاني ساخته شوند كه كم‌ترين همبستگي و هماهنگي را با چهره طبيعت منطقه دارند. حال آن‌كه محيط كوهستان مي‌طلبد تا معماري متناسبي را اختيار كرده و منطبق بر رنگ‌ها و بافت طبيعي نسبت به طراحي و احداث بنا‌ها و تاسيسات اقدام كرد.

بنابر اين با توجه به موضوعات مختلفي كه در رابطه با محيط زيست كوهستان، اين اكوسيستم‌هاي با اهميت به‌صورتي مختصر و فشرده مطرح شد مي‌توان اولويت‌هاي اجرايي و مديريتي را به شكل زير طبقه‌بندي كرد. اين اولويت‌ها بايد در سياست‌ها و راهبردهاي كلان استان‌ها مدنظر مسوولان ارشد منطقه قرار گرفته و كليه امور توسعه مناطق با تدابير مديريتي و بر اساس چارچوب‌هاي توسعه هوشمندانه، معقولانه، منصفانه و عادلانه صورت پذيرد بنابراين اولويت‌ها در رابطه با موضوع مديريت زيست‌محيطي كوهستان شامل مواردي نظير، شناسايي مناطق گردشگري، تدوين طرح‌هاي جامع مديريتي كنترل شده بر پايه اقتصاد محيط‌ زيست و از زاويه اكولوژي اقتصادي، اطلاع‌رساني مناسب، اعمال برنامه‌هاي نظارتي، تدوين برنامه‌هاي آموزشي متناسب، اجراي طرح‌هاي مديريت مواد زايد در كوهستان با مشاركت مردم، انجام مطالعات ارزيابي زيست محيطي براي طرح‌هاي توسعه بهره‌برداري از مناطق، محدود كردن دسترسي‌ها به مناطق كوهستاني در برخي از مناطق، سامان‌دهي مسيرهاي عبور و مرور، جلوگيري از چراي بي‌رويه دام به منظور جلوگيري از تخريب پوشش گياهي و خاك، تبيين اهميت حفاظت از پوشش گياهي كوهستان، احياي پوشش گياهي با بهره‌گيري از مشاركت گردشگران و كوهپيمايان، آموزش و اطلاع‌رساني به ساكنين و بهره‌برداران در همه ابعاد زيست‌محيطي است.

مسير روشن و مشخصي كه رشد و توسعه مناطق را تضمين كرده و يك تعادل واقعي و پايدار را محقق خواهد ساخت. حركت در مسير توصيف شده قضاوت نسل‌هاي آينده را در برابر فعاليت‌هاي امروز قضاوتي همراه با تحسين خواهد ساخت و بي‌شك فاصله گرفتن از اين مسير نكوهش و نفرين آيندگان را به دنبال خواهد آورد.

....محمد عليزاده‌،جام جم....

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

نهنگ هاي بي دندان به جاي دندان صفحات بزرگ شاخي دارند که از بالا به سقف دهان وصل شده اند بعلاوه روي سر دو سوراخ تنفسي دارند که اغلب در مورد بازدم بخار آب را به شکل فواره اي بلند و ابر مانند از اين سوراخ ها بيرون مي دهندکه تا ارتفاع 6 تا 12 متري سطح آب مي رسد که در شناسايي نوع گونه آن نقش دارد. در طول بدن شيارهاي طولي دارند و اکثر آنها صدايي ناله مانند توليد مي کنند. اين صداها که با فرکانس بسيار بالايي(بيشتر از حد شنوايي انسان) توليد مي شوند مسافت طولاني از اعماق اقيانوس ها را عبور مي کنند. اين صداهاي زير ناله مانند از ميان انبوهي از آبهاي تيره آنها را با هم مرتبط مي کند. اغلب اين حيوانات مهاجرت هاي طولاني دارند. باله هاي پارويي شکل جلويي تنظيم کننده حرکات آنها هستند.

وال آبي Blue Whale

دم پهن آبي رنگ(شبيه لنگر کشتي) دارد که آخرين منظره از ناپديد شدن آن در ميان اقيانوس بي کران آبي است. رنگ اين نهنگ بزرگ به جز قسمت فک و زير باله هاي جلويي, آبي سير است و در ناحيه شکم لکه هاي سفيد تا خاکستري دارد و با 55 تا 68 شيار يا چين در نيمي از طول بدن, بزرگترين پستاندار زنده به شمار مي رود و مي تواند بيش از 6 تن از موجودات ريز دريايي مثل کريل ها(از سخت پوستان کوچک) را بخورد, معمولا در آب هاي استوايي به صورت انفرادي يا مادر و فرزند ديده مي شوند و به ندرت به صورت دسته هاي بزرگ حرکت مي کنند. معمولا با سرعت 6 تا 8 کيلومتر و در صورت تهديد شدن با بيش از اين مي توانند شنا کنند. نهنگ ماده هر 2 تا 3 سال يکبار بچه دار مي شود, نوزاد آن 7 متر طول و 2500 کيلو وزن دارد, آنها مهاجر هستند و به آبهاي گرم تر در طول زمستان مهاجرت مي کنند و مي توانند صداهايي شبيه ناله, زاري و وزوز را در حجم بيش از 180دسيبل توليد کنند, فرکانس صداي آنها بلندترين صداي توليد شده در آفرينش تا به امروز است. وال هاي آبي در آبهاي خليج فارس و درياي عمان کشورمان يافت مي شود و چند نمونه از آنها در اطراف جزيره قشم و بندر عباس ديده شده اند و در کليه اقيانوس ها زيست مس کنند.

...شکار و دوستداران طبیعت...

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

رييس سازمان دامپزشكي كشور اعلام كرد: بالغ بر صد مزرعه پرورشي ميگو در منطقه چابهار به بيماري لكه سفيد آلوده شده كه با اقدامات صورت گرفته طي هفته اخير اين بيماري كاملا كنترل شده است.

مجتبي نوروزي ـ در گفت‌وگو با ايسنا، با بيان اينكه بالغ بر صد مزرعه پرورشي در منطقه چابهار به بيماري لكه سفيد ميگو آلوده شده‌اند، تصريح كرد: براي مقابله با بيماري و جلوگيري از گسترش آن در منطقه امكانات به اندازه كافي وجود دارد و با همكاري اكيپ‌هاي ثابت و سيار دامپزشكي بيماري در اين منطقه كنترل شده است.

وي درباره بيماري لكه سفيد ميگو در منطقه چابهار، گفت: با توجه به شرايط بهداشتي استخرهاي پرورشي، سياست سازمان دامپزشكي «توليد در كنار بيماري است».

نوروزي افزود: پس از انجام آزمايشات و نمونه‌برداري‌ استخرهايي كه در منطقه چابهار درگير بيماري لكه سفيد بوده مشخص و عمليات برداشت ميگوهاي تلف شده و همچنين ضدعفوني استخرها با هيپو كلريت كلسيم صورت گرفت.

رييس سازمان دامپزشكي كشور گفت: استخرهايي كه درگير بيماري نبوده و ميگوهايشان سالم است برداشت مي‌شود و مصرف آن‌ براي جامعه انساني هيچ مشكلي ندارد.

وي در پايان تاكيد كرد: جاي هيچ نگراني براي انتقال اين بيماري به مزارع پرورشي استان‌هاي ديگر نيست.

...خبرگزاری ایسنا...

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 
وزغ شکم آتشي آسيايي
Oriental fire-bellied toad

اين وزغ زيبا با طول 3 تا 5 سانتيمتر بيشتر در محيط هاي آبي در شرق و جنوب شرقي اسيا زندگي مي کند. چشمها برآمده و بدن پهن و چاق با روتنه سبز و خالهاي سياه رنگ است و زيرتنه قرمز براق با خطوط درهم و برهم سياه رنگ و نوک انگشتان به رنگ نارنجي است. اين وزغ زماني که تهديد مي شود يا مي ترسد بدن خود را پهن کرده و مي کشد و دستها را بلند کرده و تا روي سر بالا مي برد و دشمن خود را مي ترساند, همچنين بوي نامطبوعي از او متصاعد مي شود. در نهرهاي کوهستاني در نواحي ساحلي زندگي مي کند و در زمستان و زمان خشکسالي زير صخره ها و کنده درختان پنهان مي شود. وزغ ماده تخم ها را زير صخره ها و در رودخانه ها مي گذارد.

...........................................................................................................................................
وزغ معمولي اروپايي
European common toad

اين وزغ با طول 8 تا 20 سانتيمتر در شمال غربي آفريقا, اروپا تا مرکز آسيا ديده مي شود. چشمهاي بزرگ به رنگ طلايي يا مسي دارد و پوست زگيل دارش از رنگ قهوه اي سبز تا قرمز آجري تغيير مي کند. وزغ ماده جثه اي بزرگتر از وزغ نر دارد. در ابتداي سال در آبگيرها دور هم جمع مي شوند. در طول مدت روز در کنده درختان و در مکان هاي مرطوب پنهان شده و شب از جايگاه خود خارج مي شوند و حشرات و حلزون هاي بي صدف را شکار ميکنند.
جالب است بدانيد که اين وزغ در صورت تهديد شدن بسيار مهاجم است. در پشت هر چشم غده سمي دارد که سم خفيف نامطبوعي را از آن به سمت حيوان شکارچي مي پاشد همچنين با بلعيدن هوا خود را باد کرده و به جاي فرار کردن روي نوک پنجه ها مي ايستد و خود را بزرگتر از آنچه که هست نشان مي دهد, به عنوان مثال به يک مار بزرگ که قصد بلعيدن آن را دارد باين صورت اخطار مي دهد. حريف بسيار جنگنده و خطرناکي است.

...شکار و دوستداران طبیعت...

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

دانشمندان توانستند مجموعه‌اي از صداهاي گوش خراش شبيه به جيرجير و سوت كشيدن‌هاي شديد سياره زمين در فضا را ضبط كنند.

به گزارش ايسنا، اين صداهاي گزنده از زمين منتشر مي‌شوند كه ممكن است به گوش هر نوع موجود فضايي بيگانه برسد و قابل شنيدن باشد.

به گفته دانشمندان صداهاي ثبت شده از فضا نشان مي‌دهد كه صداي زمين بسيار وحشتناك است.

پژوهشگران از دهه 1970 درباره اين تشعشعات كه در بالاي سياره زمين - جايي كه ذرات باردار حاصل از بادهاي خورشيدي با ميدان مغناطيسي زمين برخورد مي‌كنند - ايجاد مي‌شوند، اطلاعاتي داشته‌اند.

اين فرايند به پديده‌اي مربوط مي‌شود كه شفق قطبي رنگارنگ يا شب‌هاي شمال را توليد مي‌كند.

امواج راديويي توسط يونوسفر، لايه باردار بالاي اتمسفر زمين، متوقف مي‌شوند و بنابراين به زمين نمي‌رسند.

اطلاعات جديد از ماموريت كلاستر تحت نظارت سازمان فضايي اروپا (اسا) نشان مي‌دهد كه طغيان امواج راديويي كه به سمت كيهان باز مي‌گردد، شبيه به يك مدل شعاعي است؛ اين بدين معني است كه صداي مهيب امواج مزبور براي هر كسي كه ممكن است به آنها گوش دهد، قابل شنيدن هستند.

ماموريت كلاستر شامل يك گروه چهار تايي از ماهواره هايي است كه در ارتفاع بسيار زياد پرواز مي‌كنند.

اين تشعشع با عنوان «تشعشع كيلومتري شفق قطبي» يا AKR شبيه يك دسته پرتو باريك است كه از صفحه باريكي خارج مي‌شود مانند اين كه فردي ماسكي بر روي يك مشعل قرار داده و روي آن شكافي ايجاد كرده تا تشعشعات فرار كنند.

اخترشناسان مي‌گويند با استفاده از اين دانش مي‌توانند همچنين موفق به شناسايي ساير سيارات در اطراف ستاره‌هاي ديگر شوند.

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
   ماهي قزل آلاي رنگين كمان از دهه‌هاي گذشته به لحاظ دارا بودن ارزش غذايي بالا و سازش پذيري زياد نسبت به تغييرات محيطي در كشور ما مورد توجه ويژه قرار گرفته و پرورش آن به سرعت توسعه يافته است؛ به نحوي كه در حال حاضر حدود 55 هزار تن قزل آلاي رنگين كمان در سطح كشور توليد شده و به صورت‌هاي مختلف (در كانال‌هاي آبي بتني، پرورش در حوضچه‌ها و استخرهاي گرد بتني – درياچه‌ها استخرهاي دومنظوره، قفس – شاليزار – سيستم مدار بسته و ...) پرورش داده مي‌شود.

در حال حاضر كشورمان از پتانسيل‌هاي بسيار زيادي براي توليد و پرورش ماهي قزل آلاي رنگين برخوردار مي‌باشد كه براي استفاده بهينه از آنها به بهره گيري از سيستم‌هاي جديد نياز است.

به گفته مجريان طرح پرورش ماهي در سيلو در مركز تحقيقات ماهيان سردآبي موسسه تحقيقات شيلات كشور، در اين روش مخزن پرورش ماهي به طور خودكار تميز مي‌شود و نيازي به نيروي كار زياد براي اين منظور نمي‌باشد.

همچنين با توجه به اختلاف ارتفاع موجود بين محل آبگيري و محل نصب سيلوها، هوادهي در اين شيوه از طريق لوله‌هاي رابط صورت گرفته و نحوه عمل آن به اين صورت مي‌باشد كه آب در جريان از طريق لوله‌هاي رابط، هوا را مكيده و به داخل مخازن تزريق كرده و بدين ترتيب هرگونه نياز به نيروي برق و دستگاه‌هاي خاص را براي هوادهي منتفي مي‌كند.

خارج سازي فضولات و مواد جامد ته نشين شده در اين شيوه با باز كردن لحظه‌يي شير تحتاني مخزن كه به همين منظور تعبيه مي‌شود، صورت مي‌گيرد.

نحوه عمل آن به اين صورت مي‌باشد كه در زير مخزن شير بزرگي نصب مي‌شود و با باز نمودن آن مقداري از حجم آب مخزن تخليه مي‌گردد و به همراه خود مواد زائد را از سيلو دفع مي‌نمايد و در عين حال مواد محلول ناخواسته توسط آب خروجي از بالاي سيلو خارج مي‌شود. اين عمل خود باعث افزايش بهداشت مخازن گشته و شرايط مطلوبي براي ماهيان فراهم مي‌آورد.

از سوي ديگر، با توجه به نگهداري ماهي در حجم استوانه (ارتفاع ستون آب)، براي پرورش در اين شيوه به زميني با سطح بسيار كم مورد نياز مي‌باشد. همچنين فعاليت ماهيچه‌يي ماهيان قزل آلا در سيلو بسيار پايين مي‌باشد كه اين خود باعث كاهش ضريب تبديل غذاي مصرفي شده و افزايش بازدهي اقتصادي را براي پرورش دهنده به همراه دارد.

اجراي اين طرح ضمن اينكه محدوديت استفاده از زمين‌هاي كوهستاني و شيب دار را براي پرورش ماهي رفع مي‌نمايد، از صرف هزينه‌هاي توليد ماهي پرواري قزل آلاي رنگين كمان پرواري به ميزان 30 درصد مي‌كاهد.

به گفته محققان، با اين روش در صورت رعايت اصول مهندسي آبزيان، مي‌توان اقدام به توليد متراكم ماهي تا سقف120 كيلوگرم در متر مكعب كرد.

حراست از ماهيان تحت پرورش از گزند جانوران موذي هم در اين روش پرورش بسيار آسانتر از ساير روش‌هاي متداول مي‌باشد.

اشتغال زايي از ديگر مزاياي ترويج اين طرح عنوان شده است.

نتايج بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه ماهيان تحت پرورش در تيمارهاي مخازن استوانه‌يي (سيلو) از نظر ضريب چاقي، رشد مطلق، ميزان بازماندگي، ميزان توليد، FCR، FCE، SGR از شرايط بهتري نسبت به ماهيان تحت پرورش در حوضچه گرد بتوني برخوردار بودند و همچنين از نظر اقتصادي بودن، برآورد قيمت تمام شده براي توليد هر كيلوگرم ماهي قزل آلاي رنگين كمان در سيلو (17778 ريال) نسبت به قيمت تمام شده براي توليد هر كيلوگرم ماهي قزل آلاي رنگين كمان در حوضچه گرد بتوني (20709 ريال) نشان مي‌دهد كه پرورش ماهي در سيستم سيلو داراي توجيه اقتصادي بيشتري نسبت به حوضچه‌هاي گرد بتوني مي‌باشد.

بررسي‌هاي به عمل آمده در فاز دوم آزمايش نيز نشان داد در صورتي كه آب تهويه شده از زير مخزن سيلو وارد آن شود و خروج آب از بالاي مخزن باشد، شرايط مطلوبي براي پرورش قزل آلا فراهم مي‌شود كه با توجه به عمق ايجاد شده مي‌توان در مناطق كم سطح كوهستاني به توليد قزل آلاي رنگين كمان با تراكم زياد (تا 120 كيلوگرم در متر مكعب) مبادرت كرد.

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

رييس‌جمهوري نماينده ويژه‌اي را براي بررسي موضوع احداث كنارگذر تالاب بين‌المللي انزلي تعيين کرد.

به گزارش ايسنا، كميسيون اصلي زيربنايي دولت، 26 خرداد ماه سال جاري در حالي با احداث كنارگذر انزلي در مسير وزارت راه موافقت كرد كه جمعي از تشكلهاي زيست‌محيطي و كارشناسان محيط زيست پيشتر بارها با احداث اين مسير در كريدور وزارت راه مخالفت كرده بودند.

در پي اين مصوبه رييس سازمان حفاظت محيط زيست ضمن اعتراض به آن، موضوع را به دكتر احمدي‌نژاد اطلاع داد و خواستار نجات اين تالاب بين‌المللي ارزشمند شد.

دكتر دلاور نجفي، معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست گفت: در پي اين درخواست، رييس جمهوري، دکتر واعظ زاده، معاون علمي و فناوري خود را مسؤول پيگيري موضوع كرد.

وي اظهاراميدواري كرد كه معاون علمي و فناوري رييس‌جمهوري با توجه به اين كه يک چهره علمي و آکادميک است، قطعا زبان مدافعان محيط زيست را بخوبي مي‌فهمد.

به گزارش ايسنا، اعضاي كميته تخصصي زيربنايي دولت، پس از بازديد 10 دي ماه سال گذشته از محل احداث كنارگذر انزلي و مسيرهاي پيشنهادي وزارت راه و سازمان حفاظت محيط زيست اعلام كردند كه دو گزينه جديد در اين زمينه مطرح است كه شامل گزينه پيشنهادي وزارت راه و ديگري گزينه پيشنهادي سازمان حفاظت محيط زيست است.

اين كميته در حالي كه قرار بود در جلسه «يكشنبه» وعده داده شده از مدتها پيش در خصوص اين موضوع تصميم‌گيري كند، بحث در مورد كنارگذر انزلي را تا كنون به تأخير انداخت و روز گذشته تشكيل جلسه داد.

سرانجام بر اساس تصميم كميسيون اصلي زيربنايي دولت با حضور 3 تن از وزرا و رييس سازمان حفاظت محيط زيست تشكيل شد، كميسيون مربوطه با احداث كنارگذر انزلي در مسير پيشنهادي وزارت راه (مسير كنوني مصوب شوراي عالي شهرسازي) با رعايت الزامات زيست‌محيطي موافقت كرد.

يك روز پس از انتشار اين خبر رييس سازمان حفاظت محيط زيست با حضور در جمع خبرنگاران با تاكيد بر اين كه هنوز تكليف كنارگذر انزلي نهايي نشده است، گفت: رييس‌جمهوري، نظر سازمان حفاظت محيط زيست را در حفاظت از تالاب بين‌المللي انزلي لحاظ كرده و به كميسيون زيربنايي دولت دستور داده تا با نگاه حفاظتي، مجددا موضوع احداث كنارگذر تالاب انزلي بررسي شود.

در صورت اجراي مسير پيشنهادي وزارت راه حدود 300 هكتار از تالاب بين‌المللي انزلي جدا و نابود مي‌شود

به گزارش ايسنا، به گفته كارشناسان محيط زيست در صورت اجراي مسير پيشنهادي وزارت راه حدود 300 هكتار از تالاب بين‌المللي انزلي جدا و دچار تخريب و نابودي مي‌شود كه با توجه به ارزش 8 تا 22 هزار دلاري هر هكتار تالاب بر اساس نرخ‌هاي بين‌المللي، احداث مسير پيشنهادي وزارت راه خسارتي معادل 470 ميليارد ريال به تالاب وارد مي‌كند.

احداث ميانگذر انزلي علاوه بر اثرات آلودگي صوتي و هوا، خود پالايي تالاب را از بين مي‌برد

تالاب بين‌االمللي انزلي علاوه بر كاركردهاي اكولوژيكي، از جاري شدن سيلاب در منطقه انزلي و از آب گرفتگي شهر انزلي در پي افزايش و بالا آمدن آب درياي خزر به عنوان يك كانال اطمينان جلوگيري مي‌كند. از سوي ديگر اجراي مسير پيشنهادي وزارت راه تالاب را به دو قسمت كرده و موجب مي‌شود كاركردهاي آن نابود شود.

تالاب بين‌المللي انزلي از 11 رودخانه بالادست آبگيري مي‌شود و به 4 روگا آبهاي آن تخليه مي‌شوند كه در صورت اجراي اين پروژه تعدادي از دهانه‌هاي روگاها مسدود شده و اين امر موجب مي‌شود كه اكولوژيك اين تالار بين‌المللي مختل شود.

به گفته كارشناسان، تالاب بين‌المللي انزلي هم‌ اكنون گرفتار جلبك آزولا شده و اين جلبك درحال خفه كردن تالاب و موجودات آن است. مطالعات انجام شده نشان مي‌دهد كه سيلابهاي فصلي تنها تنفسگاه اين تالاب است كه موجب مي‌شود آزولا وارد آب شور شده و از بين برود كه اين امر خودپالايي تالاب بين‌المللي انزلي است. از سوي ديگر بررسي‌هاي كارشناسي نشان مي‌دهد احداث ميانگذر انزلي علاوه بر اثرات آلودگي صوتي و هوا، خود پالايي تالاب را نيز از بين برده و موجب خشك شدن بخشهاي وسيعي از اين تالاب مي‌شود.

به گفته كارشناسان، در صورت احداث جاده كنارگذر براساس سناريوي اول بخش وسيعي از كاركردهاي تالاب بين‌المللي انزلي از بين خواهد رفت و احتمال بروز يك فاجعه زيست‌محيطي در اين تالاب وجود دارد.

گزارش سازمان بازرسي كل كشور

به گزارش ايسنا، اين در حاليست كه سازمان بازرسي كل كشور در گزارشي اعلام كرده است: نتايج مطالعات و تحقيقات انجام گرفته در خصوص تالاب انزلي توسط سازمان حفاظت محيط زيست و واحدهاي تابعه، راهكارهاي مناسبي براي طرحهاي توسعه ارائه و روشهاي تعديل اثرات سوء و يا مخرب اين گونه طرحها را مشخص نكرده است و اصولا فاقد راهكارهاي اجرايي مشخص است.

به همين دليل و به عنايت به نبود مطالعات فني و زيست محيطي جامع در خصوص تالاب انزلي و همچنين اشكالات و ايردات وارده نمي‌توان با اطمينان كامل هيچ يك از گزينه هاي موجود اعم از پيشنهادي وزارت راه و سازمان حفاظت محيط زيست را تاييد كرد.

در بخش ديگري از گزارش سازمان بازرسي كل كشور تاكيد شده است: ادامه وضعيت فعلي تالاب انزلي با توجه به ورود سالانه حدود 30 ميليون مترمكعب فاضلاب شهري، 15 هزار تن انواع كودهاي شيميايي ، 400 ليتر سموم كشاورزي، فاضلاب 50 كارخانه، ورود گونه غير بومي مهاجم به نام آزولا كه به شدت حيات تالاب و به خصوص ماهيان آن را به مخاطره انداخته است، آلودگي صوتي و نفتي ناشي از تردد قايقهاي موتوري هزاران بازديد كننده و رسوب حاصل از فرسايش خاك مناطق بالادست بطوريكه عمق متوسط تالاب از 6 متر به 5/1 طي 40 سال اخير كاهش يافته است، قطعا موجب تخريب و نابودي كامل اين اكوسيستم خواهد شد.

مصوبه سال 82 هيأت دولت نظر سازمان محيط زيست را ارجح تشخيص داده بود

اصرار وزارت راه و ترابري نتيجه‌اي جز توقف و ركود عمليات اجرايي و افزايش بار مالي ندارد

در اين گزارش همچنين آمده است: از سوي ديگر مصوبه سال 82 هيأت دولت، نظر سازمان حفاظت محيط زيست را تاييد و تصويب كرده و در واقع نظر كارشناسي متخصصين كل حفاظت محيط زيست را ارجح تشخيص داده است. همچنين با تاييد و تصويب نظريه سازمان حفاظت محيط زيست در خصوص اجراي پروژه از تالاب صدمات زيست محيطي و ... را به منطقه را تاييد كرده است؛ لذا اصرار وزارت راه و ترابري به عبور كنارگذر تالاب ، نتيجه‌اي جز توقف و ركود عمليات اجرايي و افزايش بار مالي طرح شده ندارد.

بخش ديگري از گزارش سازمان بازرسي:

وزارت راه و ترابري در راستاي مصوبه هيأت وزيران سريعا بايد نسبت به تغيير مسير اقدام كند

طرح جامعي هرچه سريعتر در خصوص شرح وظايف و ساختار «شوراي حفاظت و صيانت از تالاب انزلي» تهيه شود

تعلل هر دو دستگاه در زمينه مصوبه ارزيابي زيست‌محيطي كنارگذر انزلي مشهود است

به گزارش ايسنا، سازمان بازرسي كل كشور در بخش ديگري از گزارش خود تاكيد كرده است: وزارت راه و ترابري در راستاي مصوبه هيات وزيران سريعا بايد نسبت به تغيير مسير اقدام كند، چرا كه طولاني شدن انجام پروژه منجر به افزايش بي‌رويه هزينه‌ها شده و بديهي است با حفظ حريم اعلامي سازمان حفاظت محيط زيست، مسووليت عمليات راهسازي و تهيه نقشه اجرايي و رعايت موازين فني و استاندارد راهسازي در گزينه پيشنهادي محيط زيست در خارج از مرز تالاب، به عهده وزارت راه و ترابري است.

در اين گزارش با تاكيد بر اين كه رييس سازمان حفاظت محيط زيست بايد ترتيبي اتخاذ كند تا طرح جامعي در خصوص شرح وظايف و ساختار «شوراي حفاظت و صيانت از تالاب انزلي» در اسرع وقت تهيه و جهت بررسي و تصويب به مراجع ذيصلاح قانوني ارائه شود، آمده است: با عنايت به مصوبه شماره 196 شورايعالي حفاظت محيط زيست در راستاي ارزيابي زيست محيطي طرح‌هاي راه آهن و راه‌هاي كشور تعلل هر دو دستگاه در اين زمينه مشهود است، لذا ضرورت دارد سريعا و بدون فوت وقت، الگوي ذيربط پروژه‌ها و طرح‌هاي مذكور تهيه و ابلاغ شود.

سازمان بازرسي كل كشور در پايان گزارش خود خاطرنشان كرده است: با توجه به اهميت تالاب بين المللي انزلي و انتظار جهانيان در حفظ و نگهداري از آن تشكيل شوراي حفاظت و صيانت از تالاب انزلي با حضور دستگاه‌ها و ارگانهاي ذيربط مانند استانداري، اداره كل حفاظت محيط زيست، سازمان جهاد كشاورزي، سازمان آب منطقه‌اي، سازمان مديريت و برنامه ريزي استان گيلان و همچنين تشكلهاي مردمي و دانشگاه‌ها امري ضروري است.

به گزارش ايسنا، اختلاف در زمينه احداث مسير 16 كيلومتري كنارگذر انزلي كه طرح اوليه آن بدون نظر سازمان حفاظت محيط زيست و انجام مطالعات EIA (ارزيابي اثرات زيست محيطي) ريخته شد و از سال 79 همچنان ادامه دارد، تنها بر روي 3 كيلومتر از اين مسير يعني كيلومتر 800+7 تا 11 است، به شكلي كه وزارت راه معتقد است بايد اين كنارگذر از داخل تالاب عبور كند، ولي سازمان محيط زيست مي‌گويد كه عبور اين جاده از داخل تالاب علاوه بر نابودي حدود سيصد هكتار از تالاب بين‌المللي انزلي و وارد آمدن خسارتي معادل 470 ميليون ريال، موجب دو بخش شدن تالاب، مسدود شدن تعدادي از دهانه‌هاي روگا آب‌ها، ايجاد آلودگي صوتي و هوا و از بين رفتن خودپالايي تالاب شده و يك فاجعه زيست‌محيطي در آن رقم زده خواهد شد.

در اين بين سازمان حفاظت محيط زيست براي حل مشكل، مسيري را كه از حاشيه تالاب عبور مي‌كند پيشنهاد كرد كه علي‌رغم مكاتبات مختلف و مصوبه سال 82 هيأت دولت و رأي اخير هيات پيگيري‌هاي رياست جمهوري بر احداث كنارگذر انزلي در مسير مورد نظر سازمان حفاظت محيط، مسؤولان زير بار نرفتند و موضوع را مجددا به كميسيون زيربنايي دولت بردند.

اين در حاليست كه بر اساس نامه وزير راه و ترابري كه به معاون امور دولت نوشته است، هرچند ادعا شده كه مسير وزارت راه 500 متر كوتاهتر از پيشنهاد سازمان حفاظت محيط زيست است؛ اما مسؤولان محيط زيست اين امر را قبول نداشته و اعلام كردند كه بر اساس اندازه‌گيري‌هاي انجام شده طول هر دو مسير تقريبا برابر است.

در اين بين تعدادي از كارشناسان مطرح محيط زيست و منابع طبيعي كشور در نامه‌هاي جداگانه با احداث مسير كنارگذر انزلي بر اساس پيشنهاد وزارت راه مخالفت كردند.

مسؤولان پروژه بدون موافقت و علي‌رغم ممانعت سازمان حفاظت محيط زيست از خردادماه سال جاري، اقدام به احداث سه كيلومتر مورد اختلاف كردند؛ به شكلي كه بيش از يك و نيم كيلومتر از اين مسير با خاكريزي در داخل تالاب اجرا شده و اجراي پروژه همچنان به شكل پراكنده ادامه دارد.

هرچند مسؤولان سازمان حفاظت محيط زيست با تمام توان جلوي احداث مابقي مسير را گرفته‌اند؛ اما مشاهدات انجام شده حاكيست احداث همين ميزان از مسير موجب نابودي 300 هكتار از بخش‌هاي شمالي تالاب بين‌المللي انزلي شده است؛ به شكلي كه در اين اراضي هم اكنون شاهد رشد كلوني‌ متراكم مريم آبي هستيم.

به گفته كارشناسان، رشد مريم آبي كه گياهي بن در آب است نشان از كاهش شديد عمق آب و پيش رفتن اكوسيستم منطقه به سمت خشك شدن است.

گفتني است تالاب بين المللي انزلي به مساحت 15 هزار هكتار در سال 1354 به عنوان يكي از تالاب‌هاي بين‌المللي كنوانسيون رامسر پذيرفته شد. منطقه حفاظت شده سياه كشيم، پناهگاه حيات وحش سلكه و منطقه شكار ممنوع سرخانگل بخشهايي از تالاب بين المللي انزلي است.

اين تالاب اخيرا در فهرست تالاب‌هاي با تغييرات شديد اكولوژيك در ليست قرمز كنوانسيون رامسر ثبت شده است.

تاكنون در تالاب انزلي 78 پرنده شناسايي شده كه 33 گونه آبزي و مهاجر و 45 گونه آن كنارآبزي بوده و در بيشه‌زارهاي پيراموني زيست مي‌كنند از سوي ديگر مهمترين ماهيان تالاب انزلي سيم، اردك ماهي، سوف معمولي، كپور، اسبله، شاه‌كولي و ماهي سفيد است؛ همچنين در بيشه‌زارهاي اطراف اين تالاب نيز پستانداراني مانند گراز، تشي و شغال زيست مي‌كنند.

از سوي ديگر احداث كنارگذر انزلي ، دپوي زباله شهري در حاشيه تالاب، ورود سالانه 500 ميليون تن رسوب از حوزه آبخيز، ورود فاضلاب‌هاي انساني و آلودگي‌هاي صنعتي و ورود بي رويه سموم و كود‌هاي شيميايي مهمترين فشارهايي است كه هم اكنون به تالاب انزلي وارد مي‌شود.

...خبرگزاری ایسنا...

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

مدير دفتر نانوفن‌آوري سازمان حفاظت محيط زيست با اشاره به ضرورت به كارگيري فن‌آوري نانو در مباحث زيست محيطي و توجه ويژه اين سازمان به زمينه‌هاي نانويي اين مقوله‌، ‌از برگزاري اجلاس کميته بين المللي استانداردسازي فن‌آوري نانو در سال 2011 در ايران خبر داد.

به گزارش خبرنگار «فن‌آوري» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مهندس مهران جهانشاهي كه روز پنج‌شنبه در سمينار نانو فن‌آوري و نقش آن در حفاظت از محيط زيست در محل سازمان حفاظت از محيط زيست سخن مي‌گفت، خاطر نشان كرد: فن‌آوري نانو به علت تاثير اساسي كه در رشد و پيشرفت بسياري از صنايع و فن‌آوري‌ها دارد، ماهيت بين رشته‌يي داشته و در جهان خود را بيش از يك فن‌آوري خود را نشان داده و لايه‌هايي از اجتماع و اقتصاد را دستخوش تغيير كرده است.

وي در ادامه با اشاره به برخي معضلات زيست محيطي چون آلودگي آب، خاك، هوا و چالشهاي تنوع زيستي گفت: نانوفن‌آوري در محيط زيست كاربردهاي گسترده‌اي چون كاهش پديده گرمايش زمين، نظارت و كنترل بر محيط زيست، مهندسي ژنتيك، رهايش سموم و كود، پوشش‌هاي سازگار با محيط زيست، فن‌آوريهاي پاك و كنترل آلودگي هوا دارد و در ايران با تشكيل ستاد ويژه توسعه فن‌آوري نانو در سال 82، تعدادي از دستگاه‌هاي اجرايي به آن پيوستند، اما سازمان حفاظت محيط زيست به عضويت آن در نيامده بود و در دو سال اخير با رويكردهاي جديدي كه در سازمان شكل گرفت، مسوولان تصميم به ايجاد دفتر نانو فن‌آوري در معاونت محيط زيست انساني گرفتند كه فعاليت‌هاي آن در حوزه رياست سازمان و معاون رييس جمهور متمركز شد.

مدير دفتر نانوفن‌آوري سازمان حفاظت محيط زيست با اشاره به برگزاري اجلاس کميته بين المللي استانداردسازي فن‌آوري نانو در تهران در سال 2011، تاكيد كرد: قرار گرفتن مباحث محيط زيست و آب در اولويت‌هاي سند دوم راهبردهاي آينده در كارگروه توسعه و توليد ستاد ويژه توسعه فن‌آوري نانو، عضويت در كميته استانداردسازي نانو فن‌آوري 3،2،WG 1 شامل اصطلاحات و واژه شناسي در حوزه نانو، اندازه‌گيري و تعيين ويژگي‌هاي مختلف مواد نانو و سلامت ايمني و محيط زيست، تعاملات گسترده دفتر نانو فن‌آوري سازمان با انجمن نانوفن‌آوري ايران، تهيه تفاهم‌نامه همكاري مشترك در حوزه‌هاي مختلف نانو با وزارت علوم، تحقيقات و فن‌آوري و نيز تاليف و ترجمه كتاب از فعاليتهاي در دست اقدام اين دفتر است.

وي در بيان فعاليت‌هاي درون سازماني به پروژه ترازيابي نانو و زيستي منتخب در محيط زيست، ‌پروژه تصفيه آب با استفاده از نانو (كه طرح پايلوت آن روي رودخانه كارون با همكاري ستاد ويژه توسعه فن‌آوري نانو آغاز شده است)، تصفيه پساب صنايع نساجي و صنايع آبكاري فلزات اشاره كرد.

به گزارش ايسنا، مهندس جهانشاهي خاطر نشان كرد: اولويت‌هاي سازمان حفاظت محيط زيست در بهره مندي از فن‌آوري نانو شامل كاربرد نانو فن‌آوري در شناسايي و كنترل آلودگي پساب واحدهاي صنعتي چون پساب صنعت نفت و پتروشيمي، پساب صنايع غذايي، پساب صنايع شيميايي، پساب صنايع نساجي و پساب صنايع آبكاري فلزات، تعيين كيفيت آب و پساب صنايع كشاورزي، شناسايي آلودگي‌هاي آب‌هاي زيرزميني با به كارگيري فن‌آوري نانو، كاربرد نانو فن‌آوري در كاهش آلودگي هوا، ارزيابي خطر محصولات نانويي در محيط زيست چون انواع محصولات نانويي و كاربردها و مخاطرات احتمالي آن در دو حوزه محيط زيست انساني و محيط زيست طبيعي و برخي كاربردهاي نانو در توسعه فن‌آوري‌هاي سازگار با محيط زيست است كه اولويت پژوهشي ساير دستگاهها نظير صنايع شيميايي ، نساجي، انرژي ، كشاورزي و ... مي‌باشند كه از نانو فن‌آوري براي كاهش ضايعات خود مي‌توانند استفاده كنند.

وي در ادامه از برگزاري سمينارهاي تخصصي، تاسيس دوره كارشناسي نانو فن‌آوري و محيط زيست در آموزشكده محيط زيست با انعقاد تفاهم نامه همكاري با وزارت علوم، تحقيقات و فن‌آوري، تاليف و ترجمه كتاب و مقاله و تاسيس كانون تفكر و بانك اطلاعات متخصصان نانو در حوزه محيط زيست به عنوان برنامه‌هاي آموزشي اين دفتر ياد كرد.

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

گروهي از محققان در دانشگاه ايالتي «ميشيگان» آمريکا به سرپرستي يک دانشمند ايراني، موفق شده اند با استفاده از گياه ذرت تغيير ژنتيكي يافته و آنزيم موجود در معده گاو، سوخت زيستي ارزان قيمت توليد کنند.

به گزارش سرويس پژوهشي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اين گونه جديد ذرت که از نظر ژنتيکي تغييراتي در آن ايجاد شده، توليد سوخت‌هاي زيستي را بسيار مقرون به صرفه مي کند بدون اينکه به بذر گياه آسيبي برسد.

در حال حاضر توليد سوختهاي زيستي از جمله اتانول، بيشتر به وسيله دانه هاي گياه انجام مي شود و از برگ‌ها و ساقه گياه استفاده نمي شود، چرا که شکستن (تجزيه) سلولز موجود در برگها و ساقه ذرت و تبديل آن به قند و اتانول، روندي بسيار دشوار و پرهزينه است؛ اما کشف جديد، اين امکان را فراهم مي کند که از برگ‌ها و ساقه هاي گياه، که پس‌مانده هاي آن محسوب مي شوند، براي توليد ارزان اتانول استفاده شود و دانه هاي گياه هم بدون آنکه به سوخت بدل شود مانند گذشته به عنوان مواد غذايي مصرف شود.

پژوهشگران دانشگاه ايالتي ميشيگان به سرپرستي دکتر مريم بهروز (استيکلن) موفق شدند ذرتي را توليد کنند که حاوي آنزيم خاصي است. اين همان آنزيمي است که به گاو امکان مي دهد که برگ‌ها و ساقه هاي فيبري گياه را هضم کرده و به قندهاي ساده تبديل کند.

دکتر بهروز درباره ايده اوليه اين تحقيق مي گويد: کشف ها و اختراعات ما هميشه از طبيعت الهام مي گيرد. در اين مورد من فکر کردم که يک گاو که مثلا در آفريقا زندگي مي کند و فقط علف هاي بياباني و بوته هاي خار مي خورد، چطور مي تواند آنها را هضم کند و به انرژي تبديل کند. بعد متوجه شديم که ميکروبي در داخل شکم دوم يا معده دوم گاو وجود دارد که داراي آنزيم خاصي است و علفي که مي خورد به کمک آن، به انرژي تبديل مي شود.

محققان اين ژن مخصوص را به ژنوم گياه ذرت اضافه کردند. به اين ترتيب قند موجود در برگ ها و ساقه گياه ذرت بدون اضافه کردن مواد شيميايي مصنوعي گران قيمت، به قندهاي ساده تبديل مي شود و در مرحله بعد از آن اتانول گرفته مي شود.

براي تبديل فيبر به قند سه نوع آنزيم مختلف لازم است. ذرت جديدي که در دانشگاه ايالتي ميشيگان توليد شده داراي هر سه آنزيم لازم است که در سه مرحله به ذرت اضافه شده است: ذرت نسل اول، با کمک آنزيمي توليد شد که در ميکروب موجود در چشمه هاي آب گرم وجود داشت. آنزيمي که با آن مي شود سلولز گياه را به دو قسمت بزرگ (پلي ساکاريد) تقسيم کرد.

ذرت نسل دوم با کمک ژن موجود در نوعي قارچ طبيعي بوجود آمد که قطعات بزرگ سلولز را که از مرحله اول بدست آمده بود به قندهاي دو تايي (دي ساکاريد) تبديل مي کند.

ذرت نسل جديد با کمک آنزيم موجود در معده گاو توليد مي شود. آنزيمي که مولکولهاي قندهاي دو تايي را به قندهاي ساده (مونو ساکاريد) مي شکند و اين قندهاي ساده به راحتي قابل تبديل به اتانول هستند.

به گفته کارشناسان اين مساله مهم است که عاملي خارجي به بخش خوراکي گياه يعني بذر آن اضافه نشود.

دکتر بهروز مي گويد: براي اين که اين آنزيم روي بذر گياه اثر نکند، ما اين ژن را به دستگاه فتوسنتز گياه که آن را سبز نگه مي دارد. در نتيجه اين آنزيم، فقط در بافت‌هاي سبز گياه ظاهر مي شود.

به گفته کارشناسان وقتي که يک عامل خارجي به گياه اضافه مي شود گياه دو راه دارد يا از بين برود و يا عامل خارجي از جمله آنزيم را از بين ببرد اما اين دانشمندان به دنبال راهي بودند که نه گياه از بين برود و نه آنزيم را از بين ببرد.

بهروز و همكارانش، ژن را به گونه اي برنامه ريزي کردند كه آنزيم پس از توليد در قسمت سبز گياه فورا در واکوئل سلول انبار شود و در آنجا بماند تا وقتي که گياه درو شده و خرد شود.

به محض خرد شدن گياه، آنزيم کمک مي کند که فيبر گياهي به قند تبديل شود و آن قند بعدا به اتانول تخمير شود.

به گزارش ايسنا، بالا رفتن قيمت نفت منجر به اقتصادي تر شدن توليد سوختهاي زيستي شده که از ذرت، نيشکر، سويا و بعضي ديگر از دانه هاي گياهي بدست مي آيد. اما برنامه جهاني غذا وابسته به سازمان ملل متحد اعلام کرده است که در سال گذشته يک صد ميليون تن غله براي توليد اتانول مورد استفاده قرار گرفته و اين ميزان بسرعت در حال افزايش است.

به همين دليل بانک جهاني و سازمان ملل متحد هشدار داده اند که در حالي که مردم جهان دچار گرسنگي اند نبايد مواد غذايي آنها را به سوخت تبديل کرد.

دکتر بهروز معتقد است که در ايران هم مي توان از کشف جديد براي تبديل پسمانده هاي نيشکر و برنج به سوخت گياهي استفاده کرد درحالي که فعلا اين پس مانده ها را مي سوزانند، فرآيندي که باعث آلودگي هوا و حتي شيوع بيماري آسم مي‌شود: «همين ژن را مي توان در برنج و نيشکر گذاشت اما به گونه اي که اين ژن در مورد برنج داخل بذر گياه يا بخش خوراکي آن وارد نشود و فقط روي برگها و ساقه گياه اثر بگذارد و در مورد نيشکر اين آنزيم به آن قسمتي که شکر در آن جمع مي شود وارد نخواهد شد و فقط به قسمتهايي وارد مي شود که امروزه سوزانده مي شود.»

بر اساس پيش بيني ها تا سال 2030 ميلادي، با رشد جمعيت جهان، تقاضا براي مواد غذايي پنجاه درصد بيشتر مي شود.

يافته‌هاي اين پژوهشگر ايراني، نه تنها باعث توليد ارزان اتانول مي شود که نسبت به سوختهاي فسيلي، آسيب کمتري به محيط زيست مي رساند، بلکه مي توان از بخش اصلي گياه يعني دانه هاي آن، به عنوان ماده غذايي استفاده کرد.

اين تحقيق هم اکنون در دانشگاه ايالتي ميشيگان به پايان رسيده و ثبت شده است.

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 


با وجود اينکه سال گذشته گزارش هاي بسياري در مورد آلودگي آبهاي منطقه خور موسي و بالا بودن حجم جيوه در اين منطقه منتشر و آثار مرگبار اين آلودگي ها گوشزد شد، اقدام موثري براي رفع آلودگي ها صورت نگرفت. اين روزها همچنان برخي از کارشناسان، ميزان آلودگي آبهاي خليج فارس را بسيار بيش از حد استاندارد مي دانند. اين کارشناسان در گفته هاي خود، آلودگي هاي نفتي و شيميايي را بزرگترين آلودگي معرفي مي کنند و نتايج به دست آمده درباره ميزان آلودگي را حيرت آور مي دانند.
محمد باقر نبوي، مدير کل محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست کشور، در خصوص آلودگي آب هاي خليج فارس گفت: خليج فارس از نظر آلودگي، نقاط بحراني خاصي دارد. نقاطي مثل خور موسي، کناره هاي ساحل پتروشيمي هاي ماهشهر يا عسلويه که درصد آلودگي آب هاي آن بسيار بالاست، جزء نقاط بحراني از نظر آلودگي آب هستند.
وي در ادامه گفت: به طور کلي آلودگي آب در کنار سواحلي پيش مي آيد که مرکز تجاري، اقتصادي، صنعتي يا کشتيراني باشد، يا در اثر حادثه اي مثل ريزش نفت در دريا آلوده شده باشد. آب دريا که مشکل ندارد و نمي شود که کاملا آلوده باشد.
ميزان آلودگي آب هاي خليج فارس به اين سادگي قابل اندازه گيري نيست. خليج فارس استخر نيست که بتوان به راحتي ميزان آلودگي آن را مشخص کرد، درياي وسيعي است که ميزان آلودگي آن متغير است.

در همین رابطه مطلب شیوا رو بخونید.

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
  حذف مواد مخرب لايه ازن

آيا تا به حال با مواد تشکيل دهنده ي دستگاه هايي که براي اطفاي حريق استفاده مي شوند، آشنايي داشته ايد؟
آتش خاموش کن ها بستگي به کاربردي که دارند، از مواد شيميايي مختلفي تشکيل شده اند کهخ هالون ها يکي از اين مواد هستند.
هالون ها يکي از گازهاي مخرب لايه ازن هستند که در کپسول هاي آتش نشاني براي خاموش کردن کردن آتش در اين گازها، اين مواد جز فهرست مواد تحت کنترل پروتکل مونترال قرار دارد و به دليل توان تخريب ازن بسيار بالاي آنها بايد از چرخه مصرف حذف شوند. بررسي ها نشان داده است با اينکه ميزان کل مصرف اين مواد در جهان حدود 2 درصد کل مصرف مواد مخرب لايه ازن را تشکيل مي دهد، اما اين گازها موجب تخريب بيش از 25 درصد لايه ازن مي شوند.


بر اساس مفاد پروتکل مونترال، کشورهاي عضو موظف به حذف توليد و مصرف مواد مخرب لايه ازن، بنابر برنامه زماني ارائه شده در اين پروتکل هستند. جمهوري اسلامي ايران نيز که در سال 1369(1990 ميلادي) به عضويت اين پروتکل درآمده است و از آن زمان تا کنون فعاليت هاي بسياري در زمينه حذف مصرف مواد مخرب لايه ازن در صنايع مختلف مصرف کننده اين مواد از جمله صنايع توليد تجهيزات سرماساز، توليد اسفنج و صنعت کشاورزي داشته موظف است به ديگر تعهدات اين پروتکل عمل کند.
بررسي ها نشان مي دهد که هالون ها يکي از مواد مخرب لايه ازن است که سلامت کره زمين را تهديد مي کنند، طبق برنامه زمانبندي پروتکل مونترال به منظور حفاظت از لايه ازن احراث سيستم هاي جديد هالون ممنوع اعلام شده و با متوقف شدن توليد هالون مصرف کنندگان اين ماده موظف به جايگزيني آن با ديگر عوامل خاموش کننده آتش سازگار با قوانين و مقررات جاري زيست محيطي شده اند.
از اين رو کشورهاي عضو پروتکل مونترال ملزم به اعمال کنترل در توليد و مصرف و در نهايت حذف مصرف هالون ها تا سال 2010 ميلادي هستند. بر اين اساس پس از اول ژانويه سال 2010 ميلادي تنها هالون هاي بازيافتي مي توانند مورد مصرف قرار گيرند و اين امر فقط تحت نظر نهادهاي دولتي و بين المللي همچون دفتر حفاظت لايه ازن سازمان حفاظت محيط زيست امکان پذير است.


اقدامات انجام شده در ايران

در اين خصوص، دفتر حفاظت لايه ازن با همکاري آژانس توسعه فرانسه(به صورت همکاري دو جانبه) و با استفاده از تسهيلات صندوق چند جانبه پروتکل مونترال اقدام به اجراي طرح برنامه مديريت هالون به منظور حذف مصارف غير ضروري هالون در کشور کرده است. اين طرح شامل 3 بخش عمده شامل ايجاد مرکز تبادل اطلاعات، ايجاد بانک فيزيکي هالون و آموزش کمک هاي فني بوده است که هم اکنون در کشور در حال اجراست.
بخش ايجاد مرکز تبادل اطلاعات شامل اطلاعات فني، اقتصادي و ديگر موارد مرتبط با هالون هاست که دفتر حفاظت لايه ازن هم اکنون در حال جمع آوري تمامي اطلاعات مربوط به شرکت هاي تأمين کننده خدمات و مصرف کننده هاي هالون است.
بانک فيزيکي هالون نيز به منظور بازيافت، بازگردش هالون ها و پوشش مصارف ضروري ايجاد مي شود.
در اين بخش مراکز بانک فيزيکي هالون براي جلوگيري از انتشار بي مورد هالون در هوا و نيز فراهم آوردن هالون براي شرکت ها يا سازمان هايي که مصرف هالون در آنها بنا به تشخيص گروه مشاوران هالون ضروري است، کاربرد دارد.
همچنين اين مرکز مسئول دريافت هالون ها از استفاده کنندگاني هستند که تجهيزات مصرف کننده هالون يا اطفاي حريق خود را از رده خارج کرده يا تجهيزات فعلي را جايگزين دستگاه هاي بدون مصرف هالون کرده اند.
اين مرکز هالون هاي بازيافتي را مطابق معيار تعريف شده به استفاده کنندگاني که نياز حياتي و ضروري به مصرف هالون دارند، خواهند فروخت.
بر اين اساس آموزش کمک هاي فني به مراکز مصرف کننده هالون در خصوص مديريت استفاده از هالون يا جايگزيني اين مواد نيز ضروري است که در حال اجرا در کشور است.


محدوديت استفاده از هالون در جهان

بررسي ها نشان مي دهد که هالون ها در تخريب لايه ازن استراتوسفريک نقش بسيار بالايي دارند؛ به طوري که پتانسيل تخريب لايه ازن هالون 1301 که به نام تجاري BTM شناخته مي شود 10 و طول عمر اتمسفري آن 65 سال و پتانسيل تخريب هالون1211 که به نام تجاري BCF شناخته مي شود 3 و طول عمر اتمسفري آن 11 سال است که در مقايسه با بقيه مواد مخرب لايه ازن درصد تخريب بالايي دارد به اين ترتيب هالون ها به عنوان مواد کنترل شده در پروتکل مونترال شناخته شده اند، بنابراين عامل محدودکننده در استفاده از هالون ها اثرات زيست محيطي آنهاست. ترکيبات هالون اگرچه بسيار محدود مورد استفاده قرار مي گيرند ولي مي توانند در اثر انتشار در جو به دليل عمر طولاني و ترکيب با ازن استراتوسفر باعث تخريب آن شده و باعث کاهش ايمني جو در برابر پرتوهاي ماوراي بنفش شود. همان طور که مي دانيد لايه ازن به عنوان سپر محافظ گياهان، حيوانات و انسان در برابر تابش پرتو ماوراي بنفش خورشيد عمل و از برخورد طول موج کشنده آن به زمين جلوگيري مي کند و تشعشعات جذب شده در اين طول موج ها عامل آفتاب سوختگي، سرطان پوست و آب مرواريد بوده و مي توانند با ضعيف کردن سيستم ايمني بدن انسان مقاومت او را در برابر بيماري ها کاهش دهند. علاوه بر اين پرتو ماوراي بنفش مي تواند باعث کندي رشد گياهان و صدمه به ساختار ژنتيکي موجودات زنده شود.
به همين دليل معاهده هاي بين المللي خصوصا معاهده مونترال به شدت استفاده از اين ترکيبات را محدود کرده است. برخورد برخي ترکيبات هالون با حريق ممکن است ترکيباتي توليد کند که در اثر سميت آنها، افراد دچار مخاطره شوند. کلر در ميان عنصر هالون فعال تر از ديگران بوده و ملاحظات بيشتري را مي طلبد، در نتيجه تحقيقات و پيشرفتهاي گسترده اي هم درباره جايگزيني هالوکربن هاي گازي و مايع و سيستم هاي با گازهاي بي اثر براي هالون ها و شيوه ها و روش هاي جديد جايگزيني صورت گرفته است که پس از تصويب پروتکل مونترال و با اعمال الزامات و محدوديت هاي اجبار شده در آن، تلاش گسترده اي براي شناسايي مواد و سيستم هاي جايگزين صورت گرفت.


جايگزين هاي هالون

موسسات ملي و بين المللي مرتبط با حفاظت لايه ازن در خصوص معرفي جايگزين هاي هالون اقدامات فراواني انجام داده اند که از آن جمله به http://www.ndparking.com/teap.org و http://epa.gov/ozone/snap/ مي توان اشاره کرد که با مراجه به آنها مي توان گزارش ها، فهرست جايگزين هاي مورد تأييد و حتي توليد کنندگان آنها را دريافت کرد.
امروزه جايگزين هاي هالون که برخي از آنها از نظر ساختمان مولکولي شبيه هالون است و لي اثر تخريبي کمتري دارند، معرفي شده اند.
برخي از جايگزين هاي هالون را مي توان مواد شيميايي خشک چند منظوره، آب خاموش کننده هاي CO2، سيستم هاي هالوکربني غير مخرب لايه ازن، سيستم هاي گاز بي اثر، سيستم هاي مه آب و... را نام برد.
سيستم هاي اطفاي حريق مبتني بر هالون تا چندي پيش در کاربردهاي خاص خود پيشرو بوده و با توجه به وسعت کاربرد و استفاده از آنها مي توان گفت گوي سبقت را از ساير سيستم هاي هم رده و مشابه خود ربوده بودند؛ اما امروزه به علت مشکلات زيست محيطي شديد اين امر عملا عمر استفاده از آنها روبه پايان است؛ هرچند استفاده از اين ترکيبات در کاربري هاي مختلف بعد از اثبات وجود مشکلات زيست محيطي آنها در تخريب لايه ازن و با تصويب پروتکل مونترال و الحاقيه هاي آن به کلي منع شد و امروزه توليد اين مواد و سيستم هاي مبتني بر آنها متوقف شده است.


درخواست همکاري از دوستداران محيط زيست

از اين رو دفتر حفاظت لايه ازن با برگزاري سمينارها و ارائه اطلاعات مختلف از ديگر سازمان ها و مراجع ذيربط انتظار دارد تا نسبت به آگاه سازي پرسنل خود و اطلاع رساني در خصوص مواد جايگزين هالون ها در صنايع که سازگاز با لايه ازن باشند اقدام کند. اين آگاهي و اطلاع رساني ها موجب مي شود افراد با فناوري هاي رايج جايگزين براي هالون ها آشنا شده و در صورت نياز اقدام هاي لازم براي حذف اين گونه مواد مخرب را به عمل آورند. همچنين از فروشندگان، شارژکنندگان، مخصوصا مصرف کنندگان هالون انتظار مي رود سيستم هاي هالون خود را تغيير داده و به سيستم هاي جايگزين هالون روي آورند که بديهي است در آينده از نظر اقتصادي به نفع خود قدم مثبتي برخواهند داشت، زيرا طبق برنامه زمانبندي پروتکل مونترال به منظور حفظ لايه ازن احداث سيستم هاي جديد هالون ممنوع اعلام شده و با متوقف شدن توليد هالون، مصرف کنندگان اين ماده موظف به جايگزيني آن تا سال 2010 با ساير عوامل خاموش کننده ي آتش سازگار با قوانين و مقررات جاري زيست محيطي شده اند.
در اين رابطه دفتر حفاظت لايه ازن سازمان حفاظت محيط زيست با همکاري دولت فرانسه(به صورت همکاري دو جانبه) و با استفاده از تسهيلات صندوق چند جانبه پروتکل مونترال، تحت عنوان «برنامه مديريت هالون» در نظر دارد با ايجاد مرکز تبادل اطلاعات و بانک فيزيکي هالون(شامل مرکز بازيافت و استفاده مجدد) تمام واحدهاي مصرف کننده اين مواد در کشور را شناسايي و در صورت امکان تحت پوشش خدمات مراکز تبادل اطلاعات و بانک فيزيکي هالون قرار دهد.

....جام جم....

 

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

صد و پنجاه ميليون تومان اعتبار براي ساخت اسکله تفريحي ـ گردشي در تالاب بين المللي شادگان تنها بودجه ايست که از سال 1384 براي اين حوزه زيست محيطي، طبيعت گردي کشور هزينه شده است، در حالي که اقتصاد دانان بر پايه علوم نوين و بينش زيست محيطي ارزش افزوده هر هکتار تالاب را 20 هزار دلار تعيين کرده اند. اين در خالي است که ارزش افزوده هر هکتار جنگل بر اين اساس 150 دلار و ارزش افزوده هر هکتار زمين کشاورزي 120 دلار تضمين شده است.


با اين حال 537 هزار و 700 هکتار تالاب شادگان در جنوب استان خوزستان و در جوار خليج هميشه فارس همچنان ميزبان براي خلق رويا براي مهماناني ست که آسمان آبي را مي جويند و سبزي زمين را آرزو دارند. درست 85 کيلومتر که از اهواز به سمت جنوب حرکت کنيد قبل از آنکه به سمت آبادان به راهتان ادامه دهيد مي توانيد شميم برخواسته از آب و نيزارهاي آن را بچشيد! هنوز مي توان رد 500 نوع از 8 هزار و 700 گونه پرنده اي که در دنيا شناخته شده است را در تالاب شادگان گرفت. هنوز مي توان افق را تا دور دست چنان تعقيب کرد که جز آبي آب و سبزي نيزارهاي درون آن هيچ چيزي ديدت را آزار ندهد! شادگان با تحمل 3 جنگ طاقت فرسا و بي نظمي هاي ناشي از توسعه در حالي که از فاضلاب هاي صنعتي و غير صنعتي جريحه دار شده است اما هنوز ميزباني براي تفريح و روح بخشي به مهمانانش است. هنوز چند کيلومتر به شادگان مانده مي توان در «صراخيه» سعه صدر طبيعت را تجربه کرد.


تالاب شادگان؛ پشت ديوار فراموشي

شايد تا پيش از آنکه شادگان و تالابش به عنوان منطقه نمونه گردشگري شناخته شوند، بيشتر آن منطقه را با خارک(همان خرمايي که هنوز نرسيده و زرد است) و نخلستان هايي درون آب مي شناختند. شرجي هاي شادگان اين فرصت را از خوزستاني ها و ساير مردمان ايران زمين مي گرفت که در تابستان پا به اين سرزمين بگذارند. پس از جنگ تحميلي نيز همه مردم براي تجديد خاطره به خرمشهر و آبادان مي رفتند و برايشان اين سوال مطرح بود که در فاصله 40 کيلومتري جاده آبادان-اهواز يعني همان حدفاصل سه راهي دارخوين-اهواز-آبادان چرا اين همه آب تا نزديکي جاده را فرا گرفته است.
با وجود اين که در سال 1354 تالاب شادگان توانست در زمره 18 تالاب بين المللي جهان قرار گيرد و عنوان ششم را به خود اختصاص دهد اما به درستي در ايران کسي آن را نشناخت. حتي تعيين حدود 296 هزار هکتار آن به عنوان منطقه حفاظت شده مانع از آن نشد تا در زمان جنگ پذيراي مردماني شود که خانه و زندگي خود را در پي حمله عراقي ها و شروع جنگ تحميلي از دست داده بودند.
پس از جنگ نيز بازسازي و تمرکز روي مزارع نيشکر در اطراف کارون صدمات جبران ناپذيري به اين منطقه بي نظير وارد کرد و سپس دو جنگ در منطقه در عراق بر اين بحران ها و آلودگي هاي ناشي از آن افزود تا اينکه سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در حالي که به توسعه گردشگري مي انديشيد اين منطقه را هم به عنوان منطقه نمونه گردشگري معرفي کرد اما به جز نصب 2 تابلو و صدور چند مجوز براي محلي ها در راستاي سوار کردن گردشگراني که علاقه مند به ديدن تالاب هستند هنوز اتفاقي در خور شأن اين فرصت بي نظير زيست محيطي-طبيعت گردي رخ نداده است.

صراخيه، خوش آمد گوي تالاب شادگان
وقتي از اهواز به سمت آبادان برانيد به سه راهي دارخوين-اهواز-آبادان که رسيديد کافي است به اندازه 2 يا 3 کيلومتر در جاده شادگان وارد شويد، آن وقت مي توانيد وسعت وصف ناپذير آب و نيزار را در دو طرف جاده ببينيد. هنوز چشمتان به دنبال اين وسعت مي گردد که لوله هايي بزرگ به رنگ خاکستري، سمت راست جاده افق ديدتان را مي بندد و محکم بر ديدتان مي کوبد. لوله عملا ديد سمت چپ را گرفته و با خود فکر مي کنيد که اگر اين منطقه، منطقه نمونه گردشگري انتخاب شده يک گردشگر با چنين آزاري در ديد چگونه بايد رغبت کند و پا به اين منطقه بگذارد؟! با اين حال زيبايي طبيعت سوي ديگر جاده  و نسيم خنکي که از روي آب و از ميان نيزارهاي درون آن مي وزد شما را وا مي دارد به مسير ادامه دهيد ولي به سمت چپ جاده نگاه نکنيد در حالي که بخش قابل توجهي از تالاب سمت چپ قرار گرفته است. چند کيلومتري که به مسير ادامه دهيد مي توانيد بلم هايي را ببينيد که مردان محلي در آنها ايستاده اند و تور ماهيگيري شان را کنترل مي کنند. شايد آن لحظه باور نکنيد که در اين منطقه ماهي هاي لذيذي قابل صيد است.
در تالاب شادگان حدود 5 هزار نفر به صيد ماهي مشغولند و از اين راه به گذران زندگي مي پردازند. تالاب شادگان صيد سالانه حدود 10 تن ماهي به ويژه ماهي «بني» را براي صيادان امکان پذير کرده است. اين تالاب با وسعتي برابر با 400 هزار هکتار و متشکل از عرصه هاي آب شيرين، شور و لب شور است که شهرستان شادگان، روستاها و نخيلات آن را چون نگيني دربرگرفته است. حالا اينجا در صراخيه مي توانيد اين وصف را به چشم خود ببينيد. قبل از روستا کنار همان لوله بزرگي که هنوز روي اعصابتان راه مي رود زناني روستايي زير حصيرهايي که از جمله صنايع دستي بومي منطقه است نشسته اند و ماهي هايي را مي فروشند که صيادان منطقه از تالاب گرفته اند. جلوتر تابلوي«ايستگاه گردشگري» نويد رسيدن به روستاي صراخيه را مي دهد. مقابل مدرسه صراخيه محوطه اي آسفالته وجود دارد که مي توان ماشين را آنجا پارک کرد و با پرداخت 6 هزار تومان سوار قايق موتوردار شد که شما را تا دل تالاب و آنجا که جز سکوت و آواي تالاب چيزي نيست، مي برد. چشمانتان همان ابتدا متوجه چيزهايي درون آب تالاب مي شود که نشان از بي توجهي گردشگران و محلي ها به محيط زيست و زباله ها دارد.
چند متري که وارد تالاب شديد متوجه بلم هاي ديگر مي شويد. اينجا روستاييان جلوي خانه هاي خود بلم هايي دارند که يک يا نهايتا دو نفر در آن مي توانند سوار شوند. اينجا گويا براي رفت و آمد چاره ي ديگري نيست، از خانه خاله به خانه عمه بايد بلم سواري کرد!!
دالاني از آب که ديواره هايش از ني هاي تالاب است مسير را مشخص کرده است.
پس از مدتي ديگر هيچ نشاني از روستا و زندگي آدم ها نمي بيني. آن وقت رنگ زيباي پرندگان بومي تالاب را مي تواني ببيني که با نزديک شدن بلم پر پرواز مي جنبانند و دور مي شوند.
بيش از 150 گونه پرندگان شاخص و حمايت شده نظير اردک مرمري، تنجه، گيلانشاه خالدار، فلامينگو، اردک سرسفيد، ليکو تالابي و...، و نيز ماهيان مهم تالاب با توجه به زيستگاه آبي آنها شامل شيربت، بني، کپور، بياح، شانک و يک گونه مهم از خزندگان به نام لاک پشت فراتي(لاک نرم) را مي توان در اين تالاب يافت.
گياهان شاخص اين تالاب چون گبن، بردي، ني و علف شور است. شايد به همين دليل است که مي گويند: تالاب شادگان از تالاب هاي نادر و مهم کشور است که با وجود فصلي بودن بخش آب شيرين آن، آب شور آن به دليل متصل بودن به خورها و دريا دائمي و پر آب است، بنابراين اکوسيستم و گياهان و جانوران و به طور کلي تنوع زيستي در 2 محيط را مي توان در آن مشاهده کرد.
مهم ترين منبع آب اين منطقه رودخانه جراحي تا 90 درصد و سپس طغيان هاي کارون و بارش سالانه است.

چند تابلو و 150 ميليون تومان
از سه راهي دارخوين تا روستاي صراخيه دو تابلو با عنوان «ايستگاه گردشگري» و «منطقه نمونه گردشگري» تنها نشانه هاي حضور سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري است. جالب اينجاست که رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان خوزستان و همين طور شهرستان شادگان از مدت ها قبل نويد راه اندازي يک اسکله گرشگري، پارکينگ و... را داده بودند و اينکه براي راه اندازي آن 150 ميليون تومان اعتبار اختصاص داده شده است. جلوي مدرسه که خبري از پارکينگ نبود. از 50 بلم و قايقي هم که نويدش را داده بودند که به گردشگران خدمات مي دهند خبري نبود. تنها چند بلم و قايق ران بودند که جز يکي-دو نفر که د ازاي هر 6 هزار تومان دريافتي با پرداخت 500 تومان به ميراث فرهنگي مجوز فعاليت گرفته بودند خبري از خدمات ديگر نبود. دريغ از يک سطل زباله و سايبان يا محلي که بتوان در آن پس از گشت و گذار يا پيش از بازديد از تالاب دمي نشست.
صادق محمدي رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري خوزستان پيش از نوروز گفته بود:«جهت توقف در کنار روستاي صراخيه و امکان بازديد از تالاب، پارکينگ و اسکله چوبي احداث شده که 150 ميليون تومان هزينه برده است. اجراي اين پروژه شامل لجن برداري، خاکريزي، غرق آب کردن، آسفالت، تيرآهن، نبشي، جدول کاري و بتن ريزي زير اسکله در مساحتي معادل 6 متر در 6 متر بوده است.»
اين کار به گفته جمال زوري زاده رئيس اداره ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري از سال 1384 جريان گرفته است؛ يعني دو سال براي يک اسکله. زوري زاده تأکيد کرده به کساني که براي گردشگري قايق تهيه کنند 15 ميليون تومان تسهيلات اعطا شده است که تا کنون يک سرمايه گذار دو قايق و ديگري سه قايق خريداري کرده اند. اما محلي ها تأکيد مي کردند که تنها صدور مجوز براي گردش مسافران با قايق به وسيله سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري انجام گرفته است. در منطقه هيچ کمپ يا امکان ديگري براي استقرار و راحتي گردشگران وجود نداشت. تنها در مدت نوروز يک چادر و يگان پليس در صراخيه براي تأمين امنيت برقرار بود.

اوضاع همچنان وخيم است
تالاب شادگان يکي از 18 تالاب بين المللي ثبت شده در يونسکو است که آب آن از رودخانه جراحي يا مارون بزرگ تأمين مي شود و سرزميني است مثل دلتا که نقش رابط بين رودخانه جراحي و خليج فارس را ايفا مي کند.
در سالهاي اخير ورود فاضلاب، ريختن مواد زائد نفتي منطقه گيسي آبادان در حريم تالاب و ورود پسابهاي نيشکر در کنار توليد زباله مردمي که در اين محدوده زندگي مي کنند حيات اين تالاب را در معرض خطر قرار داده است.
وضع تالاب شادگان تا آنجا پيشرفته است که نام اين منطقه در زمره تالاب هاي در معرض خطر موضوع کميته زيست محيطي مونترال قرار گرفته است. محلي ها از شور شدن آب تالاب بر اثر کم آبي و مهاجرت بسياري از گونه هاي محيط زيست در آن خبر مي دهند.
اگر امروز به اين منطقه نمونه گردشگري و منطقه حفاظت شده زيست محيطي توجه نکنيم در کوتاه مدت اصل ماهيت زيبا و منحصر به فرد آن از دست مي رود و ديگر نمي توانيم هيچ استفاده اي از اين منطقه که مي گويند ارزش افزوده هر هکتار آن 20 هزار دلار است، داشته باشيم.

....همشهري....

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

تالاب بختگان؛ ديروز، امروز

بخشي از منطقه بختگان که از سال 1347 تحت حفاظت بود در سال 1374 به پارک ملي ارتقا يافته است. مجموعه بختگان در سال 1354 به عنوان تالاب بين المللي انتخاب شد. اين پارک با مساحت 117047 هکتار در استان فارس قرار دارد. دامنه ارتفاعي 1560 تا 2480 متر، بارندگي و دماي متوسط ساليانه 230 ميلي متر و 15 سانتيگراد، سبب اقليم خشک بياباني معتدل در اين پارک شده است.
پارک ملي بختگان شامل درياچه بختگان و بخشي از اراضي کوهستاني و تپه هاي شمال آن است که داخل پناهگاه حيات وحش بختگان قرار دارد. آب اين درياچه در مصب رودها شيرين، ولي در بخش هاي داخلي، لب شور تا شور است. درياچه بختگان با بيشينه عمق 2 متر، در سال هاي پر باران با درياچه طشک درياچه واحدي را بوجود مي آورد.
گياهان آبزي غوطه ور متنوعي مثل جلبک ها و دياتومه ها با تراکمي بالا در درياچه مي رويند.
بخش خشک پارک، رويشگاه گونه هاي بنه، بدام، کيکم، گز، قليا، جگن، لويي، ني، باريچه، آويشن، درمنه، گون، خارکو و قيچ است.
جزيره هاي درياچه، محل مناسبي براي زيستن و تخم گذاري بسياري از پرندگان مهاجر و بومي است. همين نکته سبب شد تا پارک ملي بختگان از سوي سازمان بين المللي حيات پرندگان به عنوان يک زيستگاه با اهميت شناخته شود.
برخي گونه هاي مهم جانوري اين پارک عبارتند از: بز، پازن، قوچ و ميش، پلنگ، کاراکال، اردک، فلامينگو، گراز، گربه وحشي، پليکان سفيد، اردک بلوطي، هوبره، درنا، بوتيمار، چنگر، ماهي کپور، اردک سر سفيد، اردک مرمري، بوتيمار کوچک، حواصيل زرد، بحري، بالابان، جغد کوچک و شاهين.
تنوع و تراکم فيتوپلانکتون ها و زئوپلانکتون ها در آب اين درياچه شرايط مناسبي براي ميگوي آرتميا فراهم ساخته است.
متأسفانه طي سال هاي اخير به دليل عدم رعايت حق آب زيست محيطي و احداث سد در بالادست اين تالاب، اين زيست بوم بي نظير در آستانه فاجعه قرار گرفته، به طوري که سال گذشته هزاران فلامينگو در اين تالاب قرباني شدند.

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

عطر نرگس ؛رقص باد ؛نغمه شوق پرستوهاي شاد؛خلوت گرم

 کبوترهاي مست ؛نرم نرمک ميرسد اينک بهار...

«سال نو مبارک»

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

محدود بودن سوخت هاي فسيلي، گران بودن و ضررهاي ناشي از استفاده از آن، باعث شده که انسان به استفاده از انرژي هاي تجديدپذير روي بياورد. يکي از انواع انرژي هاي تجديدپذير سوخت زيستي است.
تا کنون تصور بر اين بوده که استفاده از اين نوع از سوخت، انتشار گازهاي گلخانه اي را کاهش داده و به حفظ محيط زيست کمک مي کند. اما در فوريه سال جاري ميلادي دو گزارش در مجله ساينس(Science) منتشر شد که مدعي خلاف اين امر بود.
در يکي از اين گزارش ها نويسنده، اين اعتقاد که سوخت زيستي انتشار گاز دي اکسيدکربن را کاهش مي دهد، زير سوال برده است. دکتر مجيد عباس پور، رئيس دانشکده محيط زيست و انرژي در تهران، نيز به زيان هاي استفاده از سوخت زيستي اشاره کرده و آن را جايگزين مناسبي براي سوخت هاي فسيلي نمي داند.

سوخت زيستي چيست؟
سوخت زيستي يا Biofuel نوعي از سوخت است که از منابع زيست توده يا Biomass به دست مي آيد. اين سوخت شامل بايوديزل، اتانول مايع، متانول و سوخت هاي ديزل گازي مي شود. از منابع اوليه سوخت هاي زيستي مي توان به ضايعات چوبي، تفاله هاي محصولات کشاورزي، نيشکر، غلات، روغن گياهان و سبزيجات اشاره کرد.
بايوديزل يکي از انواع سوخت هاي گياهي است. بايوديزل را مي توان از روغن هاي گياهي و چربي حيوانات توليد و از آن به جاي گازوئيل در موتورهاي گازوئيلي استفاده کرد. بايوديزل از ترکيب شيميايي روغن هاي گياهي يا حيواني با هيدروکسيد سديم و متانول حاصل مي شود.
بسياري در اروپا به استفاده از بايوديزل روي آورده اند. در حقيقت از ميان ديگر انواع سوخت هاي زيستي، بايوديزل بيشترين استفاده را در اين قاره دارد.

امکان توليد سوخت زيستي در ايران
به گفته دکتر عباس پور، بايوديزل يا سوخت زيستي را مي توان در موارد مختلف به کار برد، از جمله در خودروها:«يکي از کاربردهايي که به صورت گسترده دنبال آن هستند، توليد سوختي است که براي احتراق موتور مناسب باشد و لذا کاربرد عمده اي در خودروها دارد. ولي در جاهاي ديگر مي توان آن را در رابطه با منابع ثابت استفاده کرد. ولي با توجه به هزينه اي که در حال حاضر دارد، بيشتر در خودروها استفاده مي شود. در بعضي از کشورها عملا از آن استفاده مي کنند، مثل برزيل. ولي ما در ايران هنوز موردي نداريم که از اين سوخت استفاده عملي شود.»
او در مورد امکان توليد چنين سوختي در ايران متذکر مي شود:«در کشور ايران مراکزي که توانمندي داشته باشند و بتواند از اين نوع سوخت استفاده کنند، مناطق جنوبي هستند که در مناطق وسيعي کشت نيشکر صورت مي گيرد با هدف توليد شکر. ولي ساقه هاي نيشکر که اصطلاحا به آن باگاس گفته مي شود که اينها براي توليد شکر به طور مستقيم قابل استفاده نيستند، در برخي مناطق اين ساقه ها که به صورت پسماند است را مي سوزانند که اين کار درستي نيست، چون گازهايي که متصاعد مي کند، مناسب نيست و از طرفي خود اين محصول، قابل استفاده است، يعني همين پسماندهاي ناشي از فراورده هاي نيشکر قابل استفاده هستند که در صنعت کاغذسازي استفاده مي کنند؛ يکي از کاربردهايش توليد سوخت است.»

محاسن و مضرات سوخت زيستي
تاکنون عقيده برتر جوامع علمي اين بوده که مصرف سوخت هاي زيستي در قياس با سوخت هاي فسيلي، عوارض کمتري به دنبال دارد. اما اخيرا انتقادها و گزارش هايي منتشر شده که خلاف اين عقيده را ترويج مي کند. نخستين انتقادها بيشتر بر راه هاي توليد سوخت زيستي و پيامد هاي آن متمرکز بود و مطرح شد که: روي آوردن به استفاده از اتانول که يکي از انواع سوخت هاي زيستي است و افزايش ناگهاني تقاضاي ذرت براي توليد اين نوع سوخت، موجب شده که در برخي کشورها بهاي مواد غذايي به شدت بالا برود.
اما انتقادي که در گزارش اخير مجله ساينس مطرح شده، انديشه محوري زيست محيطي بايوفيل ها را زير سوال برده است. محققان مي گويند تبديل جنگل ها و علفزاران به کشتزارهاي گياهان مولد سوخت زيستي، ميزان دي اکسيدکربن موجود در هوا را به شدت بالا مي برد.
جو فار گيونه، بوم شناس و نويسنده اصلي گزارش نامبرده، مي گويد:«سوزاندن جنگل ها و پوسيدن گياهان موجود در آن آزاد گشتن کربن ذخيره در زمين و انتشار آن در هوا به صورت گاز دي اکسيد کربن خواهد شد.» فارگيونه ادامه مي دهد، بسياري نمي دانند که دي اکسيدکربن موجود در زمين و گياهان، سه برابر دي اکسيد کربن موجود در هوا است. اگر بخواهيم کاهش دي اکسيدکربن موجود در جو بر اثر استفاده از سوخت زيستي را محاسبه کنيم، بايد در ابتدا حساب کنيم که چه مقدار از اين گاز بر اثر تبديل زمين به زمين قابل کشت گياه مولد اين سوخت به هوا منتشر مي شود.
فارگيونه در اين مورد نيز محاسبه اي در خور توجه دارد:«از تبديل يک هکتار علفزار به کشتزار ذرت، 110 تن گاز دي اکسيدکربن به هوا متصاعد مي شود. فرض کنيم که يک هکتار زمين را به زمين قابل کشت ذرت تبديل کرديم تا از آن اتانول بدست بياوريم. اگر کاهش انتشار دي اکسيدکربن حاصل از مصرف اتانول را در هر سال محاسبه کرده و از اين 110 تن گاز آزاد شده کم کنيم، 93 سال طول مي کشد که به نقطه صفر برسيم؛ يعني به نقطه اي که در ابتدا از آن شروع کرديم.»
فارگيونه از سازمان زيست محيطي نيجريه به خشک کردن زمين هاي باتلاقي به منظور کاشت درخت نخل در اندونزي اشاره کرده و مي گويد که خشک کردن اين زمين ها موجب تصاعد مقدار زيادي گاز دي اکسيدکربن به هوا مي شود.

راه کارهاي تازه
نويسنده گزارش مندرج در مجله ساينس به دنبال پيدا کردن روزنه اي براي خروج از اين بن بست است. فارگيونه مي گويد، راه حل اين است که به جاي تخريب زمين هاي حاصل خيز، زمين هاي باير و بي آب و علف را به زمين هاي قابل کشت تبديل کنيم. بديهي است که نمي توان در اينگونه زمين ها ذرت يا نخل کاشت؛ اما مي توان مانند امريکا چمنزاراني قابل بهره برداري ايجاد کرد. فارگيونه راه هاي ديگري را نيز مطرح مي کند. به عقيده او مي توان از پسماندهاي گياهي، سبوس باقي مانده بعد از درو، درختاني که براثر طوفان از جا کنده مي شوند يا درختاني که آنها را به ناچار براي جلوگيري از گسترش آتش سوزي جنگل ها قطع مي کنيم، استفاده کرد.
دکتر مجيد عباس پور نيز بر استفاده از پسماندها تأکيد دارد:«من فکر مي کنم که سوخت هاي گياهي يا زيستي نمي توانند به عنوان عامل جايگزين سوخت هاي فسيلي عملا مورد توجه قرار بگيرند. يعني اگر بنا باشد که زمين را کشت کنند، براي اينکه سوخت توليد بکنند؛ اما از اين ديدگاه، يعني اگر کشت را براي توليد محصولات مورد استفاده انسان داشته باشيم، ولي پسماندها يا دورريزهاي کشت را مثل ساقه نيشکر يا بخش هاي ديگر را براي توليد سوخت استفاده کنيم، هم از نظر اقتصادي مقرون به صرفه است، هم از نظري ديگر. چون ان پسماند بايد سوزانده شود که آلاينده هم است. پس بهتر است که در قالب سوخت زيستي مورد استفده قرار گيرد که از نظر اقتصادي هم پاسخگو است.»

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

قاتلان بي رنگ و صدا


از ميان انواع خطرات طبيعي و انساني، کدام يک مهمترين عوامل تهديد حيات آبزيان محسوب مي شوند؟
بررسي ها نشان مي دهند که نخ هاي نايلوني قلاب هاي ماهيگيري و کيسه هاي پلاستيکي رها شده در رودها و درياچه ها، از عوامل مهم تهديدکننده حيات آبزيان هستند.

..............دکتر اسماعيل کهرم................

معمولا پيچيده ترين سوال، ساده ترين آنها است. پاسخ به اين سوالات هم ساده است ولي آسان نيست. امروزه انواع خطرهاي زميني و آسماني موجودات زنده و به خصوص حيات وحش را تهديد مي کند و بسياري از خطر هاي ساخته دست انسان ها و يا وقايع طبيعي مانند سيل، آتش فشان و آتش سوزي جنگل ها ؛ موجب تخريب زيستگاه طبيعي جانوران و نهايتا مرگ و مير آنان و احتمالا انقراض برخي گونه ها مي شود.

مهمترين عامل تهديد حيات وحش در شهرها و اطراف شهرها کدام است؟
اين سوال در ايالات متحده امريکا، با استناد به آمار چنين پاسخ داده شد که هر ساله حدود ۶/۱ تا ۴/۲ ميليون اردک در اثر مسموميت ناشي از سرب هلاک مي شوند! مطالعات نشان مي دهد که حدود 10 درصد برخي از اردک ها در بدن خود گلوله هاي سربي داشته اند! در نظر داشته باشيد که اينها در اثر مسمويت ناشي از سرب هلاک مي شوند و توسط گلوله سربي مورد اصابت قرار نمي گيرند. گلوله ها و ساچمه هاي سربي و نيز سرب قلاب هاي ماهيگيري در کف تالاب ها رها مي شوند و پرندگان غواص مانند اردک سياه کاکل و اردک سرحنايي اين سرب ها را براي کمک به هضم غذا مي بلعند و به تدريج مسموم مي شوند و با مرگي دردناک روبه رو مي شوند. گاه پرنده يک يا دو ساچمه را در بدن خود دارد و به زندگي ادامه مي دهد. اين اردک ها در جمع آمار مصدومين قرار نمي گيرند. از مجموع قوهايي که در رودخانه ي انگلستان با مرگ مواجه مي شوند حداقل 77 درصد به وسيله سرب(گلوله و يا قلاب ماهيگيري) مسموم شده اند. در ايران نيز قطعا تعداد زيادي از اردک ها به وسيله سرب مسموم مي شوند.

بي توجهي به حيات آبزيان
دکتر کهرم مي گويد: همين زمستان گذشته براي انجام يک پروژه فيلمبرداري به گواتر رفته بوديم. از چابهار که به طرف شرق يعني گواتر مي روي دهکده هاي ماهيگيري بريس و پسابندر که به سرعت هيئت شهر به خود مي گيرند، شما را بدرقه مي کنند. لنج هاي ماهيگيري زيبا و رنگارنگ روي اسکله خودنمايي مي کنند. به گواتر که مي رسيد، مي فهميد که ايران عزيز ما حتي در اين آخرين نقطه مرزي خود نيز بسيار زيباست. جنگل حرا در دل آب مأمني براي پرندگان و در داخل آب شيرخوارگاهي براي بچه ماهي ها فراهم کرده است. غناي پرندگان آبزي چشمگير است. گواتر يک مجموعه ماهيگيري است. در کومه ها ماهيگيران استراحت مي کنند. شب ها روي شن هاي ساحل نان هاي مخصوص خود را مي پزند. خمير را در ميان آتش، زير شن هاي ساحلي قرار مي دهند تا مغزپخت شود و البته با ماهي آن را ميل مي کنند. زندگي پر تلاش، سالم و پر از صفا، چند روزي مي ماند؛ کاميون هاي يخچالدار را پر از ماهي روانه مي کنند و خود به خانه و کاشانه باز مي گردند. روز بعد در فرصتي که بود به ساحل رفتيم. در پاي يک صخره ي دريايي مجموعه اي از تورهاي ماهيگيري قرمز رنگ نايلوني را ديدم که بدون احتياط روي هم انباشته شده بودند. دقت کردم، تورها تکان مي خوردند، لابه لاي اين تورها ده ها و صدها خرچنگ قرمز رنگ به دام افتاده بودند و دست و پا مي زدند. عجب بي توجهي به حيات و زيستمندان اعمال مي شد. ملاک فقط ارزان بودن تورها بودند. چون ارزشي نداشتند، به دور افتاده بودند و اين چنين به زندگي خرچنگ ها تاخته بودند.

تورهاي مرگ آور
اگر در نظر آوريم که خرچنگ ها جزئي از کل سيستم حياتي درياي عمان مي بودند بنابراين حضور و يا عدم حضور آنها در کل سيستم، حتي در جمعيت و سلامت ماهي ها بدون تأثير نبود. چند نفري از جوان ها و بچه هاي ماهيگير را صدا کردم و با قيچي تورها را جدا کرديم و هر خرچنگي را که آزاد مي کرديم من از طرف او از بچه ها تشکر مي کردم!! آخر سر تقريبا همه آزاد شدند و من به اين موضوع فکر کردم که هر ساله و همه روزه در ميان تورهايي که در دريا نصب مي کنند جانداري مانند لاک پشت هاي دريايي، نهنگ، کوسه ها و ... اقيانوس ها چگونه ساختار خود را مي توانند حفظ کنند؟ يادم آمد که چند سال قبل، در انگلستان دانشجويان را در ساحل به مأموريت کشف و جمع آوري نخ هاي نايلوني دعوت کرديم. نتيجه بسيار مأيوس کننده بود. در يک کيلومتر خط ساحلي حدود 900 متر نخ نايلوني جمع آوري شد. اين نخ ها در شهرهاي اروپايي بيداد مي کنند. ماهيگيراني که با قلاب و تفريحي ماهي مي گيرند، باز هم به علت ارزاني، نخ هاي نايلوني را داخل رودخانه و يا ساحل درياچه داخل پارک هاي شهر رها مي کنند. اين نخ ها به پاي کبوتران شهري و يا پرندگان آبي داخل ردياچه مي پيچد. در اثر کشيدن اين نخ ها محکم به دور پا و يا گردن پرنده مي پيچد. از پوست و گوشت گذشته به استخوان مي رسند. بعد از چند روز پرنده به زحمت پاي دردناک خود را که متورم و کبود شده به زمين مي گذارد. بالاخره بعد از يکي دو هفته اگر پا قطع نشود، جانور جان خود را از دست مي دهد. چه بسا پرندگان مانند کبوتر چاهي که دو پاي خود را به کلي از دست داده اند و راه رفتن آنها تبديل به لي لي کردن دردناکي شده که تا آخر عمر کوتاه آنها ادامه خواهد داشت.
کافي است که ماهيگيران اين نخ را تکه تکه کنند و بعد دور بريزند!

دام پنهان
پارک ملي تندوره در خراسان با حدود 36 هزار هکتار داراي دره هايي است که در دو طرف شيب آن درخت اورس قرار گرفته است.
اين درخت با حدود 200 سال سن فقط ۵/۱ متر ارتفاع دارد. پرنده اي به نام چرخ ريسک توراني به ندرت در تندوره يافت مي شود. يکبار که براي فيلمبرداري از لانه اين پرنده زيبا به تندوره رفته بودم، بعد از يکي دو ساعت که منتظر خروج پرنده نر از لانه شدم حس کردم که مسئله اي اتفاق افتاده وگرنه پرندگان بالغ براي جمع آوري غذا از لانه خارج مي شدند. بازرسي از لانه مشخص کرد که نر و ماده و جوجه ها با يک نخ نايلوني خفه شده بودند. نخ را يک ماهيگير بي دقت در ساحل رودخانه رها کرده بود و چرخ ريسک توراني به جاي نخ و پشم در ساختمان لانه خود از آن استفاده کرده بود!!!

مقصر کيست؟
در کنار نخ هاي نايلوني کيسه هاي پلاستيکي است که به راحتي جان بسياري از موجودات را مي گيرد. عمر مفيد يک کيسه نايلوني تنها 5 دقيقه است، يعني از زماني که از مغازه محله آن را مي گيريد تا به خانه برسيد. بعد از آن عمر مفيد اين کيسه تمام شده در حالي که حدود 500 سال در طبيعت باقي مي ماند. طبيعت هنوز نمي داند که با اين محصول دست بشر چه کند. هنوز باکتري و ويروسي وجود ندارد که آن را از بين ببرد.
در خليج فارس متوجه يک صخره شناور شديم. با دوربين کشيدن مشخص شد که يک لاک پشت چرمي است. بهتر است بگويم جسد يک لاک پشت چرمي غول آسا. طول کاسه آن به حدود ۸۰/۲ متر و وزن آن حدود 720 کيلوگرم مي رسيد. وقتي امواج لاک پشت را به ساحل آوردند، کازشناس فرانسوي همراه ما دست خود را تا آرنج در دهان لاک پشت کرد و يک کيسه پلاستيکي را بيرون کشيد. همان کيسه پلاستيکي که بعد از مصرف به دست باد سپرده بوديم. باد آن را به خليج فارس افکند و هنگامي که آب در آن جمع شد شبيه عروس دريايي يعني، غذاي مورد علاقه لاک پشت چرمي شد، لاک پشت آن را بلعيد و راه تنفس او مسدود شد. پايان اين داستان غم انگيز کاملا روشن است.


کيسه هاي نايلوني؟؟
به نظر من قاتلان بي رنگ، بي صدا و کاملا بي خاصيت! تا نظر شما چه باشد...

 

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

محققان در آفريقا به يک توازن طبيعي که در حال برهم خوردن است رسيدند که مي تواند پيامدهاي ناگواري بر بقيه اکوسيستم ها بگذارد.
يکي از وقايع متعددي که از سال 1995 تاکنون اتفاق افتاده در 11 ژوئن در مجله Science به چاب رسيده است.

يک اکولوژيست به نام «ترومن يانگ» فيل ها و ديگر گياه خواران بزرگ را در قسمتي از دشت هاي هموار مرکزي کنيا محصور کرد. همان گونه که ما کيک و کلوچه مي خوريم، فيل ها هم از برگ هاي درخت اقاقيا تغذيه مي کنند. شايد فکر کنيد دور کردن فيل ها از اين درختان مي تواند خيلي براي آنها مفيد باشد، در صورتي که دور کردن فيل ها از درختان باعث فروپاشي يک ارتباط دوطرفه و ديرينه بين درختان اقاقيا و مورچه ها مي شود که در شاخه هاي اين درختان زندگي مي کنند.
هزاران سال است که مورچه ها با هجوم آوردن به خرطوم و سر فيل ها از درون شاخه هاي درخت مانع چراي بيش از حد آنها مي شوند. در عوض درختان با توليد مواد غذايي مورد نياز مورچه ها و جا دادن به آنها در شاخه هاي خود آنها را خوشحال کرده و متقابلا جوابشان را مي دهند.

پس از دور کردن فيل ها از درختان و نبود مهاجم، درختان اقاقيا توليد غذا براي مورچه ها و کمک به اسکان آنها را متوقف ساختند. در نتيجه مورچه ها ناگزير براي يافتن غذا درختان را ترک کرده و جاي خود را به حشرات و آفات نابودکننده درخت دادند و درخت هاي اين منطقه هر روز مريض تر شده و از تعدادشان کم مي شد، به طوري که تعداد درختان اقاقيا در اين منطقه که فيل ها حضور نداشتند نسبت به ديگر مناطق کمتر و کمتر شد. امروز فيل ها تنها کمي از نواحي آفريقا را که روزي در آن شکونت داشته اند در اختيار دارند و اين يکي از نتايج منفي کم شدن فيل هاي آفريقاست.
اين سه گونه متفاوت(فيل، مورچه و درخت) که به صورت نزديکي با يکديگر در تعامل هستند بار ديگر اين حقيقت را يادآور مي شوند که وقتي ما موازنه طبيعت را برهم زده و در آن دخالت مي کنيم، بايد منتظر عواقب وخيم و غير قابل پيش بيني آن باشيم. از بين رفتن همزيستي بين مورچه و درخت اقاقيا در نتيجه همين فقدان گياهخواران و از بين بردن بي رويه آنهاست.

....جام جم....

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

جنگل‌هاي حراي قشم يكي از شگفت‌انگيزترين جنگل‌هايي است كه هرچه از زيبايي آن گفته و شنيده مي‌شود، نمي‌تواند گوشه‌اي از زيبايي آن را ترسيم كند و تنها با ديدن اين جنگل‌هاست كه قادر به درك شنيده‌هايمان از آنها مي‌شويم.

اين جنگل‌ها در آب‌هاي كم‌عمق سواحل خليج فارس ريشه دوانده و محيطي براي زيست انواع آبزيان، پرندگان و دوزيستان ايجاد كرده‌اند.

حرا، گونه‌اي از درخت مانگرو است و به همين دليل اين جنگل‌ها به جنگل‌هاي مانگرو نيز شهرت دارند.

اين درخت به افتخار بوعلي سينا دانشمند فرهيخته ايراني Avesenix Marina نامگذاري شده است.

حرا نوعي درخت آبزي با ريشه هوايي است كه تخم آن پس از عمل‌آوري در روي گياه و رها شدن بر روي آب به آساني در كف نقاط كم عمق دريا رشد مي‌كند و تا ارتفاع چهار متر از سطح آب بالا مي‌آيد و سالي يك بار نيز به گل مي‌نشيند.

اين درختان به هنگام بالا آمدن آب دريا تا قسمت تاج در آب فرو رفته و شناور مي‌شوند و با پايين رفتن آب دريا بدنه و شاخه‌هاي آن‌ها براي مدت شش تا هفت ساعت آشكار مي‌مانند.

از ويژگي‌ ديگر اين جنگل‌ها بي‌نيازي آنها به روييدن در آب شيرين است به طوري كه اين درختان مقداري از نمك آب دريا را از طريق ريشه‌ها جذب و از طريق واكوالهايشان دفع مي‌كنند.

 رويشگاه جنگل‌هاي حرا در استان هرمزگان آخرين ناحيه پراكنش اين درختان كمياب به ناحيه ساحلي شمال خليج فارس است و در مقياس جهاني آخرين محدوده پراكنش جهاني آنها در سواحل شمال غربي آسيا محسوب مي‌شود.

در گذشته استفاده از چوب درختان حرا براي سوخت رواج بسياري داشته است اما در حال حاضر تنها از برگ درختان حرا براي تعليف دام و گل‌هاي آن براي تهيه عسل و زنبورداري استفاده مي‌شود و به واسطه غني بودن محيط آبي رويشگاه اين جنگل‌ها، گرايش بسياري در استفاده از عرصه اين جنگل براي آبزي‌پروري به خصوص احداث استخرهاي پرورش ميگو ديده مي‌شود.

دكتر پيمان يوسفي آذري ـ مديركل دفتر جنگل‌هاي خارج از شمال سازمان جنگل‌ها، در ذكر اهميت اين جنگل‌ها، آنها را حلقه اول اقتصاد ماهيگيري در دنيا معرفي مي‌كند و مي‌افزايد: حفظ اين جنگل‌ها غناي ماهيگيري و غناي دريا را حفظ مي‌كند و همچنين اين جنگل‌ها مامن بسيار مناسبي براي حفظ سواحل بوده و همچون سپر جلوي تندي امواج را مي‌گيرند.

وي با بيان اينكه اين جنگل‌ها، آشيان اكولوژيك بسيار وسيعي محسوب مي‌شوند، افزود: تخريب اين منطقه آسيب بسيار جدي به اين نواحي خواهد زد و اين منطقه را به سمت بياباني شدن پيش مي‌برد.

يوسفي با اشاره به اينكه در گذشته افراد منطقه براي تامين سوخت باعث تخريب اين جنگل‌ها مي‌شدند، تصريح كرد: در حال حاضر توسعه صنعتي، بيشترين عامل تخريب اين جنگل‌ها محسوب مي‌شود.

مديركل دفتر جنگل‌هاي خارج از شمال به ساخت اسكله در خور آذيني (يكي از رويشگاه‌هاي جنگل‌هاي حرا در هرمزگان) اشاره كرد و گفت: رفت و‌ آمد لنج‌ها موج‌هاي بزرگي در اين منطقه ايجاد مي‌كند كه اين موج‌ها رسوب روي درختان و ريشه‌ها را كه از آنها تغذيه مي‌كنند از بين مي‌برد و باعث تخريب آنها مي‌شود.

وي مشكل اصلي مانگروهاي ايران را تصادم توسعه با حفظ اين جنگل‌ها ذكر كرد و افزود: جنگل‌هاي براي حياتشان نياز به 10 درصد آب شيرين دارند كه اين مقدار از طريق آب باران يا رودخانه‌ها تامين مي‌شود ولي گاهي با احداث سد يا جاده‌سازي بر روي رودخانه‌هايي كه به اين جنگل‌ها مرتبط هستند، در مناطقي همچون پارس عسلويه شرايط تخريب اين جنگل‌ها رافراهم كرده است.

يوسفي جلوگيري از توسعه صنعتي و عمراني در اين مناطق را در حفظ اين جنگل‌ها موثر دانست و ادامه داد: طي دو سال گذشته منابع طبيعي استان هرمزگان در توسعه جنگل‌هاي حرا اقدامات بسيار مطلوبي انجام داده است به طوري كه در گذشته حداكثر توسعه در جنگل‌هاي مانگرو 500 هكتار در كل حاشيه جنوب از استان‌هاي هرمزگان، بوشهر و سيستان و بلوچستان بوده ولي در حال حاضر به سه هزار و 500 هكتار و اعتباراتشان نيز در سال تا حد 300 ميليون تومان در كل كشور افزايش يافته است.

طبق آمار فائو سطح كل جنگل‌هاي مانگرو در جهان 530/16 ميليون هكتار برآورد شده است و تنها 55 كشور در دنيا و در آسيا نيز فقط 14 كشور واجد سطوح وسيعي از اين جنگل‌ها هستند.

از نظر وسعت جنگل‌هاي مانگروي ايران در دنيا رتبه 43 و در آسيا جايگاه دهم را دارد و در بين كشورهاي حاشيه خليج فارس بيشترين سطح جنگل‌هاي طبيعي مانگرو در ايران موجود است.

مساحت جنگل‌هاي مانگرو در استان هرمزگان بيش از 20 هزار هكتار بوده كه اين ميزان بيشترين سطح در ميان استان‌هاي ساحلي جنوب كشور است.

سيدحميد رضايي ـ رييس اداره منابع طبيعي شهرستان قشم ـ نيز با بيان آنكه در سال جاري تعداد 600 هزار اصله نهال حرا با مشاركت مردم در شهرستان قشم توليد شده است، افزود: به دليل اينكه عقيده ما بر اين است كه بحث حفاظت از منابع طبيعي بدون حضور و مشاركت مردم امكان‌پذير نيست بنابراين در حفاظت اين جنگل‌ها مردم را وارد عرصه كرده‌ايم.

وي توسعه جنگل‌هاي حرا را يكي از اقدامات انجام شده در جهت حفاظت از اين جنگل‌ها عنوان كرد و گفت: مردادماه سال جاري در سواحل شمالي جزيره قشم، پس از آموزش به جوامع محلي با كمك آنها اقدام به جمع‌آوري بذر از سطح جنگل‌هاي حرا كرده‌ايم.

وي خاطرنشان كرد:‌ توليد و نگهداري نهال‌ها پس از هفت ماه توسط مردم در مهرماه سال جاري، در سطحي بالغ بر حدود 700 هكتار در سواحل شمالي جزيره قشم از روستاي "هلر" تا "درگاهان" وارد عرصه شد.

رضايي به بهره‌برداري جزئي روستاييان دامدار از اين جنگل‌ها اشاره كرد و با بيان اينكه روستاييان افراد كم درآمدي هستند و زندگي آنها با اقتصاد روستايي مي‌گذرد، ميزان دام در جزيره قشم را حدود 50 هزار راس ذكر كرد و گفت: به عقيده ما بايد بهره‌برداري‌هاي روستاييان از اين جنگل‌ها را اصولي و قانونمند كرد كه خوشبختانه در حال حاضر بسياري از مردم به اهميت جنگل‌هاي حرا پي برده‌اند.

وي تصريح كرد: مي‌توان با افزايش حمايت از دامداران اين منطقه بهره‌برداري‌هاي آنها از اين جنگل‌ها را اصولي كرد و اميدواريم با توانا كردن جوامع روستايي در آينده به هيج وجه بحث برداشت از اين جنگل‌ها را نداشته باشيم.

آنچه مسلم است بايد در راستاي حفاظت و توسعه اين جنگل‌هاي ارزشمند به عنوان سرمايه‌ ملي كشور اقدامات اصولي‌تري انجام داد و قوانين محكم‌تري وضع كرد تا هيچ فعاليت توسعه‌اي يا نياز معيشتي روستاهاي منطقه نتواند شرايط تخريب و از بين بردن آنهارا فراهم كند.

 ....ايسنا....

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
  saraeee :

موادی که بازیافت می شن ، بجز بطری( پلاستیکی و فلزی) و کاغذ دیگه چی میتونه باشه ؟


>>مواد قابل بازیافت<<

- بطري‌هاي شيشه‌اي
- قوطي هاي حلبي و قوطي هاي کنسرو (آلومينيومي و فولادي) که از آنها قوطي هاي جديد ساخته مي شود.
- شيشه‌هاي پلاستيكي سود
- ظرف‌هاي شيشه‌اي
- بطري هاي پلاستيکي که داراي سه نوع مختلف مي باشند, نوع اول بطري نوشابه هاي گازدار (PET) که از بازيافت آنها پوشاک ويا لفاف کيسه هاي خواب درست مي کنند. بطري هاي شير, آبميوه ها و بطري هاي خانگي که در يخچال قرار مي گيرند  (HDPE)  که آنها را شسته و به قطعات کوچکتر تقسيم مي کنند وبه بطري هاي جديدي تبديل مي کنند. از بطري هاي فشرده شده (PVC) نيز براي تهيه لوله هاي زهکشي آب و ساخت گلدان استفاده مي کنند.
- روزنامه‌ها و مجله‌ها که از آنها کاغذ روزنامه تهيه می شود.
- كاغذ سفيد
- جعبه هاي مقوايي که بر اساس مرغوبيت جعبه, مقواي آن به جعبه هاي جديد يا جعبه هايي با کيفيت پايين ترهمانند جعبه تخم مرغ تبديل مي شود.  
- پاكت‌هاي كاغذي قهوه‌اي
- پاكت‌هاي پلاستيكي خواروبار
- باطري‌هاي قابل شارژ

- مواد آلي مانند زبالة باغچه و پس ماندة ميوه وسبزيجات که اين مواد تبديل به کود طبيعي يا تکه هاي چوب مي شوند.

پس‌مانده‌هاي خطرناك (موادشيميايي ، رنگ، نفت) ، باطري‌ها.

- وسايل خانگي (يخچال، تهوية‌هوا و غيره) ، وسايل الكترونيكي (تلويزيون ،‌كامپيوتر، راديو) که البته اين  وسايل حاوي مواد شيميايي خطرناكي هستند كه نياز به تجزيه قبل از آماده شدن براي بازيافت دارند.

 
- کفش ها و لباس ها که از برخي منسوجات پارچه اي عايق هاي صوتي  و لايه هاي حفاظتي که استفاده تشک, روکش ماشين, و روکش هاي مبلماني دارند, درست مي شود.

- پاکتهاي حبوبات, جعبه هاي غذاي آماده, جعبه غذاي حيوانات, جعبه مواد شوينده و ديگر مواد مشابه.

 

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

ال گور در مجمع جهاني اقتصاد هشدار داد كه تغييرات آب و هوايي هم‌اكنون سريعتر از بدترين پيش‌بيني‌هاي هيأت علمي برنده نوبل سازمان ملل در حال وقوع است.

به گزارش سرويس «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران (ایسنا)، ال گور كه معاون رياست جمهوري سابق امريكا و عضو فعال در مساله تغييرات جوي است خطاب به هيأت‌هاي نمايندگي حاضر در مجمع جهاني اقتصاد در داووس اعلام كرد: شواهد علمي جديد نشان مي‌دهد كه بحران‌هاي جوي در كره زمين به شكل چشمگيري وخيم‌تر از پيش‌بيني‌هاي قبلي سازمان ملل است و بسيار هم سريعتر رو به پيشروي است.

ال گور گفت: هم‌اكنون پيش‌بيني‌هايي وجود دارد مبني بر اينكه يخ‌هاي قطب شمال طي ماه‌هاي تابستان در كمتر از 5 سال به طور كلي ناپديد مي‌شوند.

وي افزود: اين يك موقعيت اضطراري براي سياره زمين است و در طول تاريخ تمدن بشري وقوع چنين پديده بي‌سابقه است. به اين ترتيب تمام تمدن بشري در معرض خطر است.

گفتني است كه هيات نروژي نوبل ، جايزه صلح نوبل 2007 ميلادي را به طور مشترک به هيأت بين‌الدولي تغييرات جوي سازمان ملل (IPCC) و ال گور معاون سابق رياست جمهوري آمريکا اهدا کرد.

....خبرگزاری ایسنا....

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

عامل انقراض دايناسورهاي عظيم الجثه، حشرات كوچك بوده‌اند؟

نتايج يك تحقيق جديد نشان مي‌دهد كه نسل دايناسورها احتمالا در اثر گزيدگي با نيش حشرات حامل بيماري طي يك دوره طولاني از روي كره زمين منقرض شده است.

به گزارش سرويسُ ایسنا ُ  ، براساس اين فرضيه، افزايش و تكامل حشرات به ويژه گونه‌هايي كه انتقال دهنده‌ بيماري‌ها بوده‌اند، نقش مهمي در ريشه كني نسل دايناسورهاي غول پيكر از روي زمين داشته است.

دانشمندان مي‌گويند: ما در بزاق يك حشره نيش دار ميكروب بيماري زايي را شناسايي كرده‌ايم كه مي‌تواند باعث بروز بيماري ليشمانيا شود كه هنوز هم بيماري خطرناكي محسوب مي‌شود.

اين بيماري مي‌تواند هم خزندگان و هم انسان‌ها را مبتلا كند.

در يك حشره ديگر نيز ميكروارگانيسم‌هايي را شناسايي كرديم كه عامل بروز نوعي خاص از مالاريا هستند كه پرندگان و مارمولك‌هاي امروزي را آلوده مي‌كنند.

آنها مي‌افزايند: از سوي ديگر در فضولات دايناسورها ميكروب‌هايي را يافت كرديم كه عامل بروز اسهال خوني و ساير بيماري‌ها و اختلالات شكمي هستند.

دانشمندان دانشگاه ايالتي اورگون در ادامه اظهار مي‌كنند: اين واقعيت‌ها دانشمندان را به سوي اين بحث كشاند كه حشرات مي توانسته‌اند زمينه‌اي مؤثر و آرام براي كاهش جمعيت دايناسورها و در نهايت انقراض آنها فراهم كنند.

به علاوه حشرات مي‌توانند باعث بيماري و تخريب گياهان و سبزيجاتي شوند كه منبع تغذيه‌يي دايناسورها بوده‌اند.

....خبرگزاری ایسنا....

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

اگر امکان دارد برای چندمین بار به کره جغرافیایی زمین نگاه کنید. رنگ آبی که نشانگر دریاها و اقیانوس ها در زمین است بیشتر از رنگ های تیره جلب توجه می کند یعنی بیش از دو سوم کره خاکی را آب فرا گرفته است. با این همه فکر نکنید که انسان ها نیاز چندانی به آب نخواهند داشت. این طور نیست چون فقط یک درصد از آب های موجود در زمین قابل شرب و مصرف است. رودخانه ها، چشمه ها و آب های زیر زمینی تنها منبع آب شرب در جهان هستند. فکر می کنید چرا برخی از شهر های کشور که در کنار خلیج فارس و دریای عمان هستند از کم آبی رنج می برند؟ فکر می کنید چرا مردم بندر لنگه که در کنار خلیج فارس هستند فقط 3 روز در هفته از نعمت آب شرب بهره مندند؟  خلیج ها، دریاها و اقیانوس ها آب سالم و قابل خوردن ندارند. با این وجود کشورمان منابع آب شیرین فراوانی دارد اما با آب سالم چکار می کنیم؟؟؟

 

 

هشدار آلودگی آب را جدی بگیرید

آلودگی آبها یکی از عمده ترین معضلات جوامع امروزی محسوب می شود. این مسئله علاوه بر اینکه در سلامت انسان ها تأثیر غیر مستقیم دارد، اکوسیستم دریاها را بر هم می زند. در کشورمان آلودگی دریاها(مخصوصا در سواحل جنوب) به حدی رسیده که مردم بومی، علت بیماری های ناشناخته را به آن نسبت می دهند.

 

مرجان ها می میرند

آب سنگ های مرجانی نقش بسزایی در اکوسیستم دریایی دارند. مرجان ها منبع غذایی بسیار مهمی برای آبزیان محسوب می شوند و تخریب آنها ضربه های جبران ناپذیری به ماهیان وارد می کند. یکی از کارشناسان دراین باره می گوید: «در سال های اخیر در سواحل جزیره هندورابی، جزیره کیش و بوشهر شاهد سفیدشدگی که همان مرگ و میر آب سنگ های مرجانی است، بوده ایم که افزایش دمای آب دریا یکی از علت های این مسئله ذکر شده است. از نظر ما آلودگی آب در این مناطق موجب مرگ و میر مرجان ها شده است. آب سنگ های مرجانی بسیار حساس اند و با کوچکترین محرکی تحت تأثیر قرار می گیرند برای همین آلودگی های ساحلی باید از بین برود.»

 

تنوع رنگی

در دنیا دو اکوسیستم وجود دارد که از لحاظ تنوع زیستی منحصر به فرد است. در خشکی جنگل هایی که از باران های حاره ای بوجود آمده و محیط زیست بسیاری از جانداران است و در دریا، آب سنگ های مرجانی که گفته می شود 50 درصد از انواع موجودات دریایی را می توان لابه لای آنها یافت. آب سنگ های مرجانی را می توان جنگل دریایی نامید. معاون سازمان حفاظت محیط زیست در این باره می گوید: «به علت وجود منابع غذایی مناسب در لابه لای آب سنگ های مرجانی، این توده ها برای ماهیان زینتی که ارزش زیادی دارند از اهمیت فراوانی برخوردار است. آب سنگ های مرجانی محیط آرامی برای این نوع ماهی ایجاد می کند. مدتی پیش غواصان به طور غیر قانونی ماهیان زینتی خلیج فارس را صید می کردند و در کشورهای عربی به فروش می رساندند. در کمیسیون زیربنایی دولت یکی از ارگان ها پیشنهاد کرد برای این کار غیر قانونی مجوز صادر شود که این پیشنهاد با مخالفت جدی سازمان حفاظت محیط زیست مواجه شد و در کمیسیون زیربنایی دولت این پیشنهاد رأی نیاورد.»

 

مبارزه با آلودگی آب در خشکی

منشأ بسیاری از آلودگی های ساحلی، خشکی است. پساب های صنایع پتروشیمی، کارخانه های مختلف و فاضلاب از علت های اصلی آلودگی آب ها محسوب می شود. شناسایی عوامل آلودگی می تواند گام مهمی در کاهش آن باشد. دکتر محمدباقر نبوی دراین باره می گوید:«عسلویه یکی از بی نظیر ترین مناطقی است که تنوع زیست دریایی در آن وجود دارد اما پساب های خروجی در این منطقه آن را یکی از آلوده ترین مناطق خلیج فارس کرده است. بسیاری از مناطق بحرانی نیز با این معضل مواجه هستند. سال گذشته در اجلاس محیطزیست پکن از اقدام ایران در شناسایی نقاط و منابع آلودگی با منشأ خشکی استقبال شد و در این یک سال با هزینه ای معادل یک میلیارد تومان مطالعه زیربنایی این آلودگی ها در ایران انجام شده است. طرح ملی شناسایی آلودگی دریا با منشأ خشکی از شنبه مورخ 24 آذر ماه سال 86 در استان های شمالی و جنوبی اجرا می شود و کمیته بررسی به استان های مازندران، گیلان و خوزستان سفر خواهند کرد.»

 

کاهش آلودگی هزینه دارد

اجرای طرح ملی کاهش آلودگی های آبی با منشأ خشکی در ایران حدود 12 میلیارد تومان هزینه دارد که کمیته کاهش آلودگی دریا در سازمان ملل نیمی از این هزینه ها را می پردازد. نبوی دراین باره می گوید: « آلودگی های زیست محیطی تنها به یک نفر ضرر نمی رساند. آب قابل شرب و سالم فقط یک درصد از آب های کل جهان را تشکیل می دهد. کشور ما با وجود اینکه منابع آب بسیاری دارد اما به علت بی توجهی به آن در بعضی نقاط با مشکل اساسی مواجه هستیم. الآن برخی از کشورهای منطقه به علت کمبود آب، از آب معدنی استفاده می کنند که سلامت آن هم به تأیید نرسیده است. چرا ما باید به این نقطه بحرانی برسیم؟ همیشه گفته می شود هزینه پیشگیری کمتر از درمان است اما به آن عمل نمی کنیم.

آلودگی آب، آب سنگ های مرجانی را از بین برده و موجب مرگ آبزیان شده است. این زنگ خطری برای ما محسوب می شود. کاهش آلودگی آب فقط منجر به نجات ماهی ها و محیط زیست دریایی نمی شود بلکه در زندگی ما هم تأثیر مستقیم خواهد داشت. هم اکنون بسیاری از صنایع که پساب تولید می کنند، ایستگاه پایش و پالایش ندارند و اگر هم دارند تأثیر چندانی در پالایش پساب ندارد. با اجرای طرح ملی شناسایی آلودگی های دریا با منشأ خشکی، محدودیت برای ورود پساب ها به آب های روان و سواحل محدود می شود. همچنین استفاده از استگاه های پالایش فاضلاب و پساب ها به صورت قانون درمی آید.»

 

 

فردا نوبت ماست

دیروز ماهی ها و آبزیان از بین رفتند، امروز مرجان ها و ماهیان زینتی می میرند و فردا نوبت خودمان است. مسئولان صنایع بزرگ، استفاده از ایستگاه های پالایش پساب ها را هزینه ای اضافی می دانند. پرونده آلودگی نفتی شرکت توانیر در بندرعباس هنوز بسته نشده است. مسئولان شرکت پیمانکار توانیر پس از دفع غیر قانونی مواد نفتی در خلیج فارس مجبور شدند هزینه بسیاری برای رفع آلودگی آب بپردازند.

اگر مسئولان صنایع بدانند که کارشناسان سازمان ملل پیش بینی کرده اند تا سال 2025 جنگ های جهانی برای تصاحب منابع آب شیرین و سالم آغاز می شود، آیا باز هم اجازه می دهند پساب های شیمیایی به آب سالم وارد شود؟؟؟

 

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

بر اساس گزارش اداره کل محيط زيست استان گيلان، طي سه دهه گذشته به دليل شکار بي رويه و نبود نظارت دقيق به فرايند شکار غير قانوني، جمعيت مرال تا بيش از 70 درصد کاهش يافته و بر اساس سرشماري هاي انجام شده تعداد آن در استان گيلان به کمتر از 100 رأس رسيده است.
تخريب جنگل و تبدبل آن به مجمع الجزاير جدا از هم با فعاليت هاي شرکت هاي مقاطعه کار جنگل و ساخت و سازهاي انساني به شدت امنيت جمعيت اين گونه را مورد تهديد قرار داده است. متأسفانه محدود شدن زيستگاه اين جانور و در معرض اصوات ناشي از تعرض جاده ها و تخريب جنگل قرار گرفتن اين گونه، علاوه بر کاهش ميل آن به جفت گير، بارداري هاي آن را نيز گاه ناموفق مي کند، چرا که استرس هاي موجود در زيستگاه ها مي تواند رفتارهاي عادي جانور را تغيير دهد. هم اکنون بانک ژن با مطالعات ژنتيک، احياي «مرال» را در اولويت برنامه هاي خود دارد تا دوباره شاهد حضور منحصر به فرد اين گونه از حيات وحش باشيم.

بانک ژن سازمان حفاظت محيط زيست حدود يک سال است که فعاليت خود را به منظور حفاظت و احياي گونه هاي گياهي و جانوري بويژه گونه هاي در معرض خطر آغاز کرده است که در اين ميان، گونه جانوري مارال از جمله مهمترين گونه هاي داراي اولويت پژوهشي در اين بخش است تا با استفاده از رويکرد جديد مديريت ژنتيکي، مديريت بهينه اي براي احيا و حفاظت از اين گونه با ارزش و نگين جنگل هاي خزري به کار گرفته شود.
بررسي ها نشان مي دهد که تنوع زيستي در کشور ما تنها دو برابر قاره اروپاست و اين نشانگر غناي موجود در اقليم ها، زيستگاه ها، جانوران . گياهان سرزمين ايران است. از اين رو يکي از لايه هاي حفاظتي سازمان محيط زيست، حفاظت از ساختارهاي ژنتيکي گونه هاي مختلف در ايران با اولويت مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محيط زيست است.

طرح ايجاد بانک ژن از سال 1384 شکل گرفت که هم اکنون اين مجموعه نگهداري مطلوب از ذخاير ژنتيکي جانوري و گياهي و حفظ تنوع زيستي به عنوان سرمايه هاي ملي را با استفاده از تکنيک هاي زيست فناوري در دست اقدام دارد. بانک ژن يکي از مؤثرترين راههاي حفاظت از گونه هاي گياهي و جانوري بخصوص گونه هاي در معرض خطر است و به گفته رئيس سازمان حفاظت محيط زيست، حدود 4هزار گونه گياهي و جانوري در مناطق تحت مديريت سازمان وجود دارد که مطالعه روي اين گونه ها، بايد هرچه زودتر آغاز شود.

بر اين اساس، به دنبال تعيين سياست هاي تدوين بانک ژن، اولويت بندي گونه هاي در معرض خطر بريا جانوران، گياهان و آبزيان در معرض انقراض و در معرض تهديد انجام شد.
گونه هاي مارال، آهو، گوزن زرد ايراني، تمساح پوزه کوتاه ايراني، خرس سياه، خرس قهوه اي، پلنگ و يوز در بخش جانوران، گونه هايي مانند هوبره و ميش مرغ در بخش پرندگان، گونه هايي مانند آستوراگالوس(Astragalus) و سمناننيس (Semnanenis) در بخش گياهان و همچنين آبزيان از گونه هاي ماهي کوره غار و نوعي ماهي آندميک در منطقه حفاظت شده گنو در فهرست اولويت هاي مطالعاتي ژنتيکي و شناسايي ذخاير ژنتيکي آنها در بانک ژن قرار گرفته است. اگر چه در صورت بروز حوادثي مانند مرگ ناگهاني جمعيتي از دلفين ها در سواحل ايران بررسي ضربتي آناليز جمعيتي از دلفين ها نيز در دستور کار قرار مي گيرد.

 

رفتارشناسي مارال Cervus elaphus
مارال از خانواده گوزن هاست، جثه بزرگ و قوي و دست و پايي بلند دارد. موها کوتاه، به رنگ خاکستري تيره و در تابستان متمايل به قهوه اي اند. رنگ بچه ها قهوه اي متمايل به قرمز با خالهاي سفيد است و ناحيه کفل بر خلاف گوزن زرد که سفيد است، در مارال ها زرد است، به طوري که خطوط سياه روي دم و اطراف کفل وجود ندارد. نرها شاخهاي بلند با شاخکهاي نسبتا منظمي دارند و شاخ مارال ايراني بر خلاف شاخ مارال اروپايي در جلوي پيشاني دو شاخک دارد. شاخ ها همه ساله در اسفند تا فروردين مي افتد. شاخ جديد بلافاصله شروع به رويش مي کند و اوايل تابستان کامل و سفيد مي شود و پوشش مخملي آن بر اثر شاخ زدن به بوته ها و درختها از بين مي رود. تعداد شاخک ها و طول شاخ ها معمولا همه ساله افزوده مي شود و در 8 تا 10 سالگي به حداکثر مي رسد و از آن به بعد، از طول شاخ ها و تعداد شاخک ها کاسته مي شود. مارال در سنين پيري شاخهايش کوتاه و بدون شاخک است و در اصطلاح به آن سيخو مي گويند. اندازه طول سر و تنه در مارال ها 160 تا 250 سانتي متر، دم 12 تا 15 سانتي متر، ارتفاع 120 تا 150 سانتي متر و وزن 100 تا 250 کيلوگرم است.
زيستگاه مارال در جنگل هاي خزر است و در تمام مناطق جنگلي خزر پراکندگي دارد. هم اکنون بيشترين جمعيت در پارک هاي ملي گلستان و منطقه حفاظت شده دودانگه در مازندران وجود دارد و پراکنش جهاني آن در اروپا، شمال غربي آفريقا، آسيا و آمريکاست.
طبق اظهار نظر افراد محلي و اطلاعات ثبت شده حدود 50 سال پيش اين حيوان در جنگل هاي ارسباران واقع در آذربايجان شرقي و حدود 100 سال پيش در منطقه پاپي لرستان وجود داشته است.

 

عوامل تهديد جمعيت مارال
بررسي اکولوژي اين گونه از حيات وحش نشان مي دهد که دشمن طبيعي مارال، پلنگ، گرگ و خرس است و متأسفانه همه ساله تعداد زيادي از اين جانوران از سوي شکارچيان شکار مي شود. همچنين با توجه به قطع بي رويه درختان جنگلي و تخريب زيستگاه مارال، سن اين حيوان در معرض تهديد است. به اين ترتيب با شناسايي عوامل تهديد اين گونه جانوري پس از مطالعه ژنتيکي و بررسي جمعيت اين گونه از خلوص ژنتيکي آن جلوگيري شده و احياي آن امکان پذير مي شود.
مارال ها معمولا شبگرد هستند و به صورت اجتماعي زندگي مي کنند. همچنين ترکيب گله در فصول مختلف متفاوت است. ماده ها، بچه ها و نرهاي نابالغ با هم و جدا از دسته نرهاي مسن زندگي مي کنند و گاهي ماده هاي پير يا بدون بچه با نرها مشاهده مي شوند. نرهاي پير زندگي انفرادي را ترجيح مي دهند و با حس شنوايي و بويايي قوي به خوبي شنا مي کنند. در تابستان و به خصوص در فصل جفت گيري مارال ها علاقه زيادي به غلت زدن در لجنزارها دارند و معمولا اواخر غروب، از جنگل خارج مي شوند ، تا اوايل صبح در زمين هاي باز چرا مي کنند و روزها در مناطق انبوه جنگلي به استراحت مي پردازند.
غذاي مارال ها بيشتر علوفه، جوانه، برگهاي جوان، قارچ و تمشک است. جفت گيري آنها اواسط شهريور آغاز مي شود و تا اواسط مهر ادامه مي يابد. در اين فصل، بين نرها جدال هايي جهت تعيين قلمرو و تشکيل حرمسرا درمي گيرد و در بيشتر مناطق زيست آن صداي نرها که به گاوبانگ معروف است، شنيده مي شود.
شکارچيان با تقليد صداها، مارال هاي نر را به جنگ مي طلبند و از فاصله نزديک آنها را شکار مي کنند. معمولا مارال ها در مناطق باز جفت گيري مي کنند و دوره آبستني حدود 250 روز است و در نهايت يک و به ندرت 2 بچه مي زايد. بچه ها بعد از تولد قادر به راه رفتن و دويدن هستند و مادر معمولا آنها را بعد از تولد به مدت 2 تا 3 هفته بين علفهاي بلند مخفي مي کند. خالهاي سفيد رنگ روي بدن بچه ها، آنها را از ديد شکارچيان مخفي مي کند.

کارشناسان معتقدند سخت ترين بخش مطالعات ژنتيک اين گونه جانوري، مطالعات ميداني است؛ چرا که جمع آوري اطلاعات و داده ها بايد بدقت صورت گيرد و در صورتي که نمونه زنده اي از مورد مشخص کشف نشد، بايد از طريق موزه ها يا از طريق نمونه هاي تلف شده جمع آوري شود. از اين رو مطالعات ميداني، بسيار زمانبر است، چرا که حتي شرايط جوي نيز مي تواند اين مطالعات را پيچيده تر کند، اما آغاز اين راه دشوار، بي شک با نتايج منحصر به فردي براي نجات گونه هاي حيات وحش به همراه است و گام مؤثري براي احياي جمعيت مارال در جنگل هاي خزري خواهد بود.


....جام جم....

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

پروانه هاي ايراني به دوردست ها پر مي کشند

حالا که بتون مي کاريم جاي بوته گل و درخت اقاقيا، حالا که لودر انداخته ايم و تپه ها را زير و رو مي کنيم تا سوله ها سبز شوند، حيات نازک پروانه ها تهديد مي شود و آنها بالهايشان را مي بندند و به خيال ها پر مي کشند.

پروانه ها به شدت به اکوسيستم کوهستاني وابسته هستند و تبديل و تغيير اراضي کوهستاني و جنگلي به زمين هاي کشاورزي بر زندگي پروانه ها تأثيرگذار است و پروانه هاي ايران را در معرض تهديد قرار مي دهد.


منطقه کوهستاني زاگرس، البرز، شمال خراسان و آذربايجان از جمله مهمترين زيستگاه هاي پروانه هاي ايران است که در حال حاضر به دليل تغيير در کاربري اين مناطق، پروانه ها در معرض تهديد هستند.
در ايران حدود 400 گونه پروانه وجود دارد که از اين تعداد ، حدود 60 گونه بومي ايران هستند و در هيچ جاي ديگر مشاهده نمي شوند.

حفظ اکوسيستم هاي کوهستاني براي بقاي گونه هاي حشرات بسيار اهميت دارد و اين رابطه دو طرفه براي بقاي گونه هاي گياهي نيز ارزشمند است.
با نابودي حشرات ، چرخه توليد غذا و مواد غذايي در طبيعت مختل مي شود، چرا که حدود 40 درصد گرده افشاني در طبيعت از طريق پروانه ها صورت مي گيرد.
همچنين با اشاره به اين که چراي بي رويه و سمپاشي نيز از ديگر عوامل تهديد پروانه هاست ، مي توان گفت که معضل چراي بي رويه و فشار بر مرتع مي تواند گونه هاي سبز گياهي را از بين ببرد و گونه هاي خاردار را باقي بگذارد که در طول زمان به نابودي حشرات از جمله پروانه ها منجر مي شود.

 

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

۱- معرفي رشته ها :

*دانشگاه آزاد :

 - علوم محيط زيست در ۳ گرايش تنوع زيستي زيستگاه ها ، آلودگي ، ارزيابي و آمايش

 - مديريت محيط زيست در ۳ گرايش مديريت ، اقتصاد ، حقوق

 - مهندسي محيط زيست در ۲ گرايش آب و فاضلاب و آلودگي هوا

 

*دانشگاه دولتي :

مديريت و برنامه ريزي محيط زيست ، طراحي محيط ، مهندسي منابع طبيعي - محيط زيست

 

۲ - معرفي منايع :

رشته علوم محيط زيست(آزاد) و محيط زيست دولتي از نظر طرح کنندگان پرسش آزمون و منابع امتحاني تا حدود زيادي همانند هستند.

۳ گرايش علوم محيط زيست نيز از نظر درس ها و منابع امتحاني يکي هستند ولي ضريب درس گرايش مورد نظر و درس زبان تخصصي ، ۳ مي باشد.

الف)کتاب ها :

۱) آلودگي هاي محيط زيست (آب ، هوا ، خاک ، راديواکتيو و ...)

  - آلودگي محيط زيست(آب ، خاک ، هوا) - عرفان منش و افيوني - انتشارات ارکان اصفهان.

  - آلودگي محيط زيست(هوا ، آب ، خاک ، صوت) - مينو دبيري - انتشارات اتحاد.

  - مهندسي محيط زيست - مجيد عباسپور - انتشارات دانشگاه آزاد

 

۲) شناخت و حمايت محيط زيست

  - شناخت محيط زيست - ترجمه وهاب زاده - انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد.

  - اکولوژي - اردکاني - انتشارات دانشگاه تهران.

  - شالوده بوم شناسي - ترجمه ميمندي نژاد - انتشارات دانشگاه تهران.

 

۳) پارکداري و ارزيابي محيط زيست

  - طرح ريزي پارک هاي ملي(پارکداري) - هنريک مجنونيان - انتشارات سازمان حفاظت محيط زيست.

  - شالوده آمايش سرزمين - مجيد مخدوم - انتشارات دانشگاه تهران.

  - ارزيابي اثرات زيست محيطي - مسعود منوري - انتشارات سازمان حفاظت محيط زيست.

 

۴) زبان تخصصي

  - زبان تخصصي براي دانشجويان محيط زيست - جعفر نوري - انتشارات دانشگاه آزاد.

  - واژه نامه هاي آخر برخي کتاب ها از جمله کتاب شناخت محيط زيست يا مهندسي محيط زيست.

  - فرهنگ دوسويه محيط زيست - منوري - انتشارات سازمان حفاظت محيط زيست.

 

۵) اکولوژی حیات وحش

اين درس مجموعه اي است از درس هاي بوم شناسي مهره داران ، اکولوژي عمومي ، مباني مديريت حيات وحش ، فنون مديريت حيات وحش و زيست شناسي حفاظت.

  - جغرافياي زيستي - نيشابوري - انتشارات سمت.

  - بوم شناسي و مديريت حيات وحش - ترجمه مصداقي - انشارات دانشگاه امام رضا(ع).

  - مباني محيط زيست - ترجمه وهاب زاده - انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد.

  - مقدمه اي بر اکولوژي رفتار - ترجمه وهاب زاده - انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد.

  - اکولوژي عمومي - نيشابوري - انتشارات دانشگاه پيام نور.

  - تنوع حيات - ترجمه وهاب زاده - انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد.

  - غايه ها و کاربرد آنها در شناسايي پستانداران - خالق زاده بيگ - انتشارات جهاد دانشگاهي اصفهان.

 

۶) بیولوژی حیوانات شکاری

  - جانور شناسي۲ - بهرام کيابي - انتشارات دانشگاه پيام نور.

  - راهنماي صحرايي پستانداران ايران - هوشنگ ضيايي - انتشارات سازمان حفاظت محيط زيست.

  - راهنماي صحرايي پرندگان ايران - جمشيد منصوري - انتشارات ذهن آويز.

  - پرنده شناسي - جمشيد منصوري - انتشارات دانشگاه آزاد تنکابن.

  - حيات وحش ايران - اسکندر فيروز - انتشارات مرکز نشر دانشگاهي.

 

ب) ساير منابع :

۱) مطالعه جزوه کلاسی استادان زیر :

  - دکتر محمود کرمي (دانشگاه تهران + علوم و تحقيقات تهران)

  - دکتر بهروز بهروزي راد (واحد علوم تحقيقات اهواز + نور مازندران«تربيت مدرس»)

  - مهندس خليلي پور (دانشگاه علوم و فنون دريايي ، خرمشهر)

  - دکتر همامي (دانشگاه صنعتي اصفهان)

  - دکتر کابلي (دانشگاه صنعتي اصفهان + دانشگاه تهران)

  - دکتر مخدوم و دکتر ياوري (دانشگاه تهران)

  - دکتر کيابي (جزوه هاي قديمي - دانشگاه گرگان + دانشگاه شهيد بهشتي)

 

۲) کتاب هاي آموزشي انتشارات خانيران

 

۳) جزوه هاي سنجش تکميلي

 

۴) تست هاي سال گذشته

 

۵) مراجعه به جهاد دانشگاهي دانشکده کشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه تهران - کرج

 

*در رشته مديريت محيط زيست گرايش مديريت به جاي درس هاي اکولوژي حيات وحش و بيولوژي حيوانات شکاري ، از درس هاي رياضيات و آمار و مباني مديريت پرسش داده مي شود.

 

منابع :

  - تئوري هاي مديريت - جاسبي - انتشارات دانشگاه آزاد.

  - مديريت و برنامه ريزي محيط زيست - محرم نژاد - ناشر : مؤلف.

  - اصول و روش هاي مديريت زيست محيطي - ترجمه مهرداد اندرودي - نشر کنگره.

  - رياضيات و آمار - مرتضي نصت - انتشارات ؟

  - آمار و احتمالات کاربردي - نيکوکار و عربزاده - انتشارات آزاده.


....با تشکر از سرکار خانم دکتر بهباش....

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 


 پستانداران

موش کوچک جزء معدود پستانداراني است که لانه اش را مثل لانه پرندگان مي سازد. او ساختماني توپي شکل از برگها و علف ها مي سازد تا بچه اش را در آن بزرگ کند.
بسياري از پستانداران سوراخ هايي در زمين حفر مي کنند که بيشتر آنها ساختماني ساده دارند و به شکل گودال هستند.
موش کور شبکه اي پيچيده تر از اين براي زندگي و انبار کردن غذا مي سازد.
سگ دم سياه کشتزار، محل زندگي اش را با کندن يک سوراخ با در ورودي تعبيه مي کند که يکي از اين ورودي ها در بالاي ديگري روي يک تپه ي کوچک قرار مي گيرد. اين در ورودي جريان هوا را در اين تپه هدايت مي کند.
سگ آبي شناخته شده ترين پستاندار معمار است. او با استفاده از تيري که با دندان هاي جلويي اش آن را مي اندازد، بر روي رودخانه سدي مي سازد. سگ آبي خانه اش را وسط رودخانه مي سازد. تونل هاي زير آبي که به خانه اين حيوان متصلند، به او کمک مي کند تا بدون برخورد با شکارچيان خارج از آب رفت و آمد کند.

نرم تنان

بي مهرگان بعضي از مشهورترين نمونه هاي معماري حيوانات را به وجود آورده اند. نرم تنان صدف دار، بسياري از نرم تنان که با عنوان حلزون براي ما آشنا هستند و گونه هاي دريايي آنها از غدد مخصوصي براي ساختن صدف خود استفاده مي کنند که بدن نرمشان را محصور و محافظت کند. بسياري از اين گونه ها تنوع بسيار زيادي از ساختمان هاي زيبا و استادانه را بوجود مي آورند. يکي از ظريف ترين صدف ها، صدفي است که توسط فانيلوس يکي از گونه هاي زير دريايي اختاپوس ساخته مي شود. اين صدف مارپيچ است و از يک سري حفره تشکيل شده که هرچه به دهانه صدف نزديکتر مي شوند بزرگتر مي شوند. اين حفره ها گاز را در خود نگهداري مي کنند تا به جانور کمک کنند تا در آب معلق بماند و آخرين و بزرگترين حفره براي نگهداري خود جانور است. اين جانور هرچه بزرگتر مي شود، حفره هاي جديدي مي سازد تا خود را در آن جا دهد.

 

....مجله شکار و دوستداران طبیعت....

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

بيشاپ قرمز


 
نام فارسي : ــــــــــــــــ
نام انگليسي : Red Bishop
نام علمي : Euplectes orix

 توضيحات : جنس نر اين پرنده زيبا و ترکيبي از دو رنگ قرمز آتشي و سياه است. در حالي که جنس  ماده به رنگ قهوه اي لکه لکه مي باشد. جالب است بدانيد که جنس نر فقط در فصل توليد مثل اين نوع  رنگ آميزي را دارد و در فصول ديگر شبيه جنس ماده مي شود، جنس نر اين پرنده گاها با 3-2 پرنده ماده  جفت مي شود و با موفقيت توليد مثل مي کند.

 تغذيه : دانه خوار و ميوه خوار(به خصوص ميوه هاي شيرين)
 توليد مثل : 3 عدد تخم مي گذارد و مدت 12 روز روي آن مي خوابد.
 پراکندگي : آفريقا و استراليا
 زيستگاه طبيعي :
جنگل هاي هميشه سبز، نواحي نيمه بياباني و دشت ها.

 

 ....باغ پرندگان-اصفهان....

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 
امو(شتر مرغ استراليايي)
The image “http://www.damisela.com/zoo/ave/ratities/emu/f1.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
نام فارسي : امو(شتر مرغ استراليايي)
نام انگليسي : Emu
نام علمي : Dromaius novaehollandiae
توضيحات :
در حدود ميليون ها سال قبل اموها به دورافتاده ترين مناطق استراليا کوچ کرده و در آنجا سکني گزيدند. اين پرندگان از بزرگترين علفخواران کشور استراليا مي باشند و به قدري به اين مأنوس شده اند که به عنوان سمبل اصلي آن کشور پذيرفته شده و جايگزين کانگوروها شده اند.
تغذيه : جوانه، دانه، گل و ميوه درختان و همچنين برخي حشرات و بي مهرگان کوچک.
توليد مثل : پرنده ماده معمولا 20 - 9 عدد تخم مي گذارد و پرنده نر به مدت 56 روز روي آن مي خوابد.
پراکندگي : استراليا و برخي نواحي آفريقا
زيستگاه طبيعي :
در تمامي نقاط به غير از جنگل هاي باراني و سرزمين هاي بي علف.

....باغ پرندگان-اصفهان....

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

 گورخر ایرانی

جمعيت گورخر
شمار جمعيت گور تا قبل از سال 57 در مناطق حفاظت شده، بالغ بر 4000 و بنابر برخي آمار 4500 رأس برآورد مي شد. 800 رأس از اين تعداد در منطقه حفاظت شده بهرام گور، 1000 رأس در پارک ملي کوير و 2500 رأس در منطقه توران وجود داشت. اما اينک سالهاست که ديگر گوري در پارک ملي کوير رؤيت نشده است. همچنانکه با خوش بيني مي توان گفت حداکثر 150 رأس از جمعيت اين گونه حيات وحش در منطقه توران زيست مي کنند. نکته ديگر اينکه در سال 76، 90 رأس گور در در منطقه بهرام گور فارس وجود داشت، اما اخيرا آمارهايي اعلام مي شود که از افزايش جمعيت اين حيوان تا 160 رأس حکايت دارد؛ آمارهايي که صحت و سقم آنها چندان مشخص نيست.

گورها دشمن طبيعي ندارند
جالب است بدانيد که گورخر دشمن طبيعي ندارد، چرا که هيچ گزارشي مبني بر کشتار اين حيوان توسط پلنگ، گرگ يا يوزپلنگ وجود ندارد، بلکه جمعيت اين حيوان بر اثر شکار و تخريب زيستگاه ها تا اين اندازه کاهش يافته است. بر اين اساس مي توان از تخريب زيستگاه و شکار غيرمجاز به عنوان 2 عامل اصلي تهديد کننده حيات گورخر نام برد؛ تهديدي که همچنان ادامه دارد و متأسفانه هيچ چاره اي براي مقابله با آن انديشيده نشده است.

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

درياچه بختگان ، در انتظار باران

بخشي از منطقه بختگان که خود از سال 1347 تحت حفاظت بوده، در سال 1374 به پارک ملي ارتقا يافته است. مجموعه بختگان در سال 1354 نيز به عنوان تالاب بين المللي انتخاب شد. اين پارک ملي با مساحت 117 هزار و 47 هکتار در استان فارس قرار دارد. دامنه ارتفاعي يک هزار و 560 تا دو هزار و 480 متر، بارندگي و دماي متوسط سالانه 230 ميلي متر و 15 درجه سانتيگراد است.
اين شرايط آب و هوايي منجر شده است پارک ملي بختگان داراي اقليم خشک بياباني و معتدل باشد. اين پارک ملي شامل درياچه بختگان و بخشي از اراضي کوهستاني و تپه اي شمال آن است که در داخل پناهگاه حيات وحش بختگان قرار دارد.
آب اين درياچه در مصب رودها شيرين، ولي در بخشهاي داخلي لب شور تا شور است. درياچه بختگان با بيشينه عمق دو متر در سال هاي پر باران با درياچه طشک درياچه واحدي را به وجود مي آورد.

گياهان آبزي غوطه ور متنوعي نظير جلبک ها و دياتومه ها با تراکمي بالا در درياچه مي رويند. در بخش خشکي پارک گونه هاي بنه، بادام، کيکم، گز، قليا، جگن و آويشن مستقر هستند. جزيره هاي درياچه محلي مناسب براي زيست و تخمگذاري بسياري از پرنگان مهاجر و بومي محسوب مي شود.
اين نکته موجب شده است پارک ملي بختگان از سوي سازمان بين المللي حيات پرنگان، به عنوان يک زيستگاه با اهميت شناخته شود.

گونه هاي مهم جانوري اين پارک شامل بز و پازن، قوچ و ميش، پلنگ، فلامينگو، اردک، پليکان سفيد، لاک پشت . ماهي کپور است.
تا دهه هاي اخير آهو نيز در اين منطقه زندگي مي کرده است. تنوع و تراکم فيتو پلانکتون ها زئوپلانکتون ها در آب اين درياچه، موجب حضور چشمگير ميگوي آرتميا در آن شده است. تنوع زيستي زياد و جلوه هاي طبيعي، زمينه فعاليت هاي علمي، پژوهشي و گردشگري را در پارک ملي درياچه بختگان فراهم کرده است.

اگر چه کارشناسان خشکي کنوني درياچه را منحصر به شرايط اکولوژيکي و آب و هوايي اين منطقه مي دانند و در دهه گذشته نيز خشکي درياچه رخ داده است، به صورتي که تنها 2 قطعه از درياچه باقي ماند، اما کارشناسان معتقدند وضعيت کنوني نگران کننده است.

مشکلات زيست محيطي درياچه بختگان
شنيدن خبرهاي متعدد از مرگ فلامينگوها و گير افتادن آنها در نمکزارهاي درياچه بختگان تمام دوستداران محيط زيست را متأثر کرد.
با توجه به کاهش شديد آب درياچه مي توان گفت که با ادامه وضغيت کنوني اکوسيستم درياچه بختگان خاصيت حيات خود را از دست خواهد داد. خشک شدن کنوني درياچه علاوه بر اينکه زندگي 20 هزار قطعه پرنده آبزي و کنار آبزي درياچه را به خطر انداخته است، مي توانست سفره گسترده اي براي آب زيرزميني باشد و تأثيرات فراواني بر آب و هواي منطقه داشته باشد که تمام اين خصوصيات حياتي هم اکنون به خطر افتاده است. بررسي ها نشان داده است که ايران کشور خشکي است و براي ادامه حيات منابع طبيعي به 252 تالاب کوچک و بزرگ کشور نياز دارد که بايد تمام تلاش را براي حيات و بقاي اين تالاب ها به کار گرفت.

هر سال شمار بسياري از فلامينگوها و گونه هاي ديگر پرنگان به درياچه بختگان واقع در جنوب شرقي شيراز مهاجرت مي کنند و برخي از آنها در درياچه و اطراف آن ماندگار مي شوند.
اين در حالي است که مسئولان وزارت نيرو همچنان سدسازي ها را دليل کاهش آب درياچه نمي دانند.
معاون امور آب وزارت نيرو در اين رابطه تأکيد کرده است که بر اساس مطالعات صورت گرفته تأثير عوامل احداث سد در خصوص کاهش 2 متر ارتفاع آب در درياچه اروميه و بختگان، تنها 2 سانتيمتر از اين کاهش بوده است.

در تصريح دلايل طبيعي کاهش ارتفاع آب، مي توان گفت: تغيير اقليم کاهش بارندگي ها و تبخيرها در اين قضيه بي تأثير نبوده است؛ البته بر اساس گزارش کميسيون تخصصي شوراي آب کمتر از 15 درصد عوامل انساني در کاهش ارتفاع آب درياچه موثر بوده است.

....جام جم....

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

تراکو

نام فارسي : تراکو
نام انگليسي : Hartlaubs Turaco
نام علمي : Tauraco hartlaubi
توضيحات :
اين پرندگاه طيف وسيعي از ميوه ها خصوصا خانواده ي توت ها را مصرف مي کنند و با دفع دانه آنها نقش بسزايي در انتشار و پراکندگي آنها دارند.
تغذيه : ميوه ها و برخي از بي مهرگان کوچک
توليد مثل : معمولا 3 - 2 عدد تخم مي گذارد و به مدت 30 - 17 روز روي آنها مي خوابد.
پراکندگي : آفريقاي مرکزي و جنوبي
زيستگاه طبيعي : جنگلهاي هميشه سبز و دره هاي پردرخت، بندرت در ساوانا

....باغ پرندگان-اصفهان....

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 


شانه دار ژله اي چيست؟
شانه داران گروهي از جانوران آبزي (پلانکتون ها) هستند که در سراسر اقيانوس هاي جهان پراکنده اند، از خصوصيات تغذيه آنها ميل بسيار زياد به تغذيه است؛ در مورد غذا بسيار حريص و سيري ناپذير هستند و گوارش آنها بسيار سريع است، آنها توان بسيار بالايي براي توليد مثل و بقا دارند، تعداد تخم ها در يک زمان بسته به دسترسي به غذا و درجه حرارت 3000 - 2000 تخم در هر روز است و مدت تبديل تخم به لارو 21 ساعت از زمان تخم ريزي است. حال تصور کنيد بدون هيچ مانعي با چه سرعت وحشتناکي در حال ازدياد هستند. در درياي خزر تا عمق 50 متري ديده شده اند و بيشترين تراکم آنها در عمق 20 متري است.

جالب است بدانید که اندازه ی این شانه دار از کف دست هم کوچکتر است!

شانه دار ژله اي از کجا مي آيد؟
تهديدآميزترين اتفاق براي اکوسيستم خزر، ورود شانه دار ژله اي Mnemiopsis Leidyi بومي آمريکاي شمالي بود. اين گونه به طور اتفاقي از طريق آب توازن کشتي هاي تجاري انتقال پيدا کرد. (آب توازن آبي است که به داخل مخازن کشتي هاي بزرگ براي برقراري تعادل از دريا پمپ مي شود.) اولين بار دهه 1980 به درياي سياه وارد و سبب تغيير کل اکوسيستم آن و از بين رفتن 24 محل اصلي ماهيگيري شد، از آنجا به درياهاي آزوف، مرمره، اژه و در نهايت خزر هجوم آورد و در سواحل جنوبي درياي خزر شرايط مناسبي براي رشد آن در سرتاسر سال فراهم بود.

آنها چگونه باعث نابودي گونه هاي درياي خزر مي شوند؟
اين موجود از زئوپلانکتون ها و تخم ماهي ها بلاخص کيلکا تغذيه مي کند. در برنامه پايش مستمر برخي گونه هاي زئوپلانکتون بومي به کلي از نمونه گيري ها ناپديد شده اند و تأثير آن بر خزر از ساير مناطق متأثر در اولين سالهاي تهاجم ويرانگرتر بوده.
با توجه به منابع غذايي مشترک بين شانه دار ژله اي و کيلکا، جمعيت آن به شدت سقوط کرده و همچنين ماهيان خاوياري و فوک ها نيز که از کيلکا تغذيه مي کنند در معرض خطر انقراض قرار گرفته اند.
دکتر غفار زاده، مدير برنامه محيط زيست خزر دراين باره مي گويد: داستان شانه دار، داستان غم انگيزي است، در دهه  90 تقريبا نسل ماهي آنچوي را در درياي سياه نابود کرد، وقتي به آمار درياي سياه مي نگريم، سقوط وحشتناکي مشاهده مي شود و اين بلا سر کيلکاي خزر هم آمده؛ سواحل جنوبي خزر متأسفانه زيستگاه مناسبي براي آنهاست و از نظر علمي به درجه تراکم بالايي رسيده اند، چنانچه دو منحني برداشت کيلکا و رشد شانه دار ژله اي را کنار هم بگذاريم با هم درجه همبستگي فوق العاده بالايي دارند، البته نبايد فراموش کرد که 8 - 7 سال پيش برداشت کيلکاي ما هم شايد غيرمنطقي بوده، يعني بيش از حدي که دريا توان بازسازي داشته و در واقع هر دو علت به اين مسئله کمک کردند.
سوء تغذيه و کاهش ذخيره چربي در بدن فوک ها باعث ضعيف تر شدن آنها در برابر بيماري ويروسي شده و ارتباط انکارناپذيري با حمله شانه دار ژله اي به ذخاير غذايي آن دارد. مطالعات نشان مي دهد صيد ماهي کيلکا از 95 هزار تن در سال 78 به کمتر از 16 هزار تن در سال 82 رسيد؛ پس از آن گرچه شتاب روند کاهشي کمتر شد اما اين بدان معني نيست که نگراني در مورد شانه دار هم کم شود، احتمال اين وجود دارد که دوباره شاهد يک بحران جديد باشيم.  بین سال های 82 - 78 صید کیلکا توسط ماهیگیران ایرانی تقریبا 80 درصد کاهش داشته و حداقل ضرری معادل 20 میلیون دلار در سال را نشان می دهد. ارزیابی اقتصادی ضررهای ناشی از این امر دشوار ولی قطعا در روند رشد فعالیت های اقتصادی بسیار تأثیر منفی گذاشته است.
دریای خزر که از صید بی رویه ماهی آسیب دیده از انفجار ناگهانی شانه دار ژله ای در معرض خطر جدی تری قرار گرفته است. 

....همشهری....

این هم یک عکس از Beroe ovata ؛دشمن طبیعی شانه دار که زیستگاه اصلی آن دریای سیاه است.

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 
لاشه یک قطعه دلفین در سواحل گلشهر جنوبی جنب پارک دولت در بندر عباس مشاهده شد.
کارشناسان یگان حفاظت محیط زیست دریایی طول این دلفین گوژپشت را که بر اساس قوانین و مقررات سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان گونه حمایت شده معرفی شده است، 205 سانتی متر عنوان کردند.
بر اساس اظهارات شاهدان، این دلفین حدود 10 روز قبل زنده در سواحل دیده شده که در اثر جزر از آب خارج و از بین رفته و علت حضور در ساحل به احتمال زیاد بیماری، عدم تشخیص، اختلال در سیستم ناوبری، آلودگی دریایی و کهولت سن بوده است.


این گونه دلفین معمولا در سواحل، مصب رودخانه ها و دهانه خورها دیده می شود و نواحی با عمق کمتر از 20 متر را ترجیح می دهد و ناحیه پراکنش آن غرب اقیانوس هند، دریای عمان و خلیج فارس است. این گونه از دلفین معمولا به همراه دلفین معمولی که از گونه های غالب خلیج فارس است، دیده می شود که از ماهیان کرانه ای و سطح زی مانند ماهی ساردین تغذیه می کند.


....روزنامه ایران....

 

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

کوکاتوی تاج زرد

نام فارسی: کوکاتوی تاج زرد
نام انگلیسی: Sulphur Crested
نام علمی: Cacatua galerita

توضیحات: این طوطیهای زیبا به علت هوش فوق العاده و طبیعت فعال و شادابی که دارند به صورت یکی از محبوبترین پرندگان زینتی درآمده اند. اگر این پرنده در ابتدا با دست انسان پرورش یابد به پرنده بسیار اهلی و دست آموز تبدیل خواهد شد.
تغذیه: دانه خوار و میوه خوار.
تولید مثل: حدود 3-2 عدد تخم می گذارد و به مدت 30 روز هر دو جنس نر و ماده روی آن می خوابند.
پراکندگی: استرالیا
زیستگاه طبیعی: مناطق پر درخت و جنگلها

....باغ پرندگان-اصفهان....

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

توکان

نام فارسی: توکان
نام انگلیسی: Toco Toucan
نام علمی: Ramphastos toco
توضیحات: همانگونه که از شکل این پرنده مشخص است ویژگی اصلی این پرنده نوک رنگارنگ و بزرگ آن است که علیرغم ظاهر آن بسیار شکننده است.
تغذیه: میوه ها به خصوص آلبالو و توت فرنگی، حشرات، مارمولک ها، پرندگان کوچک و تخم پرندگان.
تولید مثل: 5-1 عدد تخم می گذارد و به مدت 18-15 روز روی آن می خوابد.
پراکندگی: آمریکای شمالی و جنوبی.
زیستگاه طبیعی: جنگل های بارانی و مناطق پر درخت

....باغ پرندگان-اصفهان....

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

کایوت

گرگ آمریکای شمالی


کایوت با نام علمی Canis Latrans  گرگی است کوچک با گوشهای بلند و دم پشمالو که در حدود 70 تا 97 سانتیمتر  طول و9 تا 16 کیلوگرم وزن دارد. درازای دم به 30 تا 38سانتیمتر می رسد.
زیستگاه او از شمالی ترین نقطه آمریکا شروع شده و تا پاناما امتداد میابد.
پوشش بدنش به رنگ نخودی خاکستری است که قسمتهای بیرونی گوشها و پاها مایل به زرد و قسمتهای زیرین بدن خاکستری یا سفید است و شانه ها، پشت بدن و دم با کمی رنگ سیاه توام شده . کایوت جانوری زیرک و حیله گر است و بیشتر به دنبال بدست آوردن طعمه ی آسان میگردد و سایر جوند گان مثل خرگوش صحرایی  و سنجاب و گاهی هم گوزن های خردسال ، بلدرچین و سایر پرندگان دیگر را شکار میکند و به مقدار زیاد از محصولات گیاهی  تغذیه میکند و به پسته ، فندق ، توت و میوه جات شیرین علاقه زیادی دارد و تقریبا همه چیز خوار است.

پنجه های آنها همانند بیشتر اعضای خانواده گرگها برای گرفتن طعمه های کوچک مانند موش ها در برف یا در علفزار به خوبی سازگار است. آنها می توانند در زمان کوتاه سرعت خود را زیاد کنند و حتی غزال های تیز پا زا هم دنبال کنند، در شکار به آرامی به سمت جلو حرکت می کنند و با دقت نگاه می کنند و گوش می دهند و محل طعمه خود را مشخص کرده و به هوا می پرند و با پاهای جلویی روی آن فرود می آیند و حیوان بیچاره را روی هوا معلق کرده، او را با گرفتن یک گاز می کشند؛ کایوها استعداد پذیرش زندگی در آب و هواهای مختلف را دارند و در بعضی از نواحی آمریکا که به عنوان زیستگاه آنها شناخته شده به سرعت زیاد می شوند. بیشتر از گرگهای دیگر با شرایط محیطی انطباق پیدا می کنند.
معمولا صدای آنها بیشتر شنیده می شود و کمتر می توان آنها را دید و صدای آشنای زوزه کایوت را در هوای تاریک و روشن یا شب هنگام در حال نگاه کردن او به مهتاب می توان شنید و البته کمتر در طول روز شنیده می شود.
گرگ ماده 4 تا 6 بچه در اواخر April یا اوایل May  به دنیا می آورد. هر دو جنس نر و ماده با هم در پرورش بچه های خود شرکت می کنند؛ در سه هفتگی بچه ها کم کم از کمینگاه خود خارج شده و در کنار مادرشان بازی می کنند؛ توله ها در این زمان کاملا هوشیار هستند.

کایوت ها زندگی دسته جمعی هم دارند و گاهی لانه های ساخته شده گورکن ها و سگ های وحشی را از چنگ آنها درمی آورند. بسیار بازیگوش هستند و بعضی اوقات هنگام گشت به شاخه یا قطعات چوبی که می رسند آنها را برداشته و به هوا پرتاب می کنند و می کوشند تا آن چوب را از هوا بگیرند؛ سرگرمی دیگرشان تعقیب گورکن هاست بدون آنکه قصد گرفتن آنها را داشته باشند و گاهی هم مزاحم خرسها و گربه های وحشی می شوند.
مردم بومی آمریکا افسانه های متفاوتی از کایوت ها دارند و مطابق این افسانه ها کایوت حیوانی آب زیر کاه و تیزپا و باهوش است.

....مجله شکار و دوستداران طبیعت....

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

توجه!                                توجه!

من برای نزدیکتر شدن وبلاگهای محیط زیستی نوار ابزاری طراحی کردم که خوشبختانه مورد توجه محیط زیستی ها قرار گرفت و خیلی ها هم دانلدش کردن اگه شما دانلد نکردید منتظر چی هستین؟ 5 تا 6 دقیقه بیشتر طول نمیکشه! ...

ادامه مطلب را در وبلاگ رسمی دانشجویان محیط زیست کرج بخوانید!

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

گرگ قرمز

گرگ قرمز با نام علمي Canis rufus حدود 1 تا 1/2 متر طول دارد و از گرگ خاکستري کوچکتر او کايوت بزرگتر است, درازاي دمش به 25 تا 35 سانتيمتر مي رسد و بين 18 تا 41 کيلوگرم وزن دارد. پوشش بدن اين گرگ به رنگ دارچيني تيره مخلوط با خاکستري و سياه است که در قسمت پشت بدنش تيره تر مي شود.
سرعت گرگ قرمز در دويدن خيلي زياد است و بسيار درنده و تندرو است و به گله هاي گوسفندان و به سگها حمله کرده و آنها را هلاک مي کند و در صورت احتياج به آساني از آب مي گذرد و پستانداراني مثل خرگوش ها و راکون ها و هر حيوان کوچکي که در دسترس باشد شکار مي کند.
گروه گرگ هاي قرمز معمولا شامل يک جفت نر و ماده و بچه هايشان مي شود ولي اغلب به صورت تنها و بدون جفت هستند و در کاروليناي شمالي (آمريکا) ديده مي شوند. امروزه از نژاد اين گرگ به صورت خالص تعداد بسيار کمي باقي مانده و نسل آنها با کايوت ها مخلوط شده است.
ماده اين گرگ 2 تا 3 بچه در طول April يا May به دنيا مي آورد و بچه ها چند ماه بعد مي توانند از کمينگاه خود خارج شوند.

....مجله شکار و دوستداران طبيعت....

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

«ماهي هاي رنگی استوايی»

محققان دانشگاه مک گيل دريافتند که عامل پيدايش گونه هاي جديد در ماهي هاي مناطق مرجاني, الگوهاي رنگي آنان است. اين تيم اولين گروهي بود که عنوان کرد: چگونه الگوي رنگ در ماهي هاي مناطق مرجاني مي تواند تکامل تدريجي آنها را به سوي ايجاد گونه هاي متفاوت و جديد سوق دهد.
اين گروه از ماهي ها نمونه هاي خارق العاده اي بوده اند.

هنگام بررسي تنوع اکولوژيک, بررسي شرايط محيطي گونه هاي مختلف مهمتر از بررسي ويژگي هاي رفتاري آنهاست.
به منظور تشريح چگونگي پيدايش گونه هاي متعدد در ماهي «هاملت» (گونه اي از هيپوپلکتروس) دانشمندان بر اساس الگوي رنگ, روش تغذيه و رفتارهاي جفت گيري اين گروه از ماهيان را مورد مطالعه قرار دادند. محققان مشاهده کردند که ماهي شکارچي هيپوپلکتروس براي شکار, ماهي هايي را تعقيب مي کند که رنگي شبيه به رنگ خودش داشته باشند تا شکارش را غافلگير کند؛ چرا که ماهي هاي طعمه از ماهي هاي هم رنگ و هم نوع خود نمي ترسند.
همچنين در جفت گيري هم ماهي هاي شکارچي جفت خود را از ميان ماهي هاي هم رنگ خود انتخاب مي کنند. از لحاظ آماري با وجود تفاوت هاي ژنتيک عمده, داشتن رفتارهاي مشابه که ماهي را به گروه هاي مختلف و کوچکتري تفکيک مي کند, محققان به اين نتيجه رسيدند که از 1 تا 13 گونه رنگي ماهي هاملتhomlet به عنوان يک گونه در حال تکوين طبقه بندي مي شوند. در حقيقت اين گروه از ماهي ها بسيار پيچيده و اسرارآميز هستند و تنوع ژنتيک به تنهايي نمي تواند براي شناسايي گونه هاي مختلف در ميان ماهي هاي رنگي مؤثر باشد. هنگامي که مکانيسم هاي اکولوژيک در ابتدا به وضوح مشاهده نميشود, ما در تشخيص گونه هاي مختلف و گوناگوني در ماهي هاي استوايي تلاش بيشتري مي کنيم.
آنها توضيح دادند که چگونه حالت هاي کلاسيک تنوع اکولوژيک مي تواند به بروز ساختارهاي واضحي در تنوع منجر شود. به عنوان مثال فنچ هاي داروين به گونه هاي مختلفي تقسيم مي شوند زيرا ساختار نوک آنها با رژيم غذايي آنها و شکل جفتگيري آنها مربوط مي شد و از گونه اي به گونه ي ديگر متفاوت است.
در اين مطالعه, الگوهاي رنگي متفاوت در ماهي هيپوپلکتروس حاکي از رفتار متفاوت در آنها بود.
آنها پس لز غواصي حدود 94 هزار متر مربع از آبهاي پاناما که صخره هاي مرجاني را دربرمي گيرد, الگوهاي رفتاري را يافتند و محاسبه کردند که در طول يک ساعت غواصي به طور متوسط فقط 6 دقيقه از رفتارهاي مبتني بر رنگهاي مختلف را مي توانيم مشاهده کنيم.
آنها اميدوارند که اين مطالعات باعث انجام تحقيقات بيشتري در جهت تنوع اکولوژيک شود و مي گويند ما نمي توانيم فقط يک عکس فوري از اين گونه ها بگيريم بلکه بايد ساعتها براي مطالعه آنها در حيات وحش وقت صرف کنيم.

 

مترجم:آتنا حسن آبادي/منبع:physorg

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 


گرگ خاکستري


گرگ خاکستري با نام علمي Canis Lupus بزرگترين عضو خانواده سگسانان هستند و در قا ره آمريکا, اروپا و آسيا ديده مي شوند و بين 1 تا 1/5 متر طول و 16 تا 60 کيلوگرم وزن دارند.
درازاي دم به 30 تا 51 سانتيمتر مي رسد. پاهاي بلند و قوي, گوشهاي حساس و پوزه دراز دارند. وزن ماده ها تقريبا 20% کمتر از نرهاست.
گرگ خاکستري حيوان باهوش و اجتماعي است و به عنوان يک شکارچي در شکار بسيار موفق است و در شرايط مختلف با روش هاي گوناگون شکار خود را به دست مي آورد. گاهي به طور انفرادي يا به صورت جفت در حال شکار ديده مي شوند ولي اغلب گروه هاي 8 الي 12 تايي تشکيل مي دهند و به طور دسته جمعي به شکار خود حمله مي کنند. با اينکه غذاي اصلي گرگ خاکستري از گوشت و مواد حيواني است ولي گاهي ديده شده است که از مواد گياهي مانند بعضي از ميوه جات هم تغذيه مي کند. طعمه گرگ ها سم داران اهلي و وحشي, خرگوش, پرندگان و جوندگان است.
آنها با زوزه کشيدن با هم ارتباط برقرار مي کنند و گرگهاي رقيب را از قلمرو خود دور کرده و طعمه شکار شده خود را حفظ مي کنند و همچنين در فصولي که گرگها به دنبال جفت هستند آواي پرطنين زوزه آنها شنيده مي شود. گرگهاي خاکستري مسافت هاي طولاني را طي ميکنند و قلمرو خود را با بوي بدنشان علامت گذاري مي نمايند و داخل تنه درختان تو خالي يا شکاف صخره ها و کوه ها را به عنوان پناهگاه خود انتخاب مي کنند, گاهي هم حفره هاي کنده شده به وسيله حيوانات ديگر را اشغال کرده و به لانه خود تبديل مي کنند و يا در بيشه هاي انبوه و نيزارها پنهان مي شوند.
معمولا گرگهاي خاکستري به محل زندگي انسان ها نزديک مي شوند و افسانه هايي که از درنده خويي آنها بين مردم بعضي از مناطق دنيا وجود دارد سبب آزار و اذيت آنها توسط مردم آن نواحي مي شود.
امروزه اکثر گرگهاي خاکستري در طبيعت زندگي مي کنند و به صورت گروهي شکار مي کنند و بقاي نسل خود را با زندگي گروهي حفظ مي کنند. گرگهاي خاکستري حيوانات باهوش و زيرکي هستند و از مواد سمي و تله به خوبي پرهيز مي کنند و استعداد شناسايي اشخاص را دارند و به خصوص بچه هاي آنها اهلي مي شوند.

فصل جفت يابي از ژانويه تا اپريل است. گرگ ماده بعد از 2 ماه بين 4 تا 7 بچه به دنيا مي آورد, بچه ها با چشمان بسته متولد مي شوند و بعد از 12 تا 13 روز چشم باز مي کنند و در سه هفتگي به تدريج از لانه خود خارج مي شوند. بچه گرگها خز تيره تري دارند و رنگ چشمانشان آبي است که با بزرک شدن آنها به زرد طلايي يا نارنجي تغيير مي کند. در 8 تا 16 هفتگي بعد از حدود 2 ماه توله ها از کمينگاه خود بيرون مي آيند. هنگاميکه بچه ها شروع به خوردن گوشت مي کنند مادر در بدست آوردن غذا شرکت داشته و کم کم بچه ها را با خود به شکار مي برد.
براي مثال هنگامي که چند بچه گرگ روي يک مرغ خانگي مي پرند و دندان هاي کوچک شيري و نوک تيزشان را در گوشت طعمه فرو مي کنند و آنکه از همه قويتر است طعمه را تصاحب کرده و با افتخار همراه خود مي برد و به عکس العمل بقيه ي بچه گرگ ها نگاه مي کند. بچه گرگ با چابکي و هيجان به ميان علفها مي دود, روي شکمش مي خزد و سر جايش بي حرکت متوقف مي شود و دور و برش را مي پايد و تمام اندامهاي حسي اش را کاملا بيدار و هشيار نگه مي دارد و ناگهان روي برادر و خواهرهايش که در سايه درخت چرت مي زنند مي پرد و با مشاهده اين حالات مي توان گفت اين حيوان کوچک صاحب تمام آن چيزهايي است که در مبارزه براي زندگي به کار مي آيند, فقط تجربه ندارد که آن را هم با بازيهاي بچه گانه بدست مي آورد و دست از تلاش و پيگيري برنمي دارد و در آينده شکارچي ماهري مي شود.

در کشور ما هم از نوع گرگ خاستري در خراسان, گرگان, آذربايجان, کردستان, لرستان, استان مرکزي, خوزستان, کرمان و مناطق ساحلي شمالي ديده مي شوند.

در شبهاي سرد و طولاني زمستان در بيابان هاي نزديک آبادي ها زوزه و فرياد پر طنين گرگها به گوش مي رسد. در اين فصل بيشتر گرگها به حالت دسته جمعي ديده مي شوند و به انسان و آغل گوسفندان و حتي لانه مرغ ها حمله مي کنند و به جز فصل زمستان تنها و مجرد هستند و پيوسته براي تهيه غذا در حرکت مي باشند و غذاي گرگ در اين اوقات بيشتر ميوه و پرندگان و موش صحرايي و ساير حيوانات کوچک است که در اين فصول فراوانند.

....مجله شکار و دوستداران طبيعت....

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

خروس کولي دم سفيد
White-Tailed Plover


طول بدن اين پرنده که به صورت نيمه مهاجر در ايران ديده مي شود حدود 28 سانتيمتر است و داراي جثه ي کوچک, پاهاي دراز زرد رنگ, رو تنه خاکستري شني و سر شني رنگ, گردن و سينه خاکستري سربي و منقار سياه مي باشد. دم اين پرنده کاملا سفيد است و در هنگام پرواز بالهاي سفيد رنگ آن کاملا مشخص هستند.
شاهپرهاي اوليه بالها سياه رنگ است که البته در پرواز بالهاي سفيد رنگ با اين شاهپرهاي نخستين تيره رنگ تضاد خود را نشان مي دهد.
سينه و گلوي پرنده جوان کم رنگ تر و سر تيره تر مي باشد و پشت او لکه هاي قهوه اي رنگ دارد.

خروس کولي دم سفيد در حاشيه برکه هاي شور وشيرين, تالاب ها و مناطق باتلاقي و دشت هاي مرطوب به سر مي برد و روي زمين, آشيانه مي سازد و از انواع بي مهرگان تغذيه مي کند. گاهي به صورت گروهي ديده مي شوند و در ايران در ناحيه خوزستان و فارس وجود دارد.
 در حال حاضر خبر جالب توجه در مورد اين پرنده اين است که در تالاب کاني برازان مهاباد مشاهده شده است و تا کنون دو قطعه از اين پرنده که از جمله پرندگان گرمسيري جنوب کشور است در تالابهاي آذربايجان غربي ديده شده اند که پديده بسيار نادري است که تا کنون نظير آن گزارش نشده است.
شرايط مناسب زيستگاه ها و تالاب هاي اين استان بويژه تالاب کاني برازان مهاباد به لحاظ امنيتي و غذا از جمله دلايل مهاجرت اين گونه پرندگان به آذربایجان غربی به شمار می رود.

 

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

مارمولک یقه دار استرالیایی

مارمولک یقه دار استرالیایی در شمال استرالیا و جنوب گینه نو زندگی می کند و در حدود ۶۰ تا ۷۰ سانتیمتر طول دارد و بین مارمولک های استرالیایی تماشایی ترین است.

این خزنده دارای یقه پوستی بزرگ و اویزانی است که در پشت سرش پنهان است و در موقع احساس خطر آن را باز می کند که مانند چتری دور گردنش نمایان می شود و در این موقع بدنش را می جنباند و با دهان باز هیس هیس می کند که با این حالت تدافعی می تواند دشمنانش را دور کرده و فرصت فرار پیدا کند و به طرف تنه ی یک درخت می رود و در بالای بلند ترین شاخه آن بی حرکت منتظر می ماند.

این یقه پوستی به رنگ روشن و با رنگ قهوه ای خاکستری قسمتهای دیگر بدن این مارمولک متضاد است.

 

.....مجله شکار و دوستداران طبیعت.....

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 

کوسه ماهی سر چکشی

کوسه ماهی سرچکشی یکی از انواع کوسه ماهی ها است که طول آن بیش از ۴ متر و وزنش به بیش از ۴۰۰ کیلوگرم می رسد و از میان آب مثل هیولای ماقبل تاریخ ! ظاهر می شود. این ماهی شناگر نیرومندی است و به این شهرت دارد که اگر با قلابی صید شود آنقدر می جنگد تا از خستگی هلاک شود. عتمل تعادل او قسمت چکش مانند و عجیب سر این حیوان است و معمولا چشمان تیزبینش را که در دو طرف سر چکش مانند او قرار گرفته، به قربانی خویش می دوزد و قبل از اینکه حمله اش را شروع کند در آب بدون حرکت قرار می گیرد.

این ماهی همچنین دارای حس بویایی بسیار قوی و خلق و خوی پیش بینی نشده است.

دامنه تغذیه بسیار وسیعی از ماهی ها دارد که شامل کوسه ماهی های دیگر است و از کوسه ماهی هایی به شمار می رود که به انسانها حمله می کنند و گهگاه در نزدیک سواحل، باله پشتی بزرگش از آب دیده می شود.

در تابستان به سمت شمال و آبهای سردتر حرکت می کنند که این عملکرد مشابه کوسه های دیگر نیست، آنها اغلب در دسته های بزرگ مهاجرت می کنند و در آبهای گرم تمام اقیانوس ها دیده می شوند.

 

....مجله شکار و دوستداران طبيعت.....

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 


شهد پارسی در جان کویر

گیاه گون 4 نوع مختلف دارد که مهمترین آن انگبین گون است. این گیاه از گذشته تا کنون برای تولید گز مورد استفاده قرار می گرفته است. گز شیرینی معروف و سنتی ایرانی بوسیله حشره ای که از گیاه گون تغذیه می کند, تولید می شود, ولی متأسفانه این حشره در حال حاضر به عنوان یک گونه نادر و در معرض خطر انقراض معرفی شده است, به گونه ای که کارشناسان نسبت به حفظ و احیای آن هشدار داده اند.

 

گز چگونه تولید می شود

نوزاد حشره کوچکی به نام پسیل گز که طول بدن آن کمتر از 2 میلی متر است, عامل اصلی تولید گز انگبین است. این نوزادان که در اصطلاح پوره نامیده می شوند, از شیره گیاهی برگچه ها و سرشاخه های گون تغذیه میکنند و پس از هضم و جذب مواد مورد نیاز خود, مازاد مواد قندی و سایر مواد شیره را که نیاز ندارند, بدون وارد کردن به معده اصلی مستقیم از انتهای بدن خود خارج می کنند که به صورت رشته های باریک و سفید رنگ  روی سرشاخه های گون دیده می شود. البته این مواد که در ابتدای خروج از بدن حشره به صورت رشته های خمیری هستند بلافاصله در مجاورت هوای محیط خشک می شود و به صورت رشته های نخی شکل و بند بند درمی آید. افراد محلی این رشته های سفید را گز انگبین و گاهی به اختصار گز می نامند.

 

همکاری گیاه و حشره

وجود گون های انگبین در مراتع, سابقه ی دیرینه ای دارد؛ ولی برداشت گز از گون تنها به 200 سال پیش برمی گردد. به گفته مهندس محمد جواد عمونبی, مدیر جهاد کشاورزی شهرستان خوانسار, این گونه گون در کشورهای شوروی سابق, عراق, چین و ایران (غرب استان اصفهان و قسمتی از استان های لرستان و چهار محال و بختیاری) وجود دارد.عمونبی می افزاید: به طور کلی سطح زیر کشت گیاه گون در کشور 200 هزار هکتار است که در صورت بازده بودن از هر هکتار آن 150 کیلوگرم محصول به دست خواهد آمد؛ اما متأسفانه در حال حاضر بخشی از سطح زیر کشت گون در کشور فاقد باردهی است و در شهرستان خوانسار هم به دلیل عوامل جوی و محیطی, برداشت بی رویه و چرای غیر اصولی دام ها شاهد کاهش باردهی گیاه گون بویژه گز انگبین در سالهای اخیر بوده ایم. این در حالی است که تنها در این شهرستان حدود 40 هزار هکتار گون وجود دارد که از ظرفیت بالقوه ای با تولید 2 تن محصول برخوردار است.البته متأسفانه این سطح در حال حاضر فاقد باردهی است.
برای حل این مشکل و به منظور بارور شدن گون های انگبین شهرستان خوانسار, یک طرح تحقیقاتی در حال انجام است که خوشبختانه به نتیجه رسیده و با اجرای کامل آن در آینده ای نزدیک شاهد باروری این گیاه خواهیم بود. عمونبی ویژگی های این طرح را شناخت پدیده تولید گز انگبین, شناسایی گونه مولد گز انگبین و شناخت عوامل تقویت کننده تولید گز و عوامل زنده مؤثر در جمعیت پسیل گز در تولید می داند, ضمن آنکه یافتن راهکارهایی برای افزایش جمعیت و حمایت حشره مولد و اجرای مکانیزاسیون جبرانی را هم از عوامل مؤثر این طرح معرفی می کند.

 

راهی برای نجات

با توجه به اهمیت طرح افزایش باردهی گیاه گون مراحل مختلفی برای آن از سوی کارشناسان و مجریان طرح در نظر گرفته شده است. شناسایی گونه مولد گز انگبین و حشره پسیل گز, پراکنش و تراکم آنها اولین گام در این تحقیقات به حساب می آمد که به انجام رسیده است؛ اما مراحل بعدی آن همچون تعیین عوامل زنده مؤثر در جمعیت و تولید, همچنین بررسی عوامل غیر زنده مانند تأثیرات برف, یخبندان و ... در حال انجام است. در نهایت قرار است روش های احیای گون و افزایش جمعیت پسیل گز پس از اتمام مراحل سه گانه قبلی انجام شود.
این طرح از آنجا حائز اهمیت است که اگرچه تکثیر گون انگبین به صورت طبیعی و خودرو از طریق بذر صورت می گیرد, ولی برای تکثیر پسیل و حشره لازم است شرایط محیطی مناسبی فراهم شود و در نتیجه باید عوامل بازدارنده ای که تاکنون باعث از بین رفتن حشره شده اند, شناسایی شوند و در نهایت با انتقال پسیل از مناطق فعلی به مناطق مناسب شرایط ویژه ای برای تولید هرچه بیشتر فراهم آید. به این منظور و برای استقرار و تولید پسیل باید شرایط محیط طبیعی و حفاظت فیزیکی و مکانیکی فراهم و در ضمن, شرایط و تکنولوژی های آزمایشگاهی شامل اتاق تیمار رشد و محیط های کشت و پرورش هم در نظر گرفته شوند.

 

به شیرینی عسل

شایع ترین کاربرد انگبین گون تولید گز است. این ماده ضمن آنکه خواص متضاد چسبندگی و شکنندگی خود را به گز می بخشد, باعث حفظ رطوبت گز و در نتیجه نرم و تازه ماندن آن برای چندین هفته می شود. در حال حاضر به دلیل کاهش بهره برداری گز انگبین و افزایش قیمت آن, قنادها ترجیح می دهند به جای آن از ترکیبات مصنوعی و متشابه مانند بادکا, که حاوی گلوکز مایع است و قیمت پایین تری دارد استفاده کنند. کاربرد دیگر در صنایع دارویی است. فروکتوز موجود در مان گون دارای خاصیت دارویی ویژه ای است که باعث شده است در طب مورد توجه قرار گیرد. فروکتوز یا قند میوه, قندی ساده و به مراتب شیرین تر از ساکاروز است. انگبین گون با داشتن 40 درصد فروکتوز همانند عسل یکی از منابع غنی این قند کمیاب است که می توان از فروکتوز آن برای تولید اسپرماتوزوئید در انسان و نیز تزریق به افراد مبتلا به دیابت استفاده کرد و ...

به گفته عمونبی در حال حاضر طرح افزایش باردهی گیاه گون از سوی مرکز تحقیقات سازمان جهاد کشاورزی در حال اجراست و دستگاه هایی همچون فرمانداری, مدیریت جهاد کشاورزی و اداره منابع طبیعی استان اصفهان از آن حمایت می کنند. از نتایج این طرح مقالات متعددی در نشریات معتبر به چاپ رسیده و در صورتی که طرح با حمایت های مالی به خوبی اجرا شود, در آمد بسیاری برای مردم محلی و کشور به ارمغان خواهد آورد. عمونبی در پایان روند پیشرفت این طرح را مثبت ارزیابی کرد و افزود: با توجه به نتایج به دست آمده در مرحله پایلوت به موفقیت نهایی این طرح در آینده ای نزدیک امیدوار هستیم.

......جام جم......

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
  شهرستان لنگرود يکي از شهرستانهاي استان گيلان است که در غرب به شهرستان لاهيجان و در شرق به شهرستان رودسر منتهي ميشود. شهر لنگرود مرکز اين شهرستان است.

شهرستان لنگرود داراي سه شهر به اسامي لنگرود، کومله، شلمان و يک بخش مرکزي است و بخش مرکزي از 6 دهستان 231 آبادي (شامل روستا و مزرعه). تشکيل شده است که عبارتند از: 1- چاف با 15 آبادي، 2-درياسر با 90 آبادي، 3 -ديوشل با 23 آبادي 4-کومله با 111 آبادي، 5 -گل سفيد با 14 آبادي، 6-لات ليل با 57 آبادي.

 
<<جاذبه هاي لنگرود>>

پل خشتي لنگرود:
اين پل روي رودخانه اي که لنگرود نام دارد و آب آن از يکي از نهرهاي سفيدرود است،و از ميان داخل شهر مي گذرد، بناء شده است.طول اين پل بالغ بر 37 متر است و عرض آن 5/4 متر و ارتفاع بلندترين نقطه پل از سطح رودخانه 70/9 سانتي متر است. که دو قسمت شهر فشکالي محله را به راه پشته متصل مي سازد.اين پل را شخصي به نام (حاجي آقا پرد) ساخته و بنابر روايتي پل مزبور در محل پل قديمي بدستور حاجي آقا بزرگ منجم باشي، در زمان سلطنت فتحعلي شاه، ساخته شده است.و در کتاب (دارالمرز ولايت ،گيلان،رابينو) در مورد اين پل چنين آمده است:

پل خشتي لنگرود،پلي که با آجر و ساروج ساخته شده و داراي دو دهانه فراخ براي عبور کشتي است،37 متر طول و12 متر ارتفاع دارد و مربوط به دوران صفويه است،گو آنکه بعضي به عهد تيموري نسبت مي دهند ولي سندي در اين باره در دست نيست.

منزل قديم منجم باشي:

اين خانه که در فشکالي محله لنگرود است،يکي از آثار قديمي و تاريخي لنگرود به شمار مي رود.خانه منجم باشي در فشکالي محله و جنب سبزه ميدان لنگرود از املاک اين خاندان است که تا امروز باقي مانده و در اصل شامل بيروني ،اندروني،خلوت خانه،مسجد،حمام و اصطبل بوده است.

باغ معروف منجم باشي:

يکي ديگر از آثار ديدني لنگرود باغ معروف منجم ياشي لنگرودي در روستاي ديوشل بوده است.وي در اين دهکده کاخي ساخته و طرح باغي ريخته بود و بناي اين کاخ را از افتخارات خود مي دانست.

پل خشتي قديمي نالکياشر:

يکي از آثار باستاني،قديمي و ديدني در شهرستان لنگرود است که قدمتش به حدود دوره صفويه مي رسد.اين پل خشتي که در مسير روستاي ليالستان از روستاهاي لاهيجان،به نالکياشر است،از ابنيه قديمي محسوب مي شود.که به طرز جالب و زيباي ديدني ساخته شده است.

ليلاکوه:

ليلاکوه کوهي است در نزديکي شهر لنگرود در استان گيلان در شمال ايران که دامنه‌هاي اين کوه امروزه تبديل به قطب قهوه‌خانه‌اي گيلان شده است.


  مي توان گفت گيلان سرزمين رودها، جنگل‌ها و كوه‌هاي شگفت‌انگيز و رويايي،‌ آرام در كنار درياي نيلگون مازندران است.
اقليم سرزمين گيلان به آب و هواي معتدل خزري معرفو است. كوهستان تالش با جهت شمالي - جنوبي و كوهستاني البرز با امتداد غربي - شرقي، مانند سدي از عبور بخار آب درياي مازندران و بادهاي مرطوب شمال غربي به داخل جلوگيري مي‌كند و به علت ارتفاع زياد موجب بارندگي‌هاي فراوان در اين استان مي‌شود؛ تبخير فراوان درياي مازندران ضمن افزايش رطوبت هوا به تعديل دماي هوا در تابستان و كاهش آن در زمستان به ويژه در نواحي جلگه‌اي نزديك به دريا كمك مي‌كند.


«جاذبه‌هاي طبيعي»

كناره‌هاي درياي خزر در اين منطقه با وجود جنگل‌هاي انبوه دامنه‌هاي البرز و قله‌هاي سر به فلك كشيده و پوشيده از برف و باغ‌هاي مركبات، شالي‌زارها و كشت‌زارهاي سرسبز، جلوه‌اي شگفت‌انگيز را پديد آورده‌اند، كناره‌هاي دريا از لحاظ نوع ساحل، داراي قابليتي شگرف براي بهره‌برداري گردشگري‌اند و يكي از كم‌نظيرترين ساحل‌هاي جهان به شمار مي‌روند.

«رودخانه‌ها»

سفيدرود، آستاراچاي، كرگان، شفا، ماسوله رودخان، شاخزر، لنگرود رودخان، شلمان، پل و ساير رودهاي اين منطقه به دليل پوشش‌هاي گياهي متنوع در حواشي اين رودها قابليت‌هاي جالب توجه گردشگري دارد.


«تالاب‌ها و مرداب‌ها»

 تالاب انزلي:

اين تالاب در ساحل غربي درياي مازندران در غرب دلتاي سفيد رود و در جنوب بندر انزلي گسترده است. چشم‌انداز زيبايي اين تالاب، جاذبه‌هاي شگرف به منطقه بخشيده‌اند. اين تالاب زيستگاه و محل تخم‌ريزي بسياري از ماهيان و توقف‌گاه پرندگان مهاجري چون غاز، قو، اردك، مرغابي، چنگر است.

تالاب انزلي و جزيره‌هاي آن، چشم‌اندازهايي بسيار زيبا دارند و مشتقان فراوان طبيعت را به سوي خود جلب مي‌كند.

تالاب اميركلايه :(شيخ علي كل)

اين تالاب كه در گذشته آن را «شاله كل» هم مي‌ناميدند در بخش «شير جو پشت» در شمال لاهيجان و در 28 كيلومتري شمال غربي لنگرود، در نزديكي جاده بندر كيا شهر به لنگرود قرار دارد.

تالاب اميركلايه در حدود يك هزار و 100 هكتار مساحت دارد و عمق متوسط آن يك 1 و 85 سانتي‌متر است و در حال حاضر هيچ ارتباطي با دريا ندارد. اين تالاب از نظر گونه‌هاي گياهي بسيار غني است و گياهان بسيار در آن روييده‌اند و تا كنون 51 گونه‌ي گياهي در آن شناسايي شده است، گياهان تالاب اميركلايه در فصل بهار و تابستان سرسبزي بسيار به اين تالاب مي‌بخشند.

«چشمه‌ها و مراكز آب درماني»

منطقه‌ي گيلان داراي چشمه‌هاي متعددي از جمله چشمه‌ي آب معدني زمزمه، علي زاخواني، آب شورلاكان،‌چشماگل سه شنبه، آب معدني سنگرود، آب گرم ماستخور و سجيران است كه هر يك استفاده‌هاي درماني متفاوتي دارند.

«فضاهاي جنگلي»

جنگل‌هاي شمالي ايران به ويژه جنگل‌هاي گيلان تنها بازمانده جنگل‌هاي طبيعي و تجاري كشور و بقاياي يك ثروت ملي، تاريخي و طبيعي‌اند.

جذابيت جنگل‌هاي گيلان در تنوع گونه‌هاي آن و سرسبزي بستر اين منطقه كه مانند فرشي از چمن گسترده است.

اين جنگل‌ها، امكانات شايان توجهي را از نظر تغذيه حيات وحش و پركردن اوقات فراغت مردم فراهم ساخته است، محيط طبيعي آن، حتي بدون تجهيزات كافي در كوهپايه‌ها نيز قابليت تفرجگاهي فراوان دارد. توسعه‌ي راه‌هاي ارتباطي از ميان دره‌هايي كه كوه و جنگل را به هم پيوند مي‌دهند. امكان برقراري گشت‌هاي گردشگري براي گذشتن از دل جنگل‌ها و دستيابي به دريا را آسان كرده است در پهنه‌ي سرزمين گيلان نواحي ييلاقي و محورهاي جهانگردي بسيار زيبايي پديد آمده‌اند كه معروف‌ترين محورهاي ييلاقي آن ماسوله و ييلاقات آن، دلمان، رحيم‌آباد، گرماب دشت وكوجيه، اسالم به خلخال، قلعه‌ي رودخان، نواحي ييلاقي امامزاده ابراهيم و امامزاده اسحاق (ع)، نواحي ييلاقي رستم‌آباد و سلانسر، دره‌ي اشكور و دره‌ي گوهر رود و مارليك است.

«مناطق حفاظت شده و شكارگاه‌ها»

استان گيلان به لحاظ ويژگي‌هاي زيست محيطي يكي از زيباترين منطقه‌هاي سرزمين ياران است كه گونه‌هاي نادري از گياهان و درختان جنگلي و حيات وحش را در خود جاي داده است.

در زيستگاههاي استان گيلان، پستانداراني از هفت راسته‌ي جانوري زندگي مي‌كنند كه مهمترين اين گونه‌ها؛ سوسمارها، انواع لاك‌پشت‌ و مار و سمندر، خارپشت، موش كور، حشره‌خوار آبزي، خفاش، گرگ، شغال، روباه، خرس قهوه‌اي، راسو، گوركن، شنگ، كفتار،‌گربه جنگلي، سياه گوش، پلنگ، فك خزر، خوك وحشي، گوزن، شوكاء، خرگوش، تشي، موش شكول و خانواده‌ي پرتعداد موش همچنين پرندگان مهاجر و بومي فراوان در استان گيلان زمستان گذراني و يا زندگي مي‌كنند كه مهمترين آنها؛ آبچليك، اردك‌ها، ختكاي پرسفيد، عروس غاز، قوي كنگ، غازها،‌ فريادكش و نك پهن حواصيل، باكلان،‌ پرندگان شكاري، پرستوهاي دريايي، توكا، چكاوك، چنگر، داركوب، دم جنبانك، زاغي، سار، سليم، بلبل، سينه سرخ، كاكايي، كبك، كشيم، كفچه نوك، گنجشك، لك لك، سسك، مرگوس، ماهي خورك، يلوه، خروس كولي و پاشلك است.

استان گيلان به لحاظ استقرار در كنار بزرگترين درياچه‌ي جهان زيستگاه گونه‌هاي متنوعي از آبزيان است.

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
   

در حالی که مدیر کل محیط زیست استان تهران, هفته گذشته اعلام کرده بود با اجرای برنامه های حفاظتی روند کاهش جمعیت وحوش استان تهران متوقف شده است, روز گذشته از درگیری محیط بانان با شکارچیان غیر مجاز در پارک ملی خجیر خبر داد. به گزارش همشهری, شکارچیان غیر مجاز ساعت 14:30 چهارشنبه گذشته با اسلحه ژ-3 از فاصله نزدیک یکی از محیط بانان پارک خجیر را از ناحیه پا هدف گرفته و مجروح ساختند. مدیر کل محیط زیست استان تهران, هر چند از دستگیری ضارب و همراهانش خبر داده و می گوید از این افراد یک قبضه اسلحه جنگی سیمینوف با 5 فشنگ کشف و ضبط شده است, اما این واقعه تلخ, بیش از پیش این گفته کارشناسان محیط زیست را تأیید می کند که محیط بانان نه تنها در مناطق دور افتاده که حتی بیخ گوش مسئولان و در پایتخت هم به دلیل کمبود تجهیزات توان مقابله با شکارچیان مختلف را ندارند. این گزارش می افزاید تا کنون نزدیک به 100 محیط بان در مقابله با متجاوزان به عرصه های طبیعی و حیات وحش در گوشه و کنار کشور جان باخته اند. با این همه, محیط بانان ناگزیرند با تجهیزات فرسوده و قدیمی با متجاوزانی مواجه شوند که به تفنگ های مدرن دوربین دار و اتومبیل های پیشرفته دو دیفرانسیل مجهزند. نکته دیگری که کارشناسان بر آن تأکید می کنند آموزش محیط بانان, افزایش حقوق و تأمین زندگی آنان است که تاکنون سازمان محیط زیست از آن غافل مانده اند.

روزنامه همشهری

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
 
مطالعات جدید نشان می دهد که برخی از حیوانات نیز همانند انسان برای نیازهایشان در آینده برنامه ریزی می کنند. مدت های طولانی انسان بر این باور بود که فقط بشر می تواند از تجارب گذشته برای برنامه ریزی های خود در آینده درس بگیرد و حیوانات فقط محدود به لحظه هستند, اما در مطالعات و بررسی های اخیر دانشمندان موفق به شناسایی نوعی پرنده با عنوان ((جی جاغ بوته زار)) در غرب آمریکا شده اند که این پرنده به شکل حیرت انگیزی برای احتیاجاتش در آینده برنامه ریزی می کند. این پرنده که بومی غرب آمریکاست مانند سنجاب ها و دیگر حیوانات که غذا ذخیره می کنند برای آینده غذا جمع آوری کرده و انبار نگهداری مواد غذایی خود را پس از کهنه شدن ترمیم می کنند.

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه اسکندری
 
 
     
 

pctfx3.1

Digital Classic Fix Template

سي دي كاتالوگ چند رسانه اي گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: طراحي و پياده سازي قالب وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog دامنه فارسی

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور